درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

يكشنبه 1 ارديبهشت 1398 15 شعبان 1440 Sunday 21 April 2019

.

.

.

.

.

پیام‌ها:
حضرت علی علیه السلام : من از همه حریص تر به وحدت مردم در جامعه مى باشم
بازدید کنندگان محترم آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان در بخشهای مختلف وب سایت معاونت امور ایران هستیم
حضرت رضا سلام الله علیه : عبادت به بسیاری روزه و نماز نیست بلکه عبادت به زیاد اندیشیدن در کار خداست
حضرت علی سلام الله علیه : هر کس عمل امروز خود را اصلاح و کوتاهی های دیروز خود را جبران کند ، رستگار شود.
نقش هدايتگري علماي اسلام در برون رفت از چالش هاي پيش روي جهان اسلام - عبدالجلیل فرهمند
1394/10/14 2195

نقش هدايتگري علماي اسلام در برون رفت از چالش هاي پيش روي جهان اسلام - عبدالجلیل فرهمند

چکيده

با توجه به جايگاه رفيع دين مبين اسلام و حضور قدرتمند آن در تحولات منطقه اي و بين المللي در مواجهه هوشمندانه با چالش هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي، نيازمند ترسيم چشم انداز جامعي است که  آينده اي الهام بخش، فعال و مؤثر را در جهت تحکيم و ارائه الگوي مردم سالاري ديني، ايجاد و توسعه جامعه اخلاقي، نوگرايي و پويايي فرهنگي، اجتماعي ،  اقتصادي و سياسي بر اساس آموزه هاي اسلام ناب به همراه داشته باشد.

 در سايه تحقق و مديريت چنين چشم اندازي با تکيه به همگرايي مي توان در مقابل موانع و دخالت استعمارگران و قدرت هاي سلطه گر در جهان اسلام ايستادگي و تهديدها را تبديل به فرصت نمود.

و اين امر با پژوهش و مطالعه عميق و  با مديريتي کارآمد و راهبردي مدون از سوي علما و انديشمندان جهان اسلام و با تکيه بر وحدت کلمه و با رعايت اصل وقت شناسي و دشمن شناسي نتيجه بخش و عملي خواهد شد.

مقدمه

آنچه مسلم است وجود رهبران، انديشمندان و علما در هر جامعه اي به عنوان ارکان تاثيرگذار ، نقش شريان هاي حياتي را ايفا مي کنند که اگر به موقع و درست و کارآمد عمل نکنند آن ملت و جامعه دچار انحطاط، تنزل و يا در معرض سقوط و اضمحلال قرار مي گيرد. در حقيقت سکان دار هدايت مردم، علما و انديشمندان هستند.

هويت زدايي و يا هويت بخشي با تدبير و درايت علما و انديشمندان محقق مي شود. شناخت ظرفيت ها و فرصت هاي جهان اسلام در جهت نيل به توسعه و فائق آمدن بر مشکلات و مسائل موجود و شناسايي و استفاده از فرصت ها و ظرفيت هايي که براي مواجه شدن با تهديدها و کاستي ها در اختيار مسلمانان است و تدبير راه حلِ برون رفت از وضعيت توسعه نيافتگي فعلي با درايت و هوشياري خواص و علماي جوامع اسلامي ميسر است.

در اين مقاله کوشيده ايم که به نقش علما و انديشمندان در چگونگي هدايتگري جامعه در فرهنگ سازي و نظام سازي، استکبار ستيزي و استبداد زدايي، وقت شناسي و دشمن شناسي، مبارزه با فساد و ثروت اندوزي، عدالت خواهي، شهادت طلبي و صبر و مقاومت و ايجاد امت واحده اسلامي پرداخته و جايگاه آن را در برون رفت از چالش هاي پيش روي جهان اسلام با استفاده از آموزه هاي ديني و سخنان گهربار امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري مدظله العالي،  بررسي کنيم.

کليد واژها: امت واحده، نظام سازي، وقت شناسي و دشمن شناسي، وحدت و همگرايي، امر به معروف و نهي از منکر، استکبار ستيزي و استبداد زدايي و راهکارهاي عملي

امت واحده در قرآن

- اِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُم اُمَّةً واحِدَﺓً وَ اَنَا رَبُّكُم فَاعبُدُونِ (الانبياء : 92) اين امّت شماست، امّتي يگانه و من پروردگار شمايم، مرا بپرستيد.

- وَ ما كانَ النّاسُ اِلآّ اُمَّـﺓً واحِدَﺓً فَاختَلَفُوا ... (يونس: 19) مردم جز يك امّت نبودند . ميانشان اختلاف افتاد

- وَ كَذ'لِكَ جَعَلناكُم اُمَّـﺓً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدآءَ عَلَي النّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيكُم شَهيداً ... (البقره: 143) چنين است كه شما را بهترين امّتها گردانيديم تا بر مردمان گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد.

- وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَميعاً وَ لاتَفَرَّقُوا ... (آل عمران: 103) و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد.

در آيه هاي قرآني از واژه هاي اجتماع، جامعه، مجتمع براي بيان اجتماع اسلامي سخني به ميان نيامده است. اين واژه گان همه از ”جمع“ و بيانگر گردآمدن و دور يكديگر قرار گرفتن است. (جامعه در عربي معاصر به معناي دانشگاه است) به جاي اين واژگانها از واژه امّت استفاده شده است كه معناي غني و سرشاري دارد. امّ به معناي مادر، اصل، ريشه، مبدﺃ، محل بازگشت، مقصد، رئيس، ستون، وسط، مركز، چيزي كه اشياء ديگر با آن درارتباطند، و نيز فعل به معناي قصد كردن، آهنگ و عزيمت كردن است.

به طور کلي و بر اساس آيات بيان شده در قرآن انسانها، به يك سازماندهي فراگير و منسجم  و قرار گرفتن در تحت لواي امت واحد اسلامي دعوت مي شود در واقع  مراد از امت اسلامي در قرآن، گروه وسيعي از مردم است که تحت رهبري و هدايت مشترک بوده و به سوي هدفي واحد در حرکت مي باشند. اين جامعه ي آرماني اسلام، داراي ويژگي هاي خاصي است که آن را از ساير جوامع متمايز مي سازد. در شکل گيري امت اسلامي قطعا ويژگي ها و خصوصيات ديني از اصالت برخوردارند؛ به عبارت ديگر امت اسلامي بر يک مجموعه بين المللي اطلاق مي شود که از يک پيام و دستور الهي اطاعت مي کنند و رسالت يک پيامبر را مي پذيرند. در اين چارچوب به جامعه ي مسلمانان که تحت حکومت اسلامي زندگي مي کنند، امت گفته مي شود، نکته ديگر اين که اسلام امت جهاني خود را بر مبناي وحدت انسان ها بنا مي کند، وحدتي که از طريق انسان دوستي و احترام به حقوق انسان ها و برادري و برابري ميان آنها حاصل مي شود. تنها بدين صورت است که مسلمين «يد واحده» در مقابل بيگانگان مي شوند و توانايي مبارزه و دفاع از دين خود را مي يابند. وحدت امت اسلامي تنها از طريق تبعيت از  پرچم توحيد اسلامي و پيروي از قرآن و عترت و سنت امکان پذير خواهد بود و اين وجهي از وجوه تفکر اسلامي است؛ که به دليل زير بناي ايدئولوژيکي آن در قالب بيداري اسلامي تحقق پذير است.

 مفهوم وحدت و انسجام اسلامي

در اين برهه از زمان، وحدت رمز عبور براي بازيابي عزت و هويت اسلامي است و امت اسلامي نيازمند بصيرت افزايي براي دستيابي به کرامت انساني و رسيدن به جايگاه حقيقي خود مي باشد و اين مهم جز با تمسک به وحدت و مودت حاصل نخواهد شد. اين مهم را مقام عظماي ولايت همواره در افق نگاه امت اسلام ترسيم نموده، و با تأکيد بر لزوم اهتمام به وحدت اسلامي و لزوم هوشياري مسلمانان، رمز پيروزي حرکت ملت هاي منطقه را تداوم حرکت و ادامه مجاهدت، توکل به خداي متعال، حسن ظن و اعتماد به خدا و حفظ وحدت و پرهيز از تفرقه عنوان نموده اند.

معظم له در تعريف مفهوم وحدت مي فرمايد: «ما در مسئله وحدت، جدى هستيم. ما اتحاد مسلمين را هم معنا کرده‌ايم. اتحاد مسلمين، به معناى انصراف مسلمين و فِرَق گوناگون از عقايد خاص کلامى و فقهى خودشان نيست؛ بلکه اتحاد مسلمين به دو معناى ديگر است که هر دوى آن بايد تأمين بشود: اول اين‌که فِرَق گوناگون اسلامى (فرق سنى و فرق شيعه) -که هر کدام فرق مختلف کلامى و فقهى دارند- حقيقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همکارى و همفکرى کنند. دوم اين‌که فرق گوناگون مسلمين سعى کنند خودشان را به يکديگر نزديک کنند و تفاهم ايجاد نمايند و مذاهب فقهى را با هم مقايسه و منطبق کنند. بسيارى از فتاواى فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهى عالمانه قرار بگيرد، ممکن است با مختصر تغييرى، فتاواى دو مذهب به هم نزديک شود».( در ديدار با ميهمانان کنفرانس وحدت اسلامى و جمعى از اقشار مختلف مردم 24/07/1368)

انسجام اسلامي به معناي همگرايي پيروان مذاهب مختلف در عين وجود اختلافات مذهبي است، چرا که حذف اختلاف و تنوع فکري و مذهبي ممکن نيست. آنچه مطلوب و شدني است، يافتن راهبردهاي نظري و عملي براي مديريت صحيح پديده تعدد باورهاي مذهبي و جلوگيري از آسيب‌ها و پيامدهاي زيان‌بار واگرايي در جوامع اسلامي است.

بنابراين، پذيرش حضور ديگري و به رسميت شناختن اختلاف و تنوع افکار را بايد نخستين و چه بسا مهم‌ترين گام و مبناي انديشه وحدت به شمار آورد. بررسي سخنان مقام معظم رهبري بيانگر اين مطلب است که تأکيد ايشان به وحدت چنين مبنايي دارد. ايشان با نگاهي به اوضاع اجتماعي حاکم مي‌فرمايد:

 «مسئله‌اى که لازم است در آستانه هفته وحدت به همه ملت ايران و همچنين به مسلمانان عالم عرض کنم، اهميت وحدت بين مسلمين و ارتباط برادرانه ميان برادران مسلمان در همه جا و در همه شرايط است. در ابتدا بايد معلوم کنيم که مقصود ما از وحدت مسلمانان چيست؟

حرف ما در هفته وحدت و به عنوان پيام وحدت، اين است که مسلمانان بيايند با هم متحد بشوند و با يکديگر دشمنى نکنند. محور هم کتاب خدا و سنت نبى‌اکرم(ص) و شريعت اسلامى باشد. اين حرف، حرف بدى نيست. اين حرف، حرفى است که هر عاقل بى‌غرض و منصفى، آن را قبول خواهد کرد.

ايشان همچنين مي‌فرمايند:

«منظور ما از وحدت چيست؟ يعني همه مردم يک جور فکر مي‌کنند؟ نه. يعني همه مردم يک جور سليقه سياسي داشته باشند؟ نه. يعني همه مردم يک چيز را، يک شخص را، يک شخصيت را، يک جناح را، يک گروه را بخواهند؟ نه. معناي وحدت اين‌ها نيست. وحدت يعني نبودن تفرقه و نفاق و درگيري و کشمکش. حتي جماعتي که از لحاظ اعتقاد ديني نيز مثل هم نيستند، مي‌توانند اتحاد داشته باشند؛ مي‌توانند کنار هم باشند؛ مي‌توانند دعوا نکنند...».[ بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ تهران 26/01/1379]

ايشان ضمن پذيرش اختلافات مذهبي، آن را مانع همبستگي در برابر دشمن خارجي نمي­دانند.

 بنابراين از منظر مقام معظم رهبري، وحدت ايدئولوژيکي، وحدتي آرماني و مطلوب است که در سطح مذاهب اسلامي، عملي نيست. آنچه مطلوب و شدني است، وحدت استراتژيکي به معناي وحدت عملي و همبستگي بر اساس اصول مشترک اسلامي در برابر دشمن مشترک جهان اسلام است که کيان اسلام، منابع و ذخاير کشورهاي اسلامي را مورد هدف قرار داده است.

«بيداري اسلامي» رمز گام نهادن در راه وحدت است. «اختلاف‌هاي جهان اسلام» مهلکه‌اي است که «طمع قدرت‌ها» را برمي‌انگيزد. سران دولت‌هاي اسلامي بايد به تعبير امام، در برابر ملت‌هاي خود خضوع نمايند و عزت و سيادت آنان در گرو همين وحدت و انسجام است. در واقع، تفرقه عامل تسلط بيگانگان بر دنياي اسلام است.

فراموش نکنيم، وقتي از «وحدت امت اسلامي» يا به تعبير رهبر فرزانه «انسجام اسلامي» ياد مي‌شود، به معني برداشتن مرزهاي جغرافيايي نيست، بلکه به معني وحدت عملي کشورهاي اسلامي و درک متقابل و تعامل متناسب در خصوص موضوعات مشترک، حول مصالح اهم اسلامي است.

لذا و بر همين اساس است که امام راحل، آخرين جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس معرفي      مي کند و يا فتواي تاريخي مقام معظم رهبري مبني بر تحريم هتک حرمت به مقدسات مذاهب اسلامي ، خصوصاً همسران پيامبران و نبي مکرم اسلام، صادر مي شود .

اين فتوا در حالي صادر شد که عده اي از افراطيون از مذاهب بر طبل تفرقه مي کوبيدند و به دنبال ايجاد شرايط بحراني و راه اندازي درگيري مذهبي در بين امت اسلامي بودند که با درک عميق رهبر معظم انقلاب ، از فتنه اي ديگر در بين امت اسلامي جلوگيري شد.

براستي چه خسارتهاي عظيمي که امت اسلام از تفرقه و جدايي به خود ديده و چه ضررهايي که بر آنان وارد شده است .مگر آيات قرآن وعده ي خير امّت و الگو بودن را نداده است؟ مگر نه اين است که با اوامر متعدد همه را امر به وحدت و انسجام نمود و از تفرقه و نزاع نهي کرد؟

مگر تشکيل مراسم عبادي دسته جمعي مثل نماز جمعه و جماعات و نمازهاي عيد و حضور در کعبة عاشقان و بيت الله الحرام ، نمادي از همبستگي امت اسلامي نيست؟ اينکه همه ي مسلمانان در ماه    ذي الحجه در ايام حج ، به آن مکان مقدس مشرف شوند و از لباس ها و رنگهاي متعدد خارج و جامة سفيد و لباس احرام بر دوش گيرند و لبيک گويان ، گِرد حَرم الهي، طواف مي کنند و در مسعي بين صفا و مَروه ، گام بر مي دارند و ديگر اعمال را همانند هم انجام دهند و شيطانهاي جنّ و انس را رَمي مي کنند و همه  اين اعمال نمادي از مظهر اتحاد و انسجام امت اسلامي و سدي محکم در برابر تفرقه و تفرقه افکنان است و تبعيت از خداي يگانه و حرکت در مسير امت واحده است.

نقش علما و انديشمندان در بيداري اسلامي

بي شک بيداري اسلامي از مهمترين پديده هاي سياسي- اجتماعي قرن اخير مي باشد. اين جنبش که با هدايتگري علما وقوع يافته، نوعي باور تعميم يافته در ميان ملت هاي مسلمان مي باشد که منجر به جنبش هاي انقلابي شده است و در هر منطقه اي که داراي رهبري بر توده هاي مردمي بوده به نتايج مهمي دست يافته است.  بيداري اسلامي با هدايت و راهبري سازنده عالمان و انديشمندان مسلمان، مي تواند هويت واحد امت اسلامي را احياء نموده و به سوي مجد و عظمت دوباره مسلمين و تجديد تمدن بزرگ و انسان ساز اسلامي پيش رود. در شرايط کنوني جوامع اسلامي، مشترکات ديني نقاط همسان و همانند آنان را پديد آورده اند که در حقيقت نشانگر نوعي وحدت در ذات هويت ديني مي باشد. وجود هويت اسلامي در ميان مسلمانان آثار مهمي از جمله هدفمند کردن انسان ها و تبيين فلسفه حيات ، اميد به آينده و زمينه سازي براي وحدت ديني در پي دارد.

اينک با توجه به جريان بيداري اسلامي، علما و انديشمندان جهان اسلام براي ترسيم هويت اسلامي بايد بر اساس سه محور  پرهيز از اختلافات و تکيه بر اشتراکات ديني، تکيه بر هويت مشترک مسلمان و جهان اسلام و حراست از ارزش هاي هويت اسلامي در برابر تهديدهاي دروني و بيروني حرکت نمايند. تکيه بر هويت مشترک اسلامي در متن بيداري اسلامي در شرايط کنوني اساسي ترين رهيافتي است که مي تواند در صيانت از دستاوردهاي امت اسلامي و پايه گذاري عزت اسلامي و تجديد تمدن اسلامي نقش تعيين کننده اي داشته باشد.

نکته قابل توجه اينکه با شکل‌گيري بيداري اسلامي، که همراه با سقوط زود هنگام برخي از ديکتاتورهاي موروثي اين حوزه شد، نه تنها تاج و تخت بيشتر حکومت‌هاي عربي را لرزان نموده، بلکه همگام با سرعت تغيير و تحولات در خاورميانه و شمال آفريقا که منجر به تضعيف شديد جايگاه و عمق استراتژيک رژيم اشغالگر قدس شده است، شرايط کنوني حاکي از اضطراب و دگرگوني‌هاي گسترده در نگرش‌هاي استراتژيکي قدرت هاي ذي نفوذ نسبت به روند و چشم‌انداز اين تحولات است؛ بنابراين، آنچه براي قدرت‌هاي ذي­نفع و به ويژه قدرت­هاي غربي از اهميت بسزايي برخوردار است، موضوع چگونگي هدايت و کنترل برنامه ريزي شده و استمرار و به ثمر نشستن اين خيزش‌ها با هدف مصادره انقلاب‌هاي مردمي‌در قالب دستمايه‌هاي دموکراسي غربي و نيز تلاش براي ايجاد يک سازماندهي هدفمند در ساختارهاي سياسي و استراتژيکي اين مناطق است. بدين جهت مسلمانان بايد تمام توجه و تلاش خود را در جهت حفظ و ادامه اين جريان هاي انقلابي معطوف دارند و بدون شک عامل اساسي استمرار بيداري اسلامي در جوامع اسلامي، حفظ هويت واحده امت اسلامي مي باشد.

جايگاه و نقش عالمان بصير و فقيهان شجاع و مصلحان دل‌سوزي که هدايت گران اصلي اين جنبش ها بر کسي پوشيده نيست ،  در واقع بيداري جوامع اسلامي که نشان بارز احياء هويت واحد اسلامي است، مبين نقش هدايتگري علما و روحانيون است، زيرا درک حرکت هاي دقيق سياسي و فرهنگي غرب، و هدف گذاري هاي آينده­ي آن ها جز از طريق چشمان تيزبين انديشه ها، امکان پذير نبوده و نيست. علما و روحانيت با آگاهي عميق نسبت به توانمندي ها و ظرفيت هاي بي نظير انديشه اسلامي، و نقصان هاي جدي انديشه غربي، و توجه به هدف گذاري هاي تقابلي و حذف گرايانه­ي غربيان، به آگاهي دهي سطوح مختلف بلاد اسلامي نقش بسزايي داشته و دارند.

از مولفه هاي اصلي علما شاخص و بصير اين است که ايشان همواره بر بيداري همه ي ملت ها، صرف نظر از جغرافيايي که در آن قرار دارند تاکيد کرده اند و مبارزه را در هر کجا که باشد مد نظر دارند.  مقابله با ظلم و مبارزه با طاغوت را منحصر در مکان خاصي نمي دانند و تاکيد دارند که مسلمانان در هر کجاي عالم  که هستند نبايد اجازه جور حاکمان را بدهند. چنانچه امام خميني فرمودند:« براي من مکان مطرح نيست. آنچه مطرح است مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر اين مبارزه، صورت بگيرد آنجا خواهم بود.» (صحيفه نور-امام خميني) 1372 ، ج5 ، ص 301)

نکته ديگر اين که اقوال، آراء و رويکردهاي دانشمندان و متفکران جهان اسلام که در دهه‌هاي اخير در باب بيداري، خيزش و آگاه‌سازي مسلمانان مطرح شده مي‌تواند منبع غني براي نظريه‌پردازي محسوب گردد و بخش قابل توجهي از ذخاير علمي و فکري را تأمين نمايد. بيداري اسلامي براي بالندگي و همه‌گيرشدن نيازمند انديشه ‌هايي است که در عرصه‌اي شفاف و علمي به منصه ظهور رسيده و با هدف متعالي تنوير جريان بيداري اسلامي به نهال مقدس آن تزريق گردد. از اين رو تعهد انقلابي و اسلامي در اين زمينه مي‌تواند بسيار کارساز بوده و به تکوين انديشه‌هاي هدايتگرانه مساعدت نمايد. با اين توصيف رهبري و هدايت جريان بيداري اسلامي مرهون علمايي است که گذر عمر گران‌قدر خود را مصروف تفکر، انديشه‌ورزي و نظريه ‌پردازي نموده و با استمداد از باري‌تعالي و با اتکاء بر مباني معرفت‌شناسانه خود به خلق انديشه ‌هاي مصلحانه و روشنگرانه در حوزه غني‌تر گشتن جنبش بيداري اسلامي گردانند.  بي‌ترديد دشمنان جريان بيداري اسلامي با تمامي قوا مترصد آن خواهند گشت تا با انواع تحرکات شيطنت ‌آميز و تفرقه ‌افکن، نهال سرسبز اين جريان را متشبث و مسموم نموده و به اضمحلال تدريجي اين جنبش عظيم بپردازند. لذا براي مقابله با اين گونه تنش‌هاي خصمانه، تقويت جايگاه علما و روحانيت مي‌بايست به صورت يک جريان دقيق و عميق علمي و سازمان‌يافته در اولويت‌هاي جنبش بيداري اسلامي قرار گيرد.

امام خميني در بيانات خود در ذى‏الحجه الحرام 1407،  به قدرت شگفت انگيز روحانيت اسلام در بيداري اسلامي كه در رهبري انقلابي عظيم متجلي شد و مراحل و مراتب سخت و موانع و مشكلات بي‌شمار را پشت سر گذاشت و سرانجام به پيروزي رسيد، اشاره مي‌كند و همين قدرت خيره كننده را در صيانت از دين و استقلال و تماميت ارضي كشور و مقابله با توطئه‌هاي مختلف دشمنان مطرح مي‌كند و به تمجيد از آن مي‌پردازد. ايشان مسئوليت سنگين روحانيت را در صدور فرهنگ و ارزش هاي انقلاب اسلامي ايران به ساير كشورها ياد مي‌كند و آن را ارج مي‌نهد و امتداد اين خط و مسير را خواستار مي‌شود. حضرت امام، علما و روحانيون كشورهاي منطقه را به داشتن انرژي و نيروهاي بالقوه براي هدايت و رهبري نهضت‌هاي رهايي بخش اسلامي يادآور مي‌شود و آنان را به الگوگيري از علماي مبارز ايران و قيام و انقلابي كه عليه نظام شاهنشاهي ايجاد و رهبري و به پيروزي منتهي كردند فرا مي‌خواند(خميني‌(ره)، 1372، ج 20، ص 334)

رهبر انقلاب اسلامي ايران در بيان اهميت و نقش علما در حرکت هاي انقلابي و موثر فرمودند:«روحانيت كشور ايران فقط به خطابه و وعظ و ذكر مسائل روزمره اكتفا ننموده است و با دخالت در مهمترين مسائل سياسى كشور خود و جهان توانسته است قدرت مديريت روحانيت اسلام را به نمايش بگذارد و اتمام حجتى براى همه قائلين به سكوت و سازشكاران بى‏تعهد و علم‏فروشان بى‏عمل باشد و تعجب است كه چگونه بسيارى از علما و روحانيون كشورها و بلاد اسلامى از نقش عظيم و رسالت الهى و تاريخى خود در اين عصرى كه بشريت تشنه معنويت و احكام نورانى اسلام است غافلند و عطش ملت ها را درك نمى‏كنند و از التهاب و گرايش جوامع بشرى به ارزش هاى وحى بيخبرند و قدرت و نفوذ معنوى خود را دست كم گرفته‏اند، كه در همين شرايط پر زرق و برق حاكميت علوم و تمدن مادى بر نسل معاصر، علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفكران اسلامى با وحدت و انسجام و احساس مسئوليت و عمل به وظيفه سنگين هدايت و رهبرى مردم، مى‏توانند دنيا را در قبضه نفوذ و حاكميت قرآن در آورند و جلوى اينهمه فساد و استثمار و حقارت مسلمين را بگيرند»(خميني‌(ره)، 1372،  ج 20، ص 347 - 334). تعابير جهادي امام اينگونه است که آيا براى علماى كشورهاى اسلامى ننگ‏آور نيست كه با داشتن قرآن كريم و احكام نورانى اسلام و سنت پيامبر ـصلى‏الله­عليه­وآله ـ و ائمه معصومين، عليهم السلام، احكام و مقررات كفر در ممالك اسلامى تحت نفوذ آنان پياده شود و تصميمات ديكته شده صاحبان زر و زور و تزوير و مخالفان واقعى اسلام اجرا گردد و سياستگذاران كرملين يا واشنگتن دستورالعمل براى ممالك اسلامى صادر كنند؟ علماى بلاد و كشورهاى اسلامى بايد راجع به حل مشكلات و معضلات مسلمين و خروج آنان از سيطره قدرت حكومت هاى جور با يكديگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براى حفظ منافع مسلمين سينه‏ها را سپر كنند و جلوى تهاجم فرهنگ هاى مبتذل شرق و غرب را كه به نابودى نسل و حرث ملت ها منتهى شده است را بگيرند، و به مردم كشورهاى خود آثار سوء و نتايج خود باختگى در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو كنند و به مردم و به دولت ها خطر استعمار نو و شيطنت ابرقدرت ها كه جنگ و مسلمان‏كشى در جهان به راه انداخته‏اند،گوشزد كنند(خميني‌(ره)، 1372، ج 20، ص 347)

رهبرمعظم انقلاب نيز در بياني ديگر  اهميت ويژه و جايگاه علما را چنين ترسيم کرده و  فرموده اند:  « ايجاد يك فكر، گفتمان و جريان فكرى در جامعه، به دست خواص جوامع و انديشمندان جامعه است؛ علما مي توانند فكر ملت ها را به سمتى هدايت كنند كه مايه‌ى نجات ملت ها شود؛ روايتى است از رسول مكرم اسلام، حضرت محمدبن‌عبدالله-ص-، كه مي فرمايد: «لا تصلح عوام هذه الأمه الّا بخواصتها قبل يا رسول الله و من خواصتها قال العلماء»؛ اول علما را ذكر كرد، بعد چند دسته‌ى ديگر. بنابراين روحانيت در هر كشورى مي­توانند سررشته‌دار حركت مردم شوند(بيانات مقام معظم رهبري در ديدار شركت‌كنندگان در اجلاس جهاني اساتيد دانشگاه‌هاى جهان اسلام و بيدارى اسلامى، مورخ ۱۳۹۱/۰۹/۲۱)

چگونگي برون رفت از چالشها

شاخصه هاي مهم و اساسي

الف: دشمن شناسي

همواره تقابل حق و باطل در طول تاريخ همراه انسان ها بوده است وجود 106 بار واژه عدو ومشتقاتش در قرآن به معناي دشمني به کساني اطلاق گرديده که در دل با انسان به عداوت پرداختند و در ظاهرنيز مطابق با آن رفتارمي کنندو خداوند در اين آيات طريقه شناسايي باطن دشمنان را نيز نشان داده است و به مومنان هشدار مي دهد که غير از هم مسلکان براي خود دوست و همراز و يا همسر انتخاب نکنيد تا بيگانگان از اسرارتان مطلع نگردند. اما اساس دشمني از نفاق سرچشمه مي گيرد و کاربرد 111 بار نفاق در قرآن به معناي نفوذ و پيشروي موکد اهميت آن مي باشد.

در واقع نفاق به معناي کانالهاي زيرزميني قابل استفاده اي براي  استتار يا فرار چهره ها مي باشدو در قرآن منافقان به عنوان خطرناکترين دشمن اسلام و مسلمانان مطرح شدند زيرا آنها نسبت به مسلمانان کينه توزي و عداوت دارند اما مسلمانان به دليل چهره ظاهريشان آنان را دوست و هم کيش خود مي دانند و ازاين رو مبارزه با آنان در مواردي غيرممکن مي گردد. بحث شناخت دشمن در مکتب سياسي قرآن کريم از موقعيت ويژه اي برخوردار است و خداوند در آيات متعددي دشمنان متنوع جبهه حق رادر شکل هاي گوناگوني معرفي مي کند و چهره هاي پليد و گمراه کننده آنان را براي پيروان حق آشکار مي نمايد تا مسلمانان آنان را بهتر بشناسند ودر اين آيات بيشتر سخن از هجوم همه جانبه دشمنان بر ضد پيروزي حق به ميان مي آيد که حتي اگر عقب نشيني نمايند باز خود تاکتيکي براي رويارويي دوباره و هشداري مهم براي پيروزي حق مي باشد. پيکار حق و باطل موقتي نيست و از آنجا که هدف مشترک نابودي نظام الهي است اين نبرد تا قيامت هم استمرار دارد اگرچه به رغم تمامي توطئه هاي گوناگون دشمنان اسلام در طول تاريخ شاهد درخشش روزافزون حق باشيم زيرا خداوند مدافع حريم حق است. يکي از اساسي ترين شرايط موفقيت يک فرد يا جامعه در تمامي عرصه ها شناخت دشمن است و هرگاه آدمي در پهنه طبيعي دشمن را شناخت به موفقيت دست خواهد يافت. اما شناخت دشمن در همه جا و براي همه به آساني نيست و نقش علما و انديشمندان جامعه براي شناسايي و معرفي دشمن به مردم يک امر مهم و وظيفه سنگيني است که آنها بر دوش دارند. چه بسا ملت هايي كه در طول تاريخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهي و بصيرت لازم سياسي و اجتماعي در شناخت توطئه هاي بيگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحيح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتي هلاكت بار منجر گرديده اند امير مؤمنان علي(ع) در كلام خود دراين باره مي فرمايند: «من نام عن عدوه انبهته المكايد.( غررالحكم ج5 ص344)» (كسي كه در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حيله هاي (غافلگيرانه دشمن) او را از خواب بيدار مي كند) در همين رابطه بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره) مي فرمايند: «نبايد غافل باشيم، ما بايد بيدار باشيم و توطئه هاي آنها را قبل از اينكه با هم جمع بشوند، خنثي كنيم. (صحيفه نور ج7 ص48)

ب: استکبار ستيزي و استبداد زدايي

يکي از عوامل عقب ماندگي کشورهاي شرقي سر سپردگي حاکمان اين ملتها در مقابله با پديده‌ي استعمار مي‌باشد اين حاکمان براي به دست گرفتن حاکميت چند روزه‌ي خود چوب حراج به داشته‌هاي ملت خود مي‌زدند و زمينه مقابله با استعمارگران را از مردم مي‌گرفتند قراردادهاي ننگين گلستان، ترکمان چاي و.....همه و همه بيانگر اين سرسپردگي در مقابل هژموني استعمار گران بود چرا که به اقرار خود بيگانگان برخي ازاين قراردادها در حکم فروش تمام داشته‌هاي يک ملت در برابر استعمار مي‌باشد. 

در انديشه سياسي علماي معاصر جهان اسلام که از چشمه زلال ديني سرچشمه مي‌گيرد هر نوع تسلط استعماري مورد مذمت قرار گرفته و با رويکرد تحريمي با آن برخورد شده است .

امام خميني خود يکي از اين دشمن ستيزان آگاه و بلندآوازه و مخالفان نظام استکباري است که با تکيه بر روح ذلت ناپذيري و ستم ستيزي فرياد «هيهات منا الذله» را که برگرفته از اسلام ناب محمدي (ص) بود سردادند و اين فرياد که از عمق ايمان او نشات مي گرفت لرزه بر پيکره بيگانگان و بيگانه پرستان افکند. از کلام و کلماتش کرامت مي باريد و مشعل اميد را در دلهاي سرد و فرسوده برمي افروخت و همچون اکسيري ناب مس دلها را مبدل به طلاي خالص مي ساخت نهيبش صاعقه اي بود براي نوکران استکبار و حرکتي پر از جوشش بود توکل و تقوايش بارقه اي بود براي جذب عدالت جويان و رسانيدن آنان به ساحل نجات.

آن عبد صالح با تکيه بر قدرت لايزال الهي  در هر شرايط مناسبي به روشنگري مي پرداخت و اهداف شوم دشمنان را برملا مي ساخت او در تاريخ 29/4/67 مسلمانان را به پاسداري از هويتهاي الهي توصيه کرد و تصميم شيطاني دشمن را نسبت به غارت ارزشهاي اسلامي گوشزد نموده و فرمود. « نکته مهمي که همه ما بايد به آن توجه کنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اينست که دشمنان ما و جهانخواران تا کي و کجا ما را تحمل مي کنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند به يقين آنان مرزي جز عدول از همه خوبيها و ارزشهاي معنوي و الهيمان نمي شناسند و به گفته قرآن کريم هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما برنمي دارند مگر اينکه شما را از دينتان برگردانند.» (صحيفه نور ج 20 ص 237) از مهمترين محورهاي بحث احياگري و اصلاح طلبي امام خميني (ره) در انديشه هايشان: اعتقاد آن حضرت به احياي انديشه حکومت اسلامي و رهبري ديني است. زماني که حضرت محمد(ص) از مکه به مدينه هجرت نمودند در مدينه پايه هاي حکومت اسلامي را بنيان نهادند و ده سال آخر عمر گهربار خويش را به تقويت و تحکيم آن پرداختند در تاريخ اسلام از آغاز تاکنون شاهد حرکتهاي اصلاحي جهت احياي انديشه حکومت اسلامي بوده ايم و مي توان به نمونه هايي همچون سيدجمال الدين اسدآبادي محمد عبده جنبش اخوان المسلمين و در ايران نهضت فدائيان اسلام و جنبش جنگل اشاره کرد.

ولي اقداماتي که توسط امام خميني(ره) بعنوان رهبر و بنيانگذار اين حرکت صورت گرفته است بصورت «محوري» بوده است. ايشان در گفته ها سخنرانيها و آثار مکتوب خويش همواره نظر به ضرورت تبيين حکومت اسلامي داشتند. ابتدا به تبيين نظري و سپس به تبيين عملي و تشکيل حکومت اسلامي اقدام نمودند. به گونه اي تلاش ايشان باعث جلب نظر شخصيتها و انديشمندان ديني به سياست و امور سياسي شد که در اين زمينه آثار گرانبهايي از خود برجاي گذاشتند.

زماني که امام راحل به احياي ايده حکومت اسلامي مبادرت ورزيدند مهمترين راه اصلاح اين ايده را تقويت نظريه عدم جدايي دين از سياست مي دانستند. هرچند در تاريخ کشور ايران «مدرس» ازجمله پيشگامان مبارزه با انديشه جدايي دين از سياست بود و سخن معروف وي که «ديانت ما عين سياست ما و سياست ما عين ديانت ماست» همواره دلنشين عميق و به يادماندني است اما اولين کسي که اين نظريه را عينيت بخشيد امام خميني بود و همواره بر اين باور بود که: «اسلام دين سياست است ديني است که در احکام آن در مواقف آن سياست بوضوع ديده مي شود» (صحيفه نور ج 8 ص 265 )

از اين رو فرهنگ استکبارستيزي و دشمن شناسي و داشتن خودباوري و استقلال که برگرفته از انديشه امام راحل مان است بايد سرلوحه افکار علما و انديشمندان جهان اسلام قرار گيرد و همواره درصدد دفاع از شرف و عزت اسلام در هر گوشه جهان برآمده  و بر سخن هوشمندانه و جهت بخش مقام معظم رهبري در اين رابطه دقت داشته باشند که فرمود : «هر ملتي اگر تسليم سلطه قدرتهاي بزرگ عالم شد از دست رفته است هر ملتي اگر حاضر شد از شرف ملي اقتدار ملي و اراده ملي خود چشم بپوشد در ورطه بي پايان وادي اي که آخر آن معلوم نيست لغزيده است»

ج: امر به معروف و نهي ازمنکر

 وجود حاکميت استبدادي و پياده نشدن اسلام ناب در ادوار مختلف،  ناشي از ترک اين فريضه‌ مهم در بين مسلمانان مي باشد علما و انديشمندان در جهت ترويج اين امر الهي نقش مهمي دارند چرا که بر اساس تفکرحکومت ديني، تبعيت از  حاکمان جور و استبداد،  منکر ونارواست وحفظ حکومت اسلامي از باب امر به معروف واجب، چرا که پيروي از طاغوت هم سنگ شرک به خداست.

در واقع امر به معروف و نهي از منکر، دو فريضه الهي هستند که بدون آنها تحقق شهري قانونمدار و با فرهنگي متعالي امري شبيه به محال خواهد بود .

اميرالمومنين (ع) در نهج البلاغه امر به معرف و نهي از منکر را از جهاد هم بالاتر مي دانند، چرا که حکم جهاد در واقع از درون فريضه امر به معروف و نهي از منکر خارج مي شود.

ما اگر بخواهيم به عظمت و جايگاه اين فريضه بسيار مهم پي ببريم به نقش انسان کامل چون امام حسين عليه السلام در ماجراي کربلا بايد نگاهي بيندازيم و از آن درس بگيريم.

 

نتيجه گيري

علما و روحانيون، مؤثرترين افراد در شکل گيري و هدايت جريان اسلام خواهي در جهان و پرچمداران مقابله با استکبار و تهاجم فرهنگي در عصر غيبت مي باشند. بيداري جوامع اسلامي و مبارزه آنها با نظام سلطه و استبداد، در طول اعصار مختلف و به خصوص در عصر حاضر خود گواهي روشن بر نقش  هدايتگري علما و روحانيون در اين حرکت مقدس است

علما، نقش مهمي در تببين انديشه هاي اسلامي وتربيت جامعه و سوق دادن آن به سر منزل مقصود  نقش دارند. زنده شدن دوباره در پرتو اسلام اصيل و تجديدحيات آن با درايت و رهبري خواص جامعه معنا مي دهد.

در واقع اگر تشکيل حکومت واحده اسلامي و مبارزه با ظلم و فساد و احياي ارزشهاي اسلامي  را يك اصل مسلم و آن را بر پايه قرآن و سنت بدانيم، علما و روحانيت، ركن اصلي  آن مي باشند آنها  آگاه به قرآن و سنت هستند و قادرند، اصول زندگي و رسيدن به تعالي و قرب الهي را  از متون ديني استخراج و استنباط كنند، لذا سير رفتاري و اخلاقي آنها همواره حائز اهميت بوده و ‌صعود آنها صعود جامعه و سقوط آنها سقوط جامعه را در پي دارد و بر همين اساس در تحولات منطقه اي و جهاني سرشته امور در دست آنها مي باشند و مي توانند با تمسک به وحدت و بهره برداري از آموزه هاي ديني، در هدايت مردم براي مقابله با استبداد و اتکال به سرمايه هاي انساني و موهبات الهي نقش بسزايي داشته باشند.

 

راهکارهاي عملي جهت هدايتگري علما و انديشمندان و برون رفت از چالشهاي جهان اسلام

1 -  استکبار ستيزي و مبارزه با استکبار جهاني و صهيونيزم بين الملل و تلاش براي تقويت روح خودباوري و اعتماد به نفس در مواجهه با فرهنگ تبليغاتي و رواني نظام سلطه در جوامع اسلامي

2 - صدور فتاواي تعيين کننده و برجسته از سوي مراجع مقتدر مذهبي در جهت تقويت و تعميق انسجام اسلامي (صدور فتاواي وحدت آفرين اسلامي).

3 -  تقويت و بسط آيين‌هاي مذهبي، وحدت ‌محور و حذف آيين‌هاي اختلاف‌برانگيز در جهان اسلام از سوي علماي و انديشمندان و نخبگان مذهبي و سياسي.

4 – جلوگيري علما از کارهاي افراطي و محکوم کردن اعمال غير انساني افراد افراطي در جهان اسلام‌.

5 - خودداري عالمان و انديشمندان مذهبي از اظهارات تحريک کننده و حساسيت برانگيز.

6 - ضرورت رجوع به سبک زندگي ديني با محوريت قرآن و سنت به عنوان مبنايي نو براي تمامي جهانيان

7 - تشويق و ترغيب مردم بهره‌گيري از نمادهاي کارآمد و مهم  در سطح جهان اسلام (روز قدس، هفته وحدت، هفته حج) و توليد شعارها و نمادهاي جديد انسجام ‌محور و استکبار ستيز

8- تشويق دولت هاي اسلامي براي تأسيس نهادهاي امنيتي مرتبط در سطح جهان اسلام براي مقابله با تهديدات امنيتي بيگانگان.

9- تقويت نقش و جايگاه جهان اسلام و کشورهاي اسلامي در نظام نوين بين‌الملل بر پايه مصالح عاليه امت اسلام به‌ويژه در بهره‌گيري بهينه از مواهب عظيم طبيعي و منابع انساني.

10 - تحقيق و تأليف کتب در سطح ملي و تهيه گزارش به وسيله محققان و نويسندگان و رسانه‌ها درباره بيان ضرر و زيان اختلافات مذهبي

11-  آگاه‌سازي مردم از ترفندهاي دشمنان در راستاي خاموش ساختن شعله‌هاي بيداري اسلامي و اتحاد شکني.

12 - ايجاد همدلي و وحدت و همچنين آگاهي بخشي و بصيرت افزايي جامعه؛

13-  توجه به مؤلفه‌هاي مهم وحدت (اسلام، توحيد، قرآن، نبوت و اهل‌بيت).

14 - شناسايي تمام نهادهاي ديني‌مذهبي جهان اسلام و ايجاد ارتباط مستمر و نهادينه ميان آن‌ها.

15 - اتخاذ تصميم براي موضع‌گيري مشترک علماي بزرگ اسلامي در مناسک و آيين‌هاي ويژه .

16 -  حفاظت از اماکن متبرکه و مقدس اسلامي در سطح جهان اسلام.

17 - تدوين فقه مقارن و عقايد تطبيقي از سوي نخبگان ديني و تبليغ و تدريس اين منابع در حوزه‌هاي ديني.

18 - تعريف، تدوين و مشخص کردن حد و مرز موضوعاتي چون: کفر، شرک، فسق و... در نشست‌هاي مشترک اسلامي و جلوگيري از نشر آثار تفرقه‌انگيز و اظهار نظرها و اتهامات سليقه‌اي و متعصبانه و متعرضانه در جهان اسلام نسبت به يکديگر.

19 - لزوم آشنايي روحانيت بيدارگر با علوم تخصصي روز، و مجهز شدن به روش هاي نوين پاسخگويي جهت پر کردن خلاء هاي موجود در جوامع اسلامي

20 -  تقويت برنامه‌هاي تبادل فرهنگي از طريق نمايشگاه‌ها و جشنواره‌هاي علمي، ادبي، هنري و نمايشي با رويکرد انسجام و وحدت مذهبي.

21 -  تدوين تاريخ، پيشينه و حوادث مشترک اسلامي از صدر اسلام تا کنون به صورت منسجم و تبليغ و تدريس آن در کشورهاي اسلامي.

22 - تشويق و ترغيب دولت هاي اسلامي جهت فراهم ساختن اساس اقتصادي مستقل براي پشتيباني از فعاليت هاي مذهبي؛

23 - ارائه الگوي مردم سالاري اسلامي بجاي الگوي دموکراسي غربي؛

24 - ارتباط نهادينه و مستمر نخبگان فکري مسلمان و سطح جهاني در قالب تشکل‌هاي فرهنگي.

25 - استخراج متون مشترک روايي مورد قبول فريقين و بهره‌گيري از آن به عنوان پايه‌هاي تقريب.

26 - آسيب‌شناسي مسايل اجتماعي و فرهنگي جهان اسلام و پايه‌ريزي مهندسي فرهنگي و اجتماعي بر مبناي گفتمان تقريب مذاهب اسلامي.

27 - تشويق و ترغيب دولت هاي اسلامي جهت تأسيس بازار مشترک در کشورهاي اسلامي.

28 - تشويق دولت هاي اسلامي براي توليد برنامه‌هاي راديوتلويزيوني مشترک کشورهاي اسلامي مسلمانان.

29 - تشويق و ترغيب براي به روز رساني جهان اسلام در تکنولوژي و تسلط و دسترسي به رسانه هاي بين المللي و فرهنگي  براي تقابل با جنگ نرم و جنگ رسانه اي دشمن؛

30 - پيگيري و تلاش جهت تشکيل قدرت بين المللي اسلامي وايجاد تمدن اسلامي جديد در جهان بر پايه ي دين، عقلانيت، علم و اخلاق؛

 

فهرست منابع:

- قرآن مجيد.

- غررالحكم ج5

-ابن‌ابي‌الحديد، عبدالحميد‌بن‌هبه‌الله، شرح ابن‌ابي‌الحديد، بيروت، دارالحکمه، سال 1380.

- دشتي، محمد، ترجمه نهج البلاغه، قم‌، مؤسسه اميرالمؤمنين(ع)، سال 1385.

- صحيفه نور، امام خميني(ره) مجلدات مختلف.

- بيانات مقام معظم رهبري در مناسبت هاي مختلف

- طباطبايي، سيدمحمدحسين، تفسير الميزان، قم،انتشارات اسماعيليان، سال 1371.

-امام خمينى، صحيفه انقلاب، وصيتنامه سياسى الهى رهبر کبير انقلاب اسلامى و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، چاپ چهارم، [تهران] ; سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، [1368]، ص8.

«اللهم اهلک الکفره الفجره جناه القرآن الحکيم و نورک المبين اعداء الاسلام اللهم شتت شملهم زلزل آرائهم  دمر شوکتهم اللهم مزق جمع اليهود و النصاري و الصهيونيه».