درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

پنجشنبه 30 خرداد 1398 16 شوال 1440 Thursday 20 June 2019

.

.

.

.

.

پیام‌ها:
حضرت علی علیه السلام : من از همه حریص تر به وحدت مردم در جامعه مى باشم
بازدید کنندگان محترم آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان در بخشهای مختلف وب سایت معاونت امور ایران هستیم
حضرت رضا سلام الله علیه : عبادت به بسیاری روزه و نماز نیست بلکه عبادت به زیاد اندیشیدن در کار خداست
حضرت علی سلام الله علیه : هر کس عمل امروز خود را اصلاح و کوتاهی های دیروز خود را جبران کند ، رستگار شود.
تحريف مفاهيم قرآن كريم براي اشاعه افكار مخرب و افراط گرايي فكري
1394/03/20 1658

تحريف مفاهيم قرآن كريم براي اشاعه افكار مخرب و افراط گرايي فكري

تحريف مفاهيم قرآن كريم براي اشاعه افكار مخرب و افراط گرايي فكري

اشنويه

سيد مصطفي خاتمي

پاييز  1392

 

پايه و اساس نظام ارزشي و رفتاري در سايه قرآن

الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي بِنِعْمَتِهِ تَتِمُّ الصَّالِحَاتُ وبفَضْلِهِ تتُنَزَّلَ الْخَيْرَاتُ و بتوفيقه تتحقق الغايات و ازكي صَلَواتُ اللهِ و تسليماته عَلَى الْبَشيرِالنَّذيرِالسِّراجِ الْمُنيرِ رَحْمَةً الله لِلْعَالَمِينَ

 

تحريف مفاهيم قرآن كريم براي اشاعه افكار مخرب و افراط گرايي فكري

 

اشنويه

 

سيد مصطفي خاتمي

 پاييز  1392

 پايه و اساس نظام ارزشي و رفتاري در سايه قرآن

 

الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي بِنِعْمَتِهِ تَتِمُّ الصَّالِحَاتُ وبفَضْلِهِ تتُنَزَّلَ الْخَيْرَاتُ و بتوفيقه تتحقق الغايات و ازكي صَلَواتُ اللهِ و تسليماته عَلَى الْبَشيرِالنَّذيرِالسِّراجِ الْمُنيرِ رَحْمَةً الله لِلْعَالَمِينَ و حُجَّةٍ عَلَى‏ النَّاسِ أَجْمَعِينَ سَيِّدِنَا و امامنا و اسوتنا و حبيبنا و شفيع ذنوبنا مُحَمَّدٍوَعَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَالطَّاهِرینَ و صحبه الذين آمَنُواْبِهِ وَعَزَّرُوهُوَنَصَرُوهُوَاتَّبَعُواْالنُّورَالَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

 

قرآن مجيد از روز نزول تا امروز كاملا روشن است پيوسته سوره و آياتش ورد زبان مسلمانان بوده و دست بدست مي گشته است و همه مي دانيم قرآني كه در دست ماست همان قرآن است كه چهارده قرن پيش به پيامبر اكرم ( ص ) تدريجي نازل شده است . با اين وصف نبايد قرآن مجيد در اعتبار و ثبوت واقعيت خود نيازمند تاريخ باشد اگر چه تاريخش روشن هم هست زيرا كتابي كه مدعي است كه كلام خدا و در اين دعوي به متن خودش استدلال مي كند و به مقام تحدي بر آمده انس و جن را از آوردن مثل خود عاجز مي داند ديگر نمي شود در اثبات اينكه كلام خدا است نياز به دليلي و يا شاهدي غير از خودش پيدا كند و يا در ثبوت اعتبارش به تصديق و تاييد شخصي يا مقامي پناهنده شود . آري روشن ترين برهان بر اينكه قرآني كه امروزه در دست ما است همان قرآن است كه به پيامبر اكرم ( ص ) نازل شده و هيچگونه تغيير و تحريفي بر نداشته : همين است كه اوصاف و امتيازاتي كه قرآن مجيد براي خود بيان نموده هنوز هم باقي است و چنانكه بوده هست .

 

 قرآن مجيد ميفــرمايد : من كتاب نور و هدايتم و بشر را بسوي حق و حقيقت راهنمايي مي كنم . مي فرمايد : من كتابي هستم كه بيان كننده همه چيزم . و هر چه را بشر در زندگي خود نيازمند آن است و فطرت انسان با آن سازگار است روشن مي سازم . مي گويد : من سخن خدا هستم و اگر بگوييد كلام غير خدا است . انس و جن جمع شوند و چنين كلامي بياورند .قرآن با واقع بيني خود توحيد خداي جهان را اساس اصلي خود قرار داده . همه معارف اعتقادي را از آن نتيجه مي گيرد و در اين مرحله از كوچكترين نكته اي غفلت نكرده است پس از آن اخلاق فاضله انساني را از اين جمله نتيجه گرفته به روشن ساختن آنها مي پردازد پس از آن به مرحله اعمال و افعال فردي و اجتماعي انسان پرداخته طبق آنچه فطرت و آفرينش انسان نشان مي دهد كليات وظائف انساني را بيان مي كند و جزئيات و خصوصيات آنها را به سنت پيامبر اكرم احاله مي دهد و از مجموع كتاب و سنت . دين وسيع اسلام با آن وسعت حيرت انگيز خودش بدست مي آيد .ديني كه به همه دقايق و جهات فردي و اجتماعي زندگي انسان براي همه و براي هميشه رسيدگي نموده حكم مثبت صادر مي كند بدون اينكه كمترين تضاد و تدافعي در ميان اجزاء و مواد آن پيش آيد . ديني كه تنها تصور فهرست مسائل آن از عهده نيرومند ترين حقوقدانان جهان در تمام مدت زندگانيش بيرون است يكي از اصول عقائد و انديشه هاي بنيادي اسلام اعتقاد به توحيد و وحدانيت خداوند است كه پايه و اساس نظام ارزشي و رفتاري مسلمانان را شكل مي دهد از اين رو فهم و درك صحيح آن بر هر مسلماني لازم و ضروري است . به همين جهت دانشمندان اسلامي از نخستين قرن ظهور اسلام به شكل هاي گوناگون ( عقلي و نقلي ) و در سطوح مختلف و متفاوت به تبيين و توضيح آن پرداخته و همت گماشته اند در عصر حاضر هم با توجه به شبهات نو ظهور كتابهاي فراواني نوشته شده است متاسفانه گاهي در اثر ناداني و جهالت بعضي از مسلمانان از معارف الهي به بهانه دفاع از توحيد لطيف ترين و اساسي ترين معارف دين اسلام مورد انكار قرار گرفته و معتقدان به آن عقائد اصيل اسلامي به عنوان مشرك معرفي شده است .

 تكفير مسلمانان خطرناك ترين چالش هاي پيچيده امروز

 تكفير مسلمانان و مباح دانستن خون ، مال و ناموس آنان خطرناك ترين چالش هاي پيچيده جهان اسلام است و منشاء آن فهم و قرائت نادرست از دو منبع گرانبهاي قرآن و سنت است . شخص كافر به محض گفتن شهادتين وارد دين اسلام مي شود . و جزو مسلمانان به شمار می آید و احکام مسلمانان بر او جاری می گردد حتی اگر در باطن کفر نهان داشته باشد و در ظاهر به ایمان تظاهر نماید زیرا پرو ردگار متعال دستور داده است که در دنیا به ظاهر احوال مردم نگریسته شود و باطن امور به حکم پروردگار در روز رستاخیز موکول گردد به گونه ای که خداوند ترک ظاهر و اهمیت ندادن به آن را مورد انکار قرار داده و می فرماید وَلاَتَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمْ السَّلاَمَ لَسْتَمُؤْمِناً به کسی که به شما سلام کرد می گویید که تو مومن نیستی اما اگر از انسان مسلمان اقوال یا اعمال کفر آمیز برحسب ضوابط اسلام در باره تعیین موارد کفر صادر شود در این حالت لازم و واجب است که دیدگاه خود را نسبت به این شخص مشخص سازیم که البته در این باره مسئله حاکم با مردم متفاوت است

 مسلم و بخاری از ابوسعید روایت کرده اند که حضرت علی (ع) چیزی زرین از یمن برای پیامبر (ص) فرستاد پیامبر(ص) آن را میان چهار نفر تقسیم کرد که در این اثنی مردی خطاب به پیامبر گفت از خدا بترس پیامبر فرمود بدا به  حالت آیا من سزاوارترین و شایسته ترین مردمان روی زمین در رعایت تقوای الهی نیستم . آن مرد آنجا را ترک کرد و خالد ابن ولید که شاهد ماجرا بود گفت یا رسول الله اجازه نمی دهی تا گردن آن مرد را بزنم پیامبر فرمود خیر ممکن است اهل نماز باشد خالدبن ولید گفت چه بسیار نمازگزارانی هستند که برخلاف آنچه در دلهایشان است سخن بر زبان می گویند پیامبر فرمود من مامور نشده ام که دلهای مردم را بشکافم یا شکمهایشان را پاره کنم احتیاطی که پیامبر در رابطه با حکم بر افراد مراعات کرده است فقط به دوران او اختصاص ندارد چراکه کشف حقیقت و حکم دادن براساس آن در دوران حیات مبارکشان به خاطر نزول وحی بسیار آسان بود اما پیامبر که از روی هوی و هوس سخن نمی گوید فرموده است که خداوند متعال به او دستور داده که هیچ کس حق مشارکت با خداوند در ویژگی ها و خصائص پروردگار ازجمله علم اسرار و بواطنی امور را ندارد و واجب است که باطن و درون را به خدا واگذاریم و بر اساس ظاهر حکم کنیم طرفداران اندیشیه تکفیر با اینکه آنها از سن و سال اندکی برخوردارند و دانش فقهی شان و به ویژه دانش آنها در ارتباط با اسباب نزول آیات مورد استدلال

آنها و همچنین پیرامون دلالتهاي الفاظ و احادیث نبوی در ارتباط با موضوع بحث و دیگر وسایل و ابزار های مورد نیاز و ضروری برای کشف حکم شرعی یک مسئله بسیار اندک و ناچیز است اما با این وجود معتقدند که بر هر مسلمانی واجب است که خود به طور مستقیم و بدون نیاز به فقه و فقها به قرآن مراجعه کند و مسایل را استنباط نماید از نمونه های تکفیر غیر کافر مبتنی بر فهم و بر داشت غلط از برخی از آیات قرآن این بود که تکفیريها اعتقاد داشتند که مسلمان اگر مرتکب گناه صغیره ای شود و فورا توبه نکند کافر می شود زیرا خداوند متعال می فرماید :

إِنَّمَاالتَّوْبَةُعَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَبِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَـئِكَ يَتُوبُاللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماًحَكِيماً

 

بی گمان خداوند تنها توبه کسانی را می پذیرد که از روی نادانی به کار زشت دست میزنند سپس هرچه زودتر برمیگردند و از کرده خویش پشیمان می شوند خداوند توبه و برگشت آنان را می پذیرد و خداوند آگاه و حکیم است

 باید گفت که نمی توان با این فهم سطحی از نصوص دینی به حکم مسئله نزاع دست یافت بلکه در استنباط حکم شرعی یک مسئله باید تمام آیات و احادیث نبوی و از جمله حدیث شریف که می گوید خداوند توبه بنده خود را می پذیرد مادامی که جانش به لبش نرسیده باشد مورد ملاحظه و بررسی قرار داد ، علاوه بر آن مراجعه به اقوال یاران پیامبر به منظور شناخت اسباب نزول و دسترسی به معنای درست آیات لازم و واجب است بر همین اساس ملاحظه می شود که عبارتثُمَّيَتُوبُونَمِنْقَرِيبٍبه معنای توبه فوری نیست زیرا مقصود از کلمه قریب که توسط نصوص دیگر تفسیر شده است یا توبه کردن پیش از جان به لب رسیدن است یا توبه کردن پیش از ظهور نشانه های بزرگ قیامت و از جمله طلوع آفتاب از مغرب است همچنین مضمون آیه بعد از آیه مورد استدلال آنان بر همین معنا دلالت دارد آنجا که می فرماید : وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَأَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ یعنی توبه کسانی پذیرفته نیست که مرتکب گناهان می گردند و تا آنگاه که مرگ یکی از آنان فرا می رسد و می گوید هم اینک توبه می کنم این برداشت غلط از قرآن از این آیه و چندها آیه دیگر و احادیث نبوی بیانگر فهم نادرست این افراد لجوج و خودباخته از کلام الهی است قرآن همیشه و همه را دعوت به فکر و ترغیب به سوی خداوند می کند ولی بعضی ها از قرآن گمراه شده و بعضی ها هدایت می یابند يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً عده ای هستند که از بعضی آیات قرآن مدرک و استدلال برای فکر باطل خودشان میسازند و آیات دیگر را نادیده گرفته و ترک می کنند شیطان لعین اینگونه برنامه های خود را برای گمراهی پیاده می کند ولی گمراهان اصلا احساس گمراهی نمی کنند .

تاريخ تكرار مي شود

این گروه کج اندیش بعضی آیات را دستاویز قرار داده و آیات دیگر را انکار می کنند برداشت غلط از کتاب و سنت توسط تعدادی منحرف از دین در عصر حاضر همان برداشت غلط است که خوارج از کتاب و سنت می کردند مانند برداشت غلط از آیه إِنِ الْحُكْمُ إِلَّالِلَّهِ و دهها آیه دیگر .

  متهم کردن مسلمانان و موحدان به کفر و شرک مسبوق به سابقه است اين شبهه و تاویل های غلط توسط کسانی مطرح می شود که به قواعد و روشهای زبان ادبیات عرب آگاه نیستند و فقط کسانی به اینگونه شبهه ها چنگ می زنند که از سنت نبوی و اقوال و آراء اندیشمندان و فقهای صحابه و تابعین بی خبر و ناآگاه هستند طرفداران اندیشه تکفیر با ملاحظه قرار دادن ظواهر برخی آیات و احادیث در صادر کردن احکام مربوط به امور اعتقادی جسارت به خرج داده اند و بدون اینکه دیگر نصوص دینی را مورد توجه قرار دهند یا اینکه از حکم صحابه و تابعین و پیشوایان مسلمانان مطلع باشند آنان نه تنها پا را فراتر از موارد مذکور گذاشته اند و گمان کرده اند که کتابهای فقهی با عصر کنونی ما متناسب و سازگار نیست بلکه اعلام کرد ه اند حکم و مرجع قرار دادن کتابهای فقهی با پرستش بتان یعنی :  پرستش ائمه فقه و شریعت برابر است آنها با طرح ادعای خود مبنی بر مرجع قرار دادن قرآن و سنت ،  جوانان را از مراجعه به کتابهای فقهی باز می دارند حال آنکه آنان در حقیقت به جای مرجع و حکم قرار دادن قرآن و سنت فهم و استنباط امیرشان را مرجع خود قرار می دهند امیر که بخاطر سن اندکش بر بسیاری از نصوص دینی مطلع نمی باشد و در امر تکفیر واجب و لازم است که به نصوص قرآنی و سنت نبوی رجوع کنیم تا در پرتو آن قواعد و اصولی را که پذیرش حکمیت آنها در مسئله بزرگی همچون تکفیر که در دین خدا و زندگانی مردم جایگاه مهم دارد مقرر داریم و اعتماد اساسی ما در حقیقت بایستی بر نصوص ثابت ومعصوم از قرآن و سنت باشد که به تنهایی حجت و محل اتکا می باشد بدون اینکه جایی برای گفتگو باقی بماند و اگر به قول بعضی از علما استشهاد کردیم این بدان معنا نیست که اقوال آنان به تنهایی حجت است بلکه بدان منظور است که در فهم نصوص ما را یاری و راهنمایی کنند تا اینکه در متشابهات سرگردان نشویم آیات و احادیث را بهم نزنیم در اینجا باید بر یک اصل مهم دیگر تاکید کنیم و آن اینکه سلف این امت از لحاظ راه و روش دینی ره یافته ترین و از لحاظ فهم و درک دارای صحیح ترین اندیشه و از لحاظ مسیر حرکت مستقیم ترین و از نظر روح اسلام فقیه ترین و از لحاظ پیروی رسول خدا حریص ترین افراد امت بوده اند هدایت های روشنی را که در این خصوص از آنان برای ما باقی مانده است چراغ راه خود قرار دهیم تا در دام بدعت ها و تحریف مفاهیم قرآن و تکفیر مسلمانان نیفتیم .

ملاك مسلمان بودن

انسان چگونه مسلمان می شود هر انسانی با اقرار به شهادتین یعنی بر زبان آوردن کلمه لآاِلَهَ اِلّااللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُوُل اللّهِ مسلمان می گردد اگر کسی با زبان کلمات فوق را اقرار نمود مسلمان می شود و احکام مسلمانی در خصوص او جاری می شود حتی اگر قلبآ کافر باشد دین ما به ما دستور داده است که به ظاهر حکم کنیم و اسرار نهانی را به خداوند واگذار نماییم به دلایل زیر:

 1: رسول گرامی اسلام کسی را که به شهادتین اقرار می کرد قبول می نمود و منتظر فرا رسیدن وقت نماز یا پرداخت زکات یا روزه ماه رمضان نمیشد تا اینکه معلوم شود این فرائض را انجام می دهد یا خیر و آنگاه به اسلام او حکم کند اقرار به شهادتین برای حکم به مسلمانی آنان کافی بود.

 2:بخاری و دیگر محدثین روایت کرده اند  که اسامه بن زید مردی را هنگامي كه به لآاِلَهَ اِلّااللّهُ اقرار کرده بود کشت و رسول خدا او را به بد ترین وجهی مورد سرزنش قرار داد و فرمود ایا بعد از این که گفت لآاِلَهَ اِلّااللّهُ او را کشتی اسامه گفت از ترس شمشیر آن را گفت رسول خدا فرمود مگر تو قلبش را شکافتی ؟

 3- بر اساس حدیثی که از ابو هریره روایت شده  رسول خدا می فرماید به من  دستور داده شده است  که با مردم به جنگ بپردازم تا اینکه بگویند لا اله الا الله  و به محض گفتن آن خون و مال آنان از تعرض مصون خواهد ماند نكته مهم این است که بدانیم برخی از احکام اسلامی اعم از واجبات و محرمات و عقوبات و تشریعات دیگر که به ثبوت قطعی رسیده اند از احکام یقینی می باشند و در این احکام هیچگونه شک و شبهه ای وجود ندارد که آن دین خدا و شرع مقدس اوست  و این ها همان احکامی هستند که علمای اسلام آنها را جزء ضروریات دین می دانند به دلیل اینکه عوام و خواص آن را می شناسند و برای اثبات آن احتیاج به استدلال و دقت نظر نیست از جمله وجوب نماز و زکات و سایر احکام یقینی دیگر و حرمت قتل و زنا و شراب خواری و ربا و مانند آن ...  و نیز همانند احکام قطعی از قبیل ازدواج و طلاق و ارث و حدود و قصاص و امثال آن . اگر کسی منکر یکی از این ضروریات دین باشد و یا آن را سبک شمارد و تمسخر کند مرتکب کفر صریح شده است و محکوم به ارتداد خواهد شد به دلیل اینکه بر چنان احکامی آیات صریح و احادیث صحیح و متواتر دلالت دارند .و هر کس چنین احکامی را تکذیب کند در حقیقت قرآن و سنت نبوی را تکذیب کرده است

 ( پیامدهای تکفیر )

 از نظر کتاب و سنت نسبت دادن کفر به یک انسان حکم بسیار خطرناکی است چون آثار سوء این نسبت و پیامدهای آن بسیار خطرناک است از جمله :

1- برای همسرش دیگر جائز نیست که در قید نکاح او باقی بماند . و واجب است که آن دو از هم جدا شوند چرا که برای زن مسلمان جائز نیست که در قید نکاح مرد کافر قرار گیرد . و این مطلب با اجماع فقهای اسلام به اثبات رسیده است .

2: جائز نیست که دیگر فرزندان او تحت تکفل وی باقی بمانند

 3: انسان پس از آنکه آشکارا کافر و مرتد گردید و از دین اسلام خارج  شد دیگر از حق ولایت و سرپرستی جامعه اسلامی خارج خواهد شد

 4: چنین اشخاصی باید به دادگاه اسلامی احضار گردند و از آنان خواسته شود که توبه کنند و شبهات آنان زائل گردد

 5: وقتی مرتد بمیرد احکام اسلام بر او جاری نمی گردد یعنی غسل و نماز بر او گذارده نمی شود و در گورستان مسلمانان دفن نمی گردد و کسی از او ارث نمی برد همچنان که او از کسی ارث نمیبرد

 6: اگر بر همان حالت کفر بمیرد مستوجب دوری از رحمت خداوند و خلود ابدی در آتش جهنم می گردد

 احکام و موارد قاطع فوق الذکر ما را بر آن وامی دارد که در تکفیر باید جانب احتیاط و دقت و رعایت تقوا را در نظر داشت گروه های تکفیری و افراطی و تندرو برای تکفیر مسلمانان بدون هیچ توجیهی به تاویل متوسل میشوند و به مواردی استدلال می کنند که در حقیقت دلیل محسوب نمی شود و تمامی علمای متقدم و متاخر را که با مواضعشان موافق نیستند تخطئه می کنند و چنان می پندارند که خود ، امام و مجتهد مطلق هستند این طرز تفکر پناه بر خدا از خود خواهی و غرور مهلک و افراط و زیاده روی زیان بار آن نشات گرفته است و منشا چنین تفکر و اندیشه ای جز جهل و نادانی نسبت به خدا و به مردم و به خود چیز دیگری نمی باشد در حدیث صحیح آمده است إِيَّاكُمْ وَالْغُلُوَّ فَإِنَّمَاأَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْغُلُوُّاز افراط و زیاده روی که بسیاری از مردم پیشین از بابت آن هلاک شده اند بپرهیزید و در حدیث دیگری آمده است که آن حضرت سه بار فرمود هلك المتنطعون یعنی هلاک شدند زخم زبان کنندگان این قضیه ریشه در تاریخ اسلام از زمان پیدایش خوارج تا کنون دارد و شاید نخستین مسئله ای باشد که افکار مسلمانان را به خود مشغول ساخته است و پیامدهای آن بر مسائل نظری و عملی و حتی نظامی و سیاسی در طول چندین نسل اثر گذاشت جامعه اسلامی در حال حاضر و در همه ادوار باید دردو آلام امت را بوسیله این نسخه شفا بخش یعنی قرآن در همه زمینه ها دوا کند خداوند متعال بندگان خود را این چنین سفارش می کند وَلَاتَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَوَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا یعنی چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد و در حاي ديگري ميفرمايد :  روی زمین به غرور گام بر مدار چرا که هرگز زمین را نمی توان شکافت و در بلندی به کوهها نميتوانی رسید . قرآن در جهت تربیت شخص مسلمان بر مبنای گرایش عقلانی و علمی تاکید دارد این گرایش ها و طرز تفکرها بر دو نوع هستند :

 اول تفکر خرافی که شخص متصف به چنین گرایشی هرگونه اوهام و خیالات را باور دارد و از اباطیل دنباله روی می کند و به هر چه به او بگویند گوش می دهد و به دنبال هر آوایی می رود اسلام چنین گرایشی را مردود می شمارد .

 دوم تفکر دیگری که منظور قرآن نیز همین طرز تفکر است وآن عبارت است از اینکه شخص تابع دلیل و منطق باشد و در امور مادی بر مبنای مشاهده و تجربه گام بر دارد و ابزاری را که خداوند متعال به او داده است از قبیل گوش و چشم و قلب که به آنها ابزار شناخت می گویند بکار گیرد همانطوریکه خداوند متعال می فرماید وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَاتَعْلَمُونَ شَيْئًاوَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَوَالْأَفْئِدَةَ ۙلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  و خدا شما را از شکم مادرانتان که در حالیکه چیزی نمیدانستی بیرون آورد و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد که سپاسگذاری کنید

 از این رو انسان باید از گوش خود استفاده کند زيرا بوسیله گوش اطلاعات مردم از طریق روایت شفاهی برای یکدیگر انتقال می یابد باید چشم را به کار بندد تا بوسیله آن مشاهده و تجربه که کاخ علوم طبیعی بر آن دو استوار است حاصل گردد همچنین از قلب یا عقل بهره گیرد تا بدان وسیله به منطق دست یابد و از مقدمات نتایج را استنتاج نماید این ابزار و ادوات دریچه هایی هستند که انسان بوسیله آنها به امور زندگی و هستی و شریعت و آفرینش خداوند متعال و به اوامر و نواهی الهی آگاهی پیدا می کند جائز نیست و نباید آن ابزار را وانهاد و از ظن و گمان و اوهام و شایعات و مزخرفات دنباله روی کرد . در قرآن آیات زیادی در تایید این مطلب وارد شده است ( أَفَلَاتَسْمَعُونَ ) آیا نمی شنوید( افلاتبصرون )آیا نمی بینید .(أَفَلاَتَعْقِلُونَ )چرا عقل بکار نمی گیرید .

 هدايت و گمراهي

  میان مومنان هدایت یافته و افراطیون فتنه گر بسیار تفاوت است گمراهان از صراط مستقیم ابزار شناخت و هدایت را که خداوند به آنان عطا فرموده از کار انداخته و وانهاده اند و آن ابزارها به وظایف خود عمل نمی کنند لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّيَفْقَهُونَ بِهَاوَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّيُبْصِرُونَ بِهَاوَ لَهُمْ آذَانٌ لاَّيَسْمَعُونَ بِهَاأُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ آنان دلهایی دارند که با آن حقایق را دریافت نمی کنند و چشمانی دارند که با آنها نمی بینند و گوش هایی دارند که با آنها نمی شنوند آنان همانند چهارپایان  بلکه گمراه ترند آری آنان همان غافل ماندگانند آری کسانی که از چشم و گوش و عقل بهره نمی گیرند فتنه ها و آزمایش ها بر روحیه آنان تاثیر می گذارد و آنان را متزلزل و عقیده شان تباه می سازد . استفاده از این ابزار شناخت می تواند انسان را در مواجهه با چالش هاي پيچيده روز  و فتنه های موجود اعم از فتنه کمونیسم و سکولاریسم و فتنه مذهبی نیرومند کند و حق را از باطل و سره را از ناسره جدا کند .

  به عقیده بنده فتنه مذهبی به مراتب خطرناک تر از فتنه کمونیسم و سکولاریسم است . زیرا فتنه گران کسانی هستند که عقاید و اندیشه های وارداتی و غیر دینی و برنامه ها و قوانین ویرانگر اخلاقی و تقریبی را به سرزمین های اسلامی وارد می نمایند و فتنه های تاریک و ستم ساز و آشوب های ویرانگر را برای ما پدید می آورند . آن فتنه ها که رسول گرامی ، ما را از آن برحذر می دارد آنجا که میفرماید : بَادِرُوابِ الْأَعْمَالِ فِتَنًا كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِيُ صْبِحُالرَّجُلُمُؤْمِنًاوَيُمْسِي كَافِرًا أَوْيُمْسِي مُؤْمِنًا وَيُصْبِحُ كَافِرًايَبِيعُ احدهم دِينَهُ بِعَرَضٍ مِنْ الدُّنْيَا قليل . یعنی فرصت را برای اعمال نیک پیش از آنکه فتنه هایی مانند پاره های شب تاریک پدید آید غنیمت شمارید . در آن هنگام انسان  صبح مسلمان است و شب کافر . شب مسلمان است و روز کافر . و دین خود را به بهای ناچیز دنیا می فروشد . پیامبر (ص) فرموده است : دعوتگر به فتنه بر لب جهنم ایستاده است و مردم را بسوی آن می کشاند . در حدیث حذیفه بن یمان این موضوع به وضوح مشاهده می شود حذیفه بن یمان (رض) در شناسایی منافقان و دنبال گرفتن اخبار فتنه گران علیه مسلمانان مهارت عظیمی داشت این حدیث مهم و عظیم را به وی نسبت داده اند . حذیفه می گوید : مردم اغلب از رسول خدا در مورد اعمال نیک پرس و جو می کردند اما من از ایشان در مورد اعمال بد جویا می شدم از ترس آنکه مبادا چنین عملی فرا گیرد . یکبار از رسول خدا پرسیدم : ای رسول خدا : پیش از این ما در جاهلیت و بدی بسر می بردیم خداوند خیر اسلام را به ما عطا فرمود آیا بعد از این خیر و نیکی ، شر و بدی نیز می تواند وجود داشته باشد فرمود آری گفتم آیا بعد از آن شر ،  خیری نیز هست . فرمود آری . اما در آن ( دخن ) است گفتم دخن چیست ؟ فرمود گروهی هستند که رفتارشان به غیر سنت من است و راهنمایی و هدایتی غیر از راهنمایی و هدایت من می خواهند . آنان را می شناسی ولی از اعمالشان بیزاری . گفتم آیا بعد از این خیر باز شر و بدی هست ؟ گفت آری دعوتگرانی که  بر درهای دوزخ ایستاده اند هر کس به دعوت آنان پاسخ مثبت دهد وی را میان آتش می اندازند . گفتم ای رسول خدا : آنان را برای ما توصیف فرما : فرمود : هم من جلدتنا،ويتكلمون بألسنتنا آنان کسانی هستند که خود را با جامه و شعارما می آرایند و با زبان های ما سخن می گویند . در حدیث دیگری روایت شده که حذیفه می گوید : از پیامبر خدا پرسیدم آیا بعد از این خیر، شری هست ؟

 پیامبر فرمود :  فِتْنَةٌ عَمْيَاءُصَمَّاءُعَلَيْهَادُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ النَّارِفَإِنْتَمُتْيَاحُذَيْفَةُ وَ أَنْتَعَاضٌّعَلَىجِذْلٍجزع الشجره خَيْرٌلَكَ مِنْ أَنْتَتَّبِعَ أَحَدًا مِنْهُمْ آری فتنه تاریک و کوری است که دعوت کنندگان آن بر درهای دوزخ نشسته اند  ای حذیفه اگر تو شاخه درختی ( تنه درختی ) را به دندان گرفته باشی بهتر است تا اینکه پیرو یکی از آن دعوتگران شوی ممکن است چنین پرسشی به ذهن افراد مخلص و دلسوز متبادر شود که چگونه می توان فتنه های ظاهر و باطن را درمان کرد . برای حل این معظل و درمان آن به روایت ترمذی به جواب پیامبر در پاسخ حضرت علی بن ابیطالب پناه ببریم ترمذی روایت می کند که پیامبر فرمود : سيكون بعدي فتنكق طع اللي لالمظلم بعد از من فتنه های همچون قطعه های شب تاریک روی خواهد داد حضرت علی پرسید ای رسول خدا راه رستگاری و خلاص در آن روز چیست ؟

  پیامبر فرمود : درمان با مراجعه به کتاب خدا ( قرآن ) امکان دارد که شما را از گذشته و آینده باخبر می سازد  داور میان شما است جدا کننده حق و باطل است و هر جباری آن را  رها نماید خدا او را شکست می دهد و هر کسی هدایت را در غیر آن جوید خداوند گمراهش می کند . آن ریسمان محکم الهی است و نوری ساطع و لمعان است . بیانات آن با حکمت و کارساز است .صراط مستقیم است تمسک به آن باعث می شود که هوای نفسانی ما را مغلوب نکندو اندیشه و تفکرات ما را به گمان باطل نیاندازد عالمان از آن سیر نمی گردند و پارسایان از آن خسته نمی شوند هر که بدان تکلم کند صادق است و هر که بدان حکم و قضاوت کند عادل است و هر کس بدان عمل کند ماجور است و هر که بدان مردمان را دعوت بسوی خدا کند براه راست هدایت می یابد .

 اللَّهُمَّ رَبَّ جَبْرَائِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَإِسْرَافِيلَ. فَاطِرَالسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ. عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ. أَنْ تَتَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ. اهْدِنِي لِمَااخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُإِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ"

 خدايا پروردگار جبرائيل و مكائيل و اسرافيل ، آفريننده آسمان ها و زمين ، آگاه به آشكار و نهان ، تويي داور در آنچه بندگان اختلاف دارند هنگام اختلاف ديدگاهها با فرمان خود ما را بسوي حق راهنمايي فرما كه هر كس را بخواهي به راه راست هدايت مي كني .

 

                                                                                                    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين

                                                                                                        والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته

                                                                                                                استان آذربايجانغربي – اشنويه

                                                                                                                           سيد مصطفي خاتمي

                                                                                                                                    پاييز  1392