درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

يكشنبه 4 تير 1396 30 رمضان 1438 Sunday 25 June 2017

.

.

.

.

.

پیام‌ها:
حضرت علی علیه السلام : من از همه حریص تر به وحدت مردم در جامعه مى باشم
بازدید کنندگان محترم آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان در بخشهای مختلف وب سایت معاونت امور ایران هستیم
حضرت رضا سلام الله علیه : عبادت به بسیاری روزه و نماز نیست بلکه عبادت به زیاد اندیشیدن در کار خداست
حضرت علی سلام الله علیه : هر کس عمل امروز خود را اصلاح و کوتاهی های دیروز خود را جبران کند ، رستگار شود.
مذهب اباضیه
1395/06/16 707

مذهب اباضیه

 اِباضیّه، یا اَباضیّه، فرقه‌ای منسوب به عبدالله بن اباض تمیمی و از کهن‌ترین فرق شکل گرفته در بین مسلمانان. با اینکه این فرقه در برابر اکثریت مسلمانان (اهل سنت و تشیع) گروه کوچکی به‌شمار می‌آید، ولی از لحاظ تاریخی و شناخت اعتقادات فرق و مذاهب، دارای اهمیت بسیار است. باورمندان به این فرقه در عمان، زنگبار و شمال آفریقا زندگی می‌کنند.

اگرچه اباضیان را از خوارج دانسته‌اند و در برخی اندیشه‌ها همراه خوارجند، اما متأخرین اباضیه از اینکه آنان را از خوارج بدانند، ابا دارند. آنان در تقابل با دیگر مسلمانان راهی معتدلانه‌تر از خوارج پیش گرفته‌اند.

جوامع اباضی تاکنون در انزوای نسبی به‌سر برده و آن‌چنان‌که باید، شناخته نشده‌اند. ظاهراً اباضیان تنها گروه باقیمانده از خوارج‌اند، اما چنانکه از منابع بر می‌آید، صُفریان (گروهی دیگر از خوارج) نیز تا نیمه سدهٔ ۵ق/۱۱م در سرزمین‌های اسلامی می‌زیستند. که سرانجام در اباضیه محو شدند

 فرقه‏ ى اباضيّه

از آنجا كه أباضيه تنها فرقه‏ى بازمانده از خوارج است كه در كشورهاى مختلف اسلامى پيروانى دارد، لازم است در اين درس به اختصار درباره‏ى آن مطالبى را بيان كنيم:  

مؤسس مذهب أباضيه

قول مشهور ميان مورخان و نويسندگان ملل و نحل اين است كه مؤسس مذهب أباضيه عبداللّه‏ بن اباض تميمى است. تاريخ دقيق ولادت و وفات او روشن نيست، مشهور است كه وى عصر معاوية بن ابى سفيان را درك كرده و تا زمان عبداللّه‏ مروان (٦٥ ـ ٨٦) زنده بوده، و در اواخر اين دوره وفات كرده است. درباره‏ى ولادت او اقوال مختلفى نقل شده است، برخى احتمال داده‏اند كه در بخش اول حكومت معاويه به دنيا آمده است(١) و برخى ديگر تاريخ ولادت او را قبل از آن دانسته‏اند. عدّه‏اى از محققان مذهب اباضى نسبت مذهب خود را به عبداللّه‏ بن اباض نفى نمى‏كنند، ولى انتساب آن را به جابر بن زيد (ابوالشعثاء) ترجيح مى‏دهند، و برآنند كه عبداللّه‏ در آرا و اعمال خود طبق فتاواى جابر تصميم مى‏گرفته است.(٢) وى در سال هجده هجرى در نزديكى شهر نزوى، مركز حكومت عمان، به دنيا آمد و در سال ٩٣ هجرى در بصره وفات كرد. جابر از بسيارى از صحابه كسب دانش كرد و در فقه تأليف بزرگى به نام ديوان جابر داشت كه از بين رفته است.

١ ـ الحركة الأباضية في المشرق العربى، ص ٤٩. ٢ ـ مختصر تاريخ الأباضية، ص ٢٨.

و در حديث، مُسندى دارد كه از على‏بن‏ابى‏طالب، ابن عباس، ابو سعيد خدرى، عايشه، عبداللّه‏ بن عمر، ابوهريره، انس بن مالك، و ديگران روايت كرده است. بيشترين روايات او از ابن عباس و عايشه است.(١) برخى ديگر از محققان بر آنند كه مذهب اباضى در حقيقت دو مؤسس داشته است: يكى، رهبرى سياسى آن را بر عهده داشته، كه عبداللّه‏ بن اباض است، و ديگرى رهبرى علمى و فقهى آن را، كه جابر بن زيد است. نويسنده‏ى كتاب «دراسة في الفكر الأباضي» پس از بيان اين مطلب يادآور شده است كه حكومت أباضيّه در آغاز يك حركت علمى (كلامى يا فقهى) نبود، بلكه يك حركت سياسى ـ مذهبى بود كه پس از ماجراى حكميت شكل گرفت و با حكومت اموى موضعى خصمانه داشت و رهبرى اين حركت را عبداللّه‏ بن اباض بر عهده داشت، زيرا وى از چهره‏هاى سياسى ـ مذهبى شاخص در آن زمان بود. جابر بن زيد، فقط از نظر علمى برجسته و معروف بود، نه از نظر سياسى. آنگاه كه حركت أباضيّه شكل يك مذهب را به خود گرفت، جابر بن زيد روش سياسى عبداللّه‏ را تأييد كرد و به عنوان رهبرى دينى مذهب أباضيّه شناخته شد.(٢)

١ ـ همان، ص ٢٧ ـ ٢٨؛ العقود الفضية، ص ٩٣ ـ ١٠٣. ٢ ـ دراسة في الفكر الأباضي، ص ٢٢، ٢٦ ـ ٣٢، ٤٤ ـ ٤٦.

 

تطورات تاريخى

مذهب أباضيّه در قرن دوم هجرى در يمن، حضرموت و حجاز منتشر گرديد، و عنصر فعّال در نشر اين مذهب فردى به نام عبداللّه‏ بن يحيى ملقب به «طالب الحق» بود. انقلاب او در زمان مروان بن محمد، آخرين خليفه‏ى اموى، اوج گرفت. در عصر منصور عباسى، (١٤٠ ه)، معن بن زائده وارد حضرموت شد و فردى را به نيابت خود در آنجا نصب كرد، ولى مردم حضرموت به رهبرى أباضيّه او را كشتند.(١) أباضيّه در ليبى و الجزاير نيز تشكيل حكومت دادند و دولت آنان در ليبى بيش از سه سال (١٤١١٤٤ ه) دوام يافت. عبداللّه‏ بن رستم نيز دولت بنى رستم را در شمال آفريقا تأسيس كرد، كه حدود ١٥٠ سال (١٤٤٢٩٦ ه) دوام يافت. مركز آن شهر تاهرت در الجزاير يكى از مراكز مهم مذهب اباضى بود. قلمرو حكومت آنان غالب نواحى الجزاير، وهران، جبال اوراس، نصف تونس جنوبى و اكثر ليبى را شامل مى‏شد.(٢) أباضيّه هم اكنون در مناطق مختلف دنياى اسلام سكونت دارند، كه مركز عمده‏ى آنان كشور عمان است. عقايد أباضيّه به عنوان مذهب رسمى اين كشور پذيرفته شده است. گروه‏هايى از أباضيّه در زنگبار (بخشى از تانزانيا) و صحراى بزرگ آفريقا، به ويژه سرزمين ميزاب در الجزاير، كوه نفوسه در ليبى، و جزيره‏ى جربه در تونس، سكونت دارند.(٣)  

عقايد كلامى أباضيّه

برخى از نويسندگان معاصر اباضى بر اين عقيده‏اند كه فرقه‏ى أباضيّه فقط در دو مسأله، يعنى تخطئه‏ى حكميت و شرط ندانستن قرشى بودن امام، با ساير فرق اسلامى اختلاف نظر دارند، ولى در ساير مسايل با يكى از مذاهب مشهور كلامى هم عقيده‏اند، چنان‏كه در مسأله‏ى صفات خدا، رؤيت، تنزيه، تأويل و حدوث قرآن با معتزله و شيعه توافق دارند، و در مسأله‏ى شفاعت با معتزله هم عقيده‏اند، و در مسأله‏ى قدر و خلق افعال با اشاعره هم رأيند.(٤)

١ ـ الاصول الايمانية، ص ٣٥٥ ـ ٣٥٦. ٢ ـ المنجد في الاعلام، الرستميون. ٣ ـ الاصول الايمانية، ص ٣٥٧. ٤ ـ بحوث في الملل و النحل، ج ٥، ص ٣٠٢ ـ ٣٠٣.

قلهاتى مؤلف كتاب «الكشف و البيان» (از علماى سرشناس أباضيّه در قرن يازدهم و دوازدهم)(١) ديدگاه أباضيّه را در مقايسه با عقايد فرقه‏هاى قدريه، معتزله، اهل سنت (اهل حديث، صفاتيه، اشاعره) و شيعه بيان كرده است.

١ ـ برخى وى را از دانشمندان قرن چهارم هجرى دانسته‏اند.(الاصول الايمانية)

أباضيّه با قدريه و معتزله در عقايد زير مخالفند:

١ ـ نفى قدر الهى در افعال انسان. ٢ ـ انكار عموميت اراده‏ى خداوند در افعال ناروا. ٣ ـ اثبات منزلتى ميان ايمان و كفر درباره‏ى مرتكبان كباير.

و در موارد زير با آنان موافقند:

١ ـ عينيت صفات ذاتى خدا با ذات. ٢ ـ نفى رؤيت بصرى خداوند در دنيا و آخرت. ٣ ـ اثبات استحقاق ثواب براى مؤمن، هرگاه مرتكب گناه نشود يا توبه كند. ٤ ـ اثبات خلود عذاب براى مرتكبان گناهان كبيره كه بدون توبه از دنيا مى‏روند. ٥ ـ انكار نص در مسأله‏ى امامت.

و با اهل سنت و اشاعره در عقايد زير مخالفند:

الف: اثبات صفات خبريه بدون تأويل. ب: اثبات رؤيت بصرى خدا در قيامت براى مؤمنان. ج: اعتقاد به زيادت صفات ذاتى خداوند بر ذات. د: اعتقاد به شفاعت در حق مرتكبان كباير. ه: عدم خلود مرتكبان كباير در دوزخ. ز: شرط قرشى بودن امام. ح: وجوب اطاعت از امام، هرچند جائر و ستمكار باشد.

و در موارد زير با آنان موافقند:

الف: اثبات قدر الهى در افعال انسان. ب: عموميت اراده‏ى خداوند در افعال بشر. ج: خلق افعال و نظريه‏ى كسب.

از آنچه گفته شد مى‏توان به موارد موافقت و مخالفت أباضيّه با شيعه‏ى اماميه نيز پى‏برد؛ آنان در مسايل زير با شيعه هم عقيده‏اند:

١ ـ عينيت صفات ذاتى خداوند با ذات. ٢ ـ تأويل و تفسير صفات خبريه. ٣ ـ امتناع رؤيت بصرى خداوند.

و در مسايل زير با عقايد شيعه مخالفند:

١ ـ نص در امامت. ٢ ـ اعتقاد به شفاعت در حق گنهكاران. ٣ ـ عدم خلود مرتكبان كباير در دوزخ. ٤ ـ ارتكاب گناه كبيره مايه‏ى كفر و شرك نخواهد بود.