درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

سه شنبه 25 مهر 1396 26 محرم 1439 Tuesday 17 October 2017

.

.

.

.

.

پیام‌ها:
حضرت علی علیه السلام : من از همه حریص تر به وحدت مردم در جامعه مى باشم
بازدید کنندگان محترم آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان در بخشهای مختلف وب سایت معاونت امور ایران هستیم
حضرت رضا سلام الله علیه : عبادت به بسیاری روزه و نماز نیست بلکه عبادت به زیاد اندیشیدن در کار خداست
حضرت علی سلام الله علیه : هر کس عمل امروز خود را اصلاح و کوتاهی های دیروز خود را جبران کند ، رستگار شود.

سمیتک الجنوب با صدای حامد زمانی به زبان عربی در اجلاس علمای مقاومت

سه شنبه, 19 آبان 1394 09:41 تعداد بازدید 1358

سمّیتک الجنوب...

یا لابساً عباءة الحسین

وشمس کربلاء..

یا شجر الورد الذي یحترف الفداء

یا ثورة الارض التقت بثورة السماء

یا جسداً یطلع من ترابه ِ

قمحٌ و أنبیاء..

 

سمّیتک الجنوب..

یا قمر الحزن الذي یطلع لیلاً من عیون فاطمة

یا سفن الصید التي تحترف المقاومة

یا کتب الشعر التي تحترف المقاومة

یا ضفدع النهر الذي

یقرأ طول اللیل سورة المقاومة

****

سميتك الجنوب..

سميتك الشمعَ الذي يضاءُ في الكنائس

سميتك الحناء في أصابع العرائس

سميتك الشعرَ البطوليَ الذي

يحفظه الأطفالُ في المدارس

سميتك الأقلامَ والدفاترَ الوردية

سميتك الرصاصَ في أزقةِ "النبطية"

سميتك النشور والقيامة

سميتك الصيفَ الذي تحملهُ

في ريشها الحمامة

****

سميتك الجنوب

سميتك النوارس البيضاء، والزوارق

سميتك الأطفالَ يلعبونَ بالزنابق

سميتك الرجالَ يسهرونَ حولَ النارِ والبنادق

سميتك القصيدةَ الزرقاء

سميتك البرقَ الذي بنارهِ تشتعلُ الأشياء

سميتك المسدسَ المخبوءَ في ضفائرِ النساء

 

سميتك الموتى الذينَ بعد أن يشيَّعوا..

يأتون للعشاء

ويستريحون إلى فراشهم

ويطمئنون على أطفالهم

وحين يأتي الفجرُ، يرجعون للسماء

****

سيذكرُ التاريخُ يوماً قريةً صغيرةً

بين قرى الجنوب،

تدعى "معركة"

قد دافعت بصدرها

عن شرفِ الأرض، وعن كرامة العروبة

وحولها قبائلٌ جبانةٌ

وأمةٌ مفككه

****

سميتك الجنوب..

سميتكَ الأجراسَ والأعياد

وضحكةَ الشمس على مرايلِ الأولاد

يا أيها القديسُ، والشاعرُ والشهيد

يا ايها المسكونُ بالجديد

يا طلقةَ الرصاص في جبينِ أهلِ الكهف

ويا نبيَّ العنف

ويا الذي أطلقنا من أسرنا

ويا الذي حررنا من خوف

****

لم یبق الا انت

تسیر فوق الشوک و الزجاج

و الاخوة الکرام ،

نائمون فوق البیض کالدجاج

و في زمان الحرب ، یهربون کالدجاج..

یا سیدي الجنوب !

في مدن الملح التي یسکنها الطاعون و الغبار..

في مدن الموت التي تخاف ان تزورها الامطار..

لم یبق الا انت..

تزرع في حیاتنا النخیل و الاعناب و الاقمار

لم یبق الا انت ..الا انت..الاانت..

فافتح لنا بوابة النهار..

جنوب نامیدمت..

ای که عبای حسین(ع) را بر تن کرده ای

و خورشید کربلا بر تارکت می درخشد

ای درخت شکوفایی که قربانی شدن را پیشه ی خود ساخته ای

و شورش زمینی تو با انقلاب آسمانی پیوند یافته است..

ای بدنی که از خاک گوهر خیزش ،

هم گندم می روید و هم پیامبران سر بر می آورند..

 

جنوب نامیدمت..

ای مهتاب اندوهی که شبانگاه از چشمان فاطمه می تراود..

ای کشتیهای ماهیگیری که ایستادگی و مقاومت را در پیش گرفته اند..

ای کتابهای شعری که مقاومت را پیشه ی خود ساخته اند..

و ای غوک رودخانه که تمام شب سوره ی مقاومت را تلاوت می کند

..

****

جنوب نامیدمت

شمعی نامیدمت که در کلیسا می افروزند

حنایی نامیدمت که در میان انگشتان نوعروسان است

شعر حماسی نامیدمت

که کودکان در مدرسه از بر می کنند

مدادها و دفترهای گلی نامیدمت

روز رستاخیز نامیدمت

تابستانی نامیدمت که

کبوتر سپید بال آن را در میان پرهایش ،به این سو و آن سو می برد

 

****

جنوب نامیدمت

مرغان دریایی سپید و زورق نامیدمت

کودکانی نامیدمت که با زنبقها بازی می کنند

و مردانی نامیدمت که تا صبح در کنار آتش و تفنگ بیدار می مانند

قصیده ی آبی نامیدمت

آذرخشی نامیدمت که همه چیز با آن شعله ور می شود

سلاحی نامیدمت که در میان گیسوان زنان پنهان شده است

مردگانی نامیدمت که پس از تشییع پیکرشان

برای صرف شام بر می گردند

در بستر خویش آرام می گیرند

و به کودکانشان سرکشی می کنند

و سپیده دمان، دوباره به آسمان باز می گردند

تاریخ روزی از دهکده ای کوچک یاد خواهد کرد

دهکده ای از دهکده های جنوب

به نام "معرکه"

دهکده ای که سینه سپر کرد

و از شرافت خاک و از کرامت عرب دفاع کرد

در حالی که پیرامونش قبیله هایی بزدل بودند

و ملتی از هم گسیخته

 

 

****

جنوب نامیدمت

زنگها و عیدها نامیدمت

و لبخند خورشید بر زمین بازی کودکان

ای قدیس ای شاعر و ای شهید

....

ای گلوله ای که بر پیشانی خفتگان غار شلیک شده است

ای پیامبر قهر و خشم

ای که ما را از اسارت رهاندی

ای که ما را از هراس و وحشت نجات دادی

****

تنها تو ماندی

که بر روی خاشاک و شیشه های شکسته گام بر می داری..

و برادران گرامی..

چون مرغکان روی تخمهای خویش خفته اند..

و هنگام نبرد،

چون ماکیان می گریزند..

ای سرور من ای جنوب :

در شوره زارهای طاعون زده و خاک آلود..

در دخمه هایی که حتی باران از باریدن بر آنها وحشت دارد..

تنها تو ماندی ..

تا در زندگی ما نخل و انگور و مهتاب بکاری..

تنها تو ماندی..تنها تو ..تنها تو..

پس بر ما بگشای دروازه ی روز و روشنائی را..

 

  1. محبوب‌ترین‌ها
  2. آخرین‌ها
  3. ویژه‌ها