درباره مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني با ماهیت غير انتفاعي كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي ، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي برای مدت نا محدود تأسيس شد و داراي شخصيت حقوقي مستقل است . و محل اصلي آن تهران می باشد و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

 

جمعه 1 تير 1397 8 شوال 1439 Friday 22 June 2018

.

.

.

.

.

پیام‌ها:
حضرت علی علیه السلام : من از همه حریص تر به وحدت مردم در جامعه مى باشم
بازدید کنندگان محترم آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان در بخشهای مختلف وب سایت معاونت امور ایران هستیم
حضرت رضا سلام الله علیه : عبادت به بسیاری روزه و نماز نیست بلکه عبادت به زیاد اندیشیدن در کار خداست
حضرت علی سلام الله علیه : هر کس عمل امروز خود را اصلاح و کوتاهی های دیروز خود را جبران کند ، رستگار شود.
شیخ محمود شلتوت
784

شیخ محمود شلتوت

 فصل اوّل

تولّد و تحصيلات

زادگاه

مصر يكى از قديمى‏ترين كشورهاى جهان با تمدّنى چند هزار ساله، از ديرباز خاستگاه انديشمندان بزرگى بوده است. در سده‏هاى اخير با اوج گرفتن نهضت بيدارى اسلامى و با حضور سيد جمال‏الدين اسدآبادى در آن ديار، بزرگانى چون شيخ محمد عبده، استاد حسن البنّاء، شيخ محمود شلتوت، وسيد قطب از اين كشور برخاسته و خدمات شايانى به اسلام و مسلمين تقديم داشتند.

 بى‏شك حضور سيد جمال‏الدين اسدآبادى در كشور مصر، بر فضاى فكرى و عقيدتى آن ديار تأثير شگرفى داشته است؛ به طورى كه بسيارى از شخصيت‏هاى معاصر مصر از تفكر سيد جمال‏الدين تأثير پذيرفته‏اند.

در روز پنجم شوال سال 1310 هجرى قمرى در روستاى «منشاة بنى‏منصور» از توابع بخش «ايتاى البارود»، يكى از بخش‏هاى استان بحيره مصر،(1) در خانواده‏اى عالم‏پرور و اديب كودكى ديده به جهان گشود. پدرش شيخ محمّد شلتوت كه از تولّد نوزادى در خانه‏اش بسيار خوشحال شده بود او را محمود نام نهاد. وى نهايت سعى و تلاش را در راه تربيت و تعليم فرزندش به كار گرفت.

هنوز هفت بهار از سن محمود نگذشته بود كه پدرش دار فانى را وداع كرد و عمويش شيخ عبدالقوى شلتوت سرپرستى او را بر عهده گرفت. از همان ابتدا آثار نبوغ و استعداد وافر در كارهايش هويدا بود؛ لذا عمويش او را براى كسب علم و معارف اسلامى، به مكتب‏خانه روستا فرستاد.

از مقررات مكتب‏خانه‏هاى مصر اين بود كه دانش‏آموز قبل از خواندن دروس ادبيّات، بايد كلّ قرآن را حفظ مى‏كرد. محمود هم همچون ديگر دانش‏آموزان، قبل از هر چيز به حفظ قرآن مشغول شد و در مدّت كمى كلّ قرآن را حفظ كرد.

شيخ محمود در سال 1328 ه .ق.(1) براى كسب مدارج عالى علم، به شهر اسكندريه هجرت كرد و در دانشكده اسكندريه(2) مشغول تحصيل گرديد. نبوغ علمى و استعداد وى با تلاش بى‏وقفه، در سال 1340 ه .ق.(1) موفق به كسب عالى‏ترين مدرك رسمى از دانشكده اسكندريه گرديد و به عنوان دانشجوى نمونه دانشكده معرفى شد. اين در حالى بود كه 25 بهار از زندگى او گذشته بود.

شيخ محمود پس از اتمام تحصيلات در سال 1341ه .ق. به عنوان استاد در همان دانشكده مشغول تدريس گرديد. تدريس و تحصيل شلتوت در سال 1341 ه .ق. در مصر همزمان با انقلاب مردمى مصر به رهبرى «سعد زغلول »(2) بود. روستاها و شهرهاى مصر سرشار از تظاهرات به حمايت از سعد زغلول و عليه اشغاگران گرديد. شلتوت نيز بى تفاوت نبود و به وظيفه انقلابى‏اش عمل مى‏كرد و با زبان و قلمش در خدمت انقلاب مردم مصر بود.

ورود به الازهر

شيخ محمّد مصطفى مراغى كه تأثير عقيدتى شگرفى بر شلتوت داشته است، هنگامى كه در سال 1360 ه .ق.(1) رياست دانشگاه الازهر را بر عهده داشت، مقاله‏اى از شيخ محمود شلتوت مطالعه كرد و به عمق انديشه، تسلط بر ادبيات عرب و چيره دستى او در نويسندگى پى برد؛ لذا از او براى تدريس در سطوح بالاى دانشگاه الازهر دعوت كرد. شلتوت كه در دانشكده اسكندريه مشغول تدريس و تربيت شاگرد بود، از اين دعوت استقبال و به قاهره عزيمت كرد و به عنوان استاد در دانشگاه الازهر مشغول تدريس گرديد. موفقيت‏هاى پى در پى او باعث شد كه در سال 1361 ه .ق. به عنوان مدرّس مرحله تخصصى دانشگاه الازهر انتخاب شود.

استادان شلتوت

1. استاد شيخ الجيزاوى يكى از اساتيد شيخ محمود شلتوت در دانشكده اسكندريه بود.

2. شيخ عبدالمجيد سليم در 1304 ه .ق در مصر ديده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران مقدماتى، وارد دانشگاه الازهر گرديد و در سال 1330 ه .ق. از دانشگاه الازهر فارغ التحصيل شد. وى پس از اتمام تحصيلات، به عنوان قاضى، مدرّس و عضو هيئت فتوا مشغول به كار گرديد. وى از شاگردان امام محمّد عبده به شمار مى‏رود.

عبدالمجيد سليم يكى از بنيانگذاران جماعت تقريب مذاهب اسلامى و از فعالترين اعضاى آن جمعيت بود. از خصوصيات بارز او صراحت و شجاعت بود و به خاطر همين صراحت كم نظير در سال 1368 ه .ق. هنگامى كه ديد حكومت مى‏خواهد در شؤون الازهر دخالت كند، از رياست الازهر استعفا داد. رئيس ديوان دربار كه از اين عمل عبدالمجيد به شدّت عصبانى شده بود، عبدالمجيد را تهديد كرد به خاطر اين اقدام، خطراتى او را تهديد خواهد كرد. شيخ عبدالمجيد با كمال شجاعت و صراحت در جواب او گفت «همانا مادامى كه بين خانه‏ام و مسجد در حركتم، خطرى مرا تهديد نمى‏كند.» وى پس از سال‏ها تلاش در عرصه تقريب و وحدت اسلامى در روز پنج شنبه دهم صفر 1374 ه .ق. دار فانى را وداع كرد.(1)

3. شيخ امام محمدمصطفى مراغى؛ به اين دليل كه مراغى بيشترين تأثير عقيدتى و فكرى را بر شلتوت داشته است، به مختصرى از زندگى او اشاره مى‏كنيم.

شيخ مصطفى مراغى در 1303 ه .ق.(1) در «مراغه» يكى از توابع استان سوهاج مصر متولّد شد. پس از دوران كودكى، به حفظ قرآن روى آورد و در مدّت كمى حافظ كل قرآن شد. وى از مريدان، پيروان و شاگردان محمّد عبده بود و تحت تأثير افكار او رشد كرد. رشيد رضا درباره وى مى‏گويد «او از خالص‏ترين برادران و مريدان شيخ محمد عبده بود.» هنگامى كه عبده به سودان سفر كرد، او را با خود به آن جا برد و وى در آن جا به شغل قضاوت مشغول بود. شيخ محمود شلتوت استاد خود را اين گونه مى‏ستايد «هر آنچه شيخ مراغى داشت، از علم و عقل و انديشه، به خاطر اين بود كه شاگرد شيخ محمد عبده بود.»(2)

دبير كل مجمع دارالتقريب، محمدتقى قمى درباره او مى‏گويد: «او (امام مراغى رحمة الله عليه) مردى باوقار و با شخصيت و داراى فكرى منظم و هماهنگ و بينشى وسيع بود... او مردى فعال بود و در ايجاد ارتباط ميان اشخاص و اتفاق بر نقاط اساسى، سهم بسزايى داشت. او محيط را براى بعضى از بزرگان و علماى دين كه در صدر آنها شيخ مصطفى عبدالرزاق و شيخ عبدالمجيد سليم قرار داشتند، آماده ساخت.»(1) وى آثارى در حوزه قرآن و معارف اسلامى از خود به يادگار گذاشت كه برخى از آن‏ها عبارتند از:الاولياء و المحجوزين، بحثى در ترجمه قرآن، بحث‏هاى لغوى، و دروسى شامل تفسير سوره‏هاى لقمان، الحجرات، الحديد و والعصر. (2) وى در رمضان 1364 دار فانى را وداع گفت.

كناره‏گيرى از الازهر

شيخ مصطفى مراغى به عنوان روشنفكرى اصلاح‏طلب مصمم بود برنامه‏هاى اصلاحى خود را در الازهر پياده كند؛ لذا براى جلب نظر دولت مصر، لايحه اصلاحى خود را به دولت، تقديم كرد.(3) شلتوت هم با نوشتن چندين مقاله، به حمايت از برنامه‏هاى مراغى برخاست و برنامه‏هاى اصلاحى مراغى را گامى در پيشبرد وضعيت فرهنگى و علمى دانشگاه الازهر معرفى كرد. دربار فاسد و وابسته مصر با اين لايحه مخالفت نمود. پس از اين اقدام، مصطفى مراغى به عنوان اعتراض از رياست دانشگاه الازهر كناره‏گيرى كرد. دربار مصر ضمن قبول استعفاى مراغى، «شيخ محمد ظواهرى»(4) را به عنوان رئيس دانشگاه الازهر انتخاب كرد. وى پس از استقرار در مقام رياست الازهر، تصميم گرفت برنامه‏هاى دربار را به اجرا گذارد ولى با مخالفت عالمان روشن ضمير رو به رو شد. ظواهرى كه خود را با موجى از مخالفت رو به رو ديد، برخى از عوامل اصلى اين مخالفت را از كار بركنار كرد. از جمله اين افراد، شيخ محمود شلتوت را در سال 1353 ه .ق.(1) از سمت خود بركنار كرد.

وى پس از بركنارى، لحظه‏اى هم بيكار ننشست و همراه شاگردش «شيخ على عبدالرزاق» به شغل وكالت در محاكم شرعى و نويسندگى در روزنامه‏ها مشغول شد. وى ذره‏اى از مواضع اصولى خود عقب نشينى نكرد و در مقالاتى كه مى‏نوشت بر ضرورت اصلاحات در الازهر تأكيد مى‏كرد.

مسئولين دانشگاه الازهر پس از مدّتى متوجه شدند كه با نبودن اساتيد بزرگى چون شلتوت، به اعتبار دانشگاه لطمه وارد مى‏شود؛ لذا در سال 1357 ه .ق. او را به كار و تدريس در الازهر دعوت كردند و او در همان سال در دانشكده شريعت مشغول تدريس گرديد.

شيخ محمود شلتوت در طول حيات فكرى‏اش بارها مورد تقدير و نكوداشت قرار گرفت. به عنوان نمونه، در سال 1380 ه .ق. از دانشگاه شيلى و در سال 1382 ه .ق. از دانشگاه جاكارتا، دكتراى افتخارى كسب نمود.(1)

رياست الازهر

دولت وقت مصر در سال 1359 ه .ق.(2) شيخ مراغى را مجدداً به عنوان رئيس الازهر برگزيد. لياقت و كاردانى شلتوت و نيز علاقه وافر مراغى به وى باعث شد كه مراغى او را در سال 1379هـ. ق به عنوان قائم مقام دانشگاه الازهر انتخاب كند.

شيخ محمود شلتوت در سال 1383 ه .ق. از طرف رياست جمهورى وقت مصر به عنوان رئيس دانشگاه الازهر انتخاب گرديد. وى در مدّت رياست در الازهر خدمات شايانى براى دانشگاه الازهر و اسلام انجام داد. از مهمترين برنامه‏هاى او در دانشگاه الازهر، دورى از تعصبات فرقه‏اى و مذهبى بود. هنگامى كه خبرنگارى از وى سؤال كرد «وظيفه و هدف دانشگاه الازهر در دوره جديد چيست؟» شيخ محمود شلتوت جواب داد:

«مهمترين هدف اساسى در برنامه من عبارت است از پيكار با تعصبات، و تحقيق و بررسى علوم دينى در محيطى پر از صفا و برادرى، و بحث در يافتن بهترين راهى كه بتوان به تحكيم روابط دين و ايمان خدمتى كرد، و پيروى از دليل قوى؛ از هر افقى كه بدرخشد.

اگر مسلمانان به اين مطالب جامه عمل بپوشانند، نيرويى بس بزرگ تشكيل مى‏دهند كه مى‏توانند با فراغت و آسودگى به بالا بردن شأن و منزلت خود بپردازند و از بار مشكلات گذشته كه مولود تعصب بود، رهايى يابند؛ و در جهان، همچون يك روح در پيكرهاى مختلف درآيند.»(1)

از مهمترين اقدامات او در هنگام رياست در دانشگاه الازهر، تدريس فقه شيعه در كنار مذاهب اهل سنّت بود. وى در اين‏باره مى‏گويد: «دانشگاه الازهر بر اساس تقريب بين مذاهب اسلامى مقرر داشت كه فقه شيعه و سنّى هر دو بر اساس دليل و برهان، بدون هيچ گونه تعصّبى تدريس شود.»(2)

برگزارى مراسم عاشورا

از برنامه‏هاى شيخ محمود شلتوت در دورانى كه رياست الازهر را بر عهده داشت، برگزارى مراسم عزادارى در روز عاشورا در صحن دانشگاه الازهر بود. اين موضوع عشق و علاقه وافر او را به اهل بيت به خصوص امام حسين عليه‏السلام نشان مى‏دهد. استاد محمد واعظ زاده خراسانى در اين باره مى‏گويد: «براى بزرگداشت واقعه عاشورا در دروان شيخ شلتوت، رئيس الازهر، در محوطه جامع الازهر در روز عاشورا مجلس عزادارى برگزار كردند؛ و به خاطر دارم كه در همان موقع، روزنامه‏هاى ايران، اين خبر را نشر دادند.»(1)

فعاليتهاى علمى

1. تأسيس «آكادمى تحقيقات اسلامى»

در اين مؤسسه كه توسط شلتوت تأسيس گرديده نمايندگان تمام مذاهب اسلامى گرد هم مى‏آيند و درباره موضوعات مختلف اسلامى، به بحث و بررسى مى‏پردازند.(2)

2. شركت در كنفرانس هلند

شيخ محمود شلتوت از طرف دانشگاه الازهر در سال 1359 ه .ق.(3) به عنوان عضوى از هيأت نمايندگى الازهر به كنفرانس بين‏المللى «لاهه» كه در كشور هلند برگزار شد، انتخاب گرديد و در اين كنفرانس شركت نمود.

شلتوت در اين كنفرانس، مقاله‏اى تحت عنوان «المسؤولية المدنية و الجنائية فى الشريعة الاسلامية» ارائه كرد. مقاله وى از نظر علمى و ادبى در سطح بالايى قرار داشت و مورد قبول و تقدير اعضاى كنفرانس قرار گرفت. در پايان با توجه به اهميّت موضوعى كه به آن پرداخته بود، مقاله وى به عنوان مقاله نمونه انتخاب شد و به چاپ رسيد. همچنين دو ماده از موادّ همين مقاله تهيه و به تصويب رسيد:

الف: قوانين اسلامى به عنوان منبعى از منابع قانونگذارى عمومى روز اعتبار و ارزش دارد.

ب: ارزش و اعتبار قوانين اسلامى كه صلاحيت پيشرفت را دارد قائم به ذات خود است و از منبع ديگرى اخذ نشده است.(1)

3. عضويت در كميسيون تفسير راديويى

وظيفه اين كميسيون نظارت بر پخش برنامه‏هاى تفسير قرآن كريم در راديوى مصر بود. شلتوت از اعضاى فعال اين كميسيون بود و به پيشنهاد او هر روز صبح قبل و بعد از تلاوت قرآن برنامه‏اى تحت عنوان «سخن بامداد» كه بحثى تفسيرى بود، پخش مى‏شد.

4. عضويت در كميته فتواى الازهر

از مهمترين وظايف اين كميته صدور فتوا در زمينه‏هاى مختلف فقهى بر اساس نياز جامعه است.

5. عضويت در انجمن علماى طراز اوّل مصر

شلتوت در حالى به عضويت اين انجمن درآمد كه جوانترين عضو اين تشكيلات بود. امّا با وجود كمى سنّ، در اوّلين جلسه‏اى كه در اين انجمن شركت كرد، پيشنهادهاى ذيل را ارائه كرد:

الف. تأسيس دفترى براى پاسخگويى به شبهاتى كه در جامعه مطرح مى‏شود و زدودن خرافاتى كه دشمنان اسلام به نام اسلام وارد دين اسلام كرده و آن را ترويج و تبليغ مى‏كنند.

ب. بحث و بررسى داد و ستدهاى جديد كه در جوامع اسلامى پديد آمده است.

ج. نگارش كتابى علمى در پاسخ به اسرائيلياتى كه در كتب تفسيرى متداول بين مسلمانان موجود است و مردم آن‏ها را معانى و تفسير قرآن كريم مى‏پندارند؛ در حالى كه بر صحيح بودن آن‏ها نه حديثى وجود دارد و نه عقل آنها را مى‏پذيرد.

د. زدون خرافات و بدعتها از كتب دينى.

پس از اين كه شلتوت اين موارد را به اعضاى انجمن پيشنهاد داد، تمام آنها مورد قبول اعضاى اين جمعيت قرار گرفت و در همان جلسله كميته‏اى به رياست «شيخ عبدالمجيد سليم» تشكيل شد تا به پيشنهادهاى شلتوت رسيدگى كند و آنها را به مرحله اجرا گذارد.

شلتوت كه اوضاع را آماده ديد پيشنهاد كرد مركزى علمى ـ فرهنگى به نام «مجمع البحوث الاسلاميه» تشكيل شود و رسيدگى به موارد پيشنهادى را برعهده گيرد.

لازم به ذكر است كه اين مركز در زمان رياست وى بر دانشگاه الازهر تأسيس گرديد.

6. نظرات شيخ محمود شلتوت در دولت آلمان غربى

دولت آلمان غربى طى نامه‏اى از شيخ محمود شلتوت، رئيس دانشگاه الازهر، خواست در باره تعدد زوجات در اسلام تحقيق كاملى انجام دهد و نتيجه آن را براى آن دولت بفرستد؛ تا شايد با استفاده از آن، مسأله فزون بودن تعداد زنان بر مردان را در آن كشور حل كند. شيخ محمود شلتوت اين بحث را شروع كرد. سپس مقرر گرديد تحقيق وى به سه زبان انگليسى، آلمانى و فرانسه ترجمه شود. آن روزها برخى نشريات نوشتند كه بحث شلتوت اولين بحثى است كه مسأله ازدواج و افزايش زنان را در آلمان حل خواهد كرد.(1)

 

فصل دوم

موضع گيرى‏ها

قيام پانزده خرداد

در روز 15 خرداد سال 1342 ه .ش. مردم شريف و انقلابى ايران در اعتراض به دستگيرى رهبر و مرادشان امام خمينى قدس‏سره به خيابان‏ها آمدند و عليه رژيم شاه شعار دادند. به جرأت مى‏توان گفت كه اين مهمترين حركت و در واقع آغاز انقلاب اسلامى ايران بود. شاه كه مى‏ترسيد حاكميّت ايران را از دست بدهد به اسداللّه علم، نخست وزير وقت، اختيار تامّ داد كه اين غائله را ختم كند.

ارتش و نيروهاى امنيتى با بى‏رحمى به طرف تظاهر كنندگان تير اندازى كردند و عده زيادى از روحانيون وساير اقشار مردم را به خاك و خون كشيدند.

اين اقدام وقيحانه مورد اعتراض برخى از روشنفكران مسلمان در سراسر جهان قرارگرفت و از جمله شيخ محمود شلتوت شش روز پس از واقعه پانزده خرداد، نامه‏اى نوشت و از عموم مسلمانان خواست علماى مجاهد ايران را كه به جرم

دفاع از حق، به زندان كشيده شده‏اند، پشتيبانى نمايند. او در اين اعلاميه دستگيرى علما و اهانت به ساحت مقدّس آنان را داغ ننگى بر جبين بشريت شمرد. متن اعلاميه اين است :

بسم الله الرحمن الرحيم

هذا بيان للناس

ما در آستانه دوره‏اى به سر مى‏بريم كه در آن برخى از مردم را زرق و برق‏هاى تمدن و لذت‏ها و تجملات زندگى سرگرم و از دين غافل گردانيده است؛ در حالى كه در شرق و غرب گيتى، ديدگان بسيارى از مردم در جستجوى راه نجات و رستگارى گشوده شده و دلهايشان به روى تعاليم اسلام و روشنائى دل‏انگيز دين خدا درگشوده و فطرت پاك و سليمشان آنان را به سوى اسلام رهنمون گشته است؛ زيرا بزرگى را در جلالش و آرامش را در رحمتش و قدرت را در رهنمودش، و درست‏روى را در ارشادش و عدالت را در نظام و قوانينش يافته‏اند. آرى اين روآورى، معلول سلامت فطرتشان است؛ همان فطرتى كه خدا آدميان را از آن سرشته است.

در اين دوره، جريان‏هاى تبليغاتى شوم و تجاوزاتى آشكار رخ مى‏دهد كه قربانيانش علماى اسلام در ايرانند؛ آن رادمردانى كه به راه خدا مى‏خوانند و از دينش پاسدارى مى‏نمايند و جرمى جز اين ندارند كه تعليمات الهى را باز مى‏گويند.

اى مسلمانان! اقدام به نجات مظلوم كارى است كه اسلام واجب گردانيده و دور كردن خطر و ضرر از مردمان رفتارى است كه اسلام به آن خوانده و فرض شمرده است. و مى‏دانيم كه ضرورى‏ترين مصاديق اقدام به نجات مظلوم و رفع زيان در مورد كسانى است كه به خاطر دفاع از اسلام و اداى وظيفه دينى و جانبازى در راه رسالت الهى به بند كشيده شده و زيان ديده‏اند. علماى اسلام و روحانيون ايرانى بارها مورد تجاوز رژيم قرار گرفته و بارها زندانى شده‏اند و از انجام وظيفه امر به معروف ـ كه هر غير عاجزى بدان مكلّف است ـ و از وظيفه نهى از منكر ـ كه بر هر غير عاجزى واجب است ـ بازداشته شده‏اند؛ حال آن كه خير و فوائد انجام اين دو وظيفه عايد امّت اسلام مى‏شود و نتايج فرخنده‏اش نصيب ملّت مى‏گردد. زيرا حيات هر ملتى وابسته به اخلاق اوست و شالوده اخلاق را دين خدا ـ در مجموعه احكام و آداب و نظامات و تعليماتش ـ تشكيل مى‏دهد؛ و پرچمداران جنبش تكامل اخلاقى و رهبران معنويت و عناصر مؤثر در اين كار همان علماى اخلاقى هر ملتند كه با تبليغ و رهبرى و ارشادشان زمينه و شرايط و عوامل تكامل معنوى او را فراهم مى‏گردانند.

از طرفى، شك نيست كه تا جان و آزادى علما حفظ نشود و احترام و تكريم بسزاشان صورت نپذيرد، از عهده اين مهم بر نتوانند آمد. وقتى علماى ملتى از اداى نقش حسّاس و اخلاقى خويش ممنوع شدند، حال آن ملت چگونه خواهد گشت؟ بى‏ترديد ارزشهاى معنوى بيقدر خواهد شد و آرمان‏ها و نمونه‏هاى اقتدا پايمال خواهد گشت و انسانيت، معنى و كمال خود را از دست خواهد داد. زيرا در طول تاريخ بشر، مجاهدت علما نيروى انگيزنده و توان كار آفرين هر كار بشردوستانه و ميهن پرستانه و خير خواهانه بوده است. و تاريخ ملت ايران، خود شاهد زنده‏اى است بر اين حقيقت؛ آنجا كه علمايش گنجينه‏اى از افتخار خدمت و مجاهدت و فداكارى و جانبازى در راه خدا و ملّت و ميهن را در بر دارند و تاريخى پرشكوه در اين ميدان به ثبت آورده‏اند.

اى مسلمانان! دست تجاوز به روى علماى دين و روحانيون دراز كردن جنايتى در حق اخلاق است و داغ ننگى بر پيشانى ملّت و بر چهره بشريت. آن روز كه علماى دين را خوار دارند و اهانت نمايند، فرمان تصميم با هوسرانان و كامجويان خيره سر خواهد بود؛ و با نيروهاى تبهكار ويرانگر ضد اخلاق و با صاحبان بنگاه‏هاى فساد. مگر پس از حق چيزى جز گمراهى خواهد بود؟

هان، به شما مسلمانان همه كشورها و به ملت مسلمان ايران هشدار مى‏دهم كه اين دست درازى بيشرمانه را به سادگى نگاه نكنيد و با تمام نيرو براى نجات علماى ايران از چنگال دژخيمان ديكتاتور ايران مبارزه كنيد. «و لا تركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار و ما لكم من دون الله من اولياء ثم لاتنصرون» «و به ستمكاران تكيه نكنيد كه آتش (دوزخ) گريبانتان را خواهد گرفت و در برابر خدا هيچ ياورى نخواهيد داشت و هيچ كس به كمكتان نخواهد آمد.»(1)

به چنين جنايتى تا به حال فقط كسى دست زده است كه پاك از دين بريده و از اسلام خارج شده و همه حقوق و احتراماتى را كه خدا براى علما واجب گردانيده، منكر گشته است. «شهد الله انّه لا اله الاّ هو و الملائكة و اولوا العلم قائما بالقسط»«خدا كه همواره به عدل، قيام دارد، و فرشتگان و دانشمندان گواهى مى‏دهند كه جز او هيچ معبودى نيست.»(1)«انّما يخشى الله من عباده العلماء» «از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ترسند.»(2) و من شهادت مى‏دهم خدايا كه جنايت و دست درازى به پرچمداران اسلام به وقوع پيوسته؛ لذا براى رفع ضرر و خطر از پيروان و دوستداران تو بر همه كسانى كه به تو ايمان دارند واجب است. و تو نيكوترين سرپرست، ياور و حاكمى.

18 / محرم / 1383

محمود شلتوت، شيخ الازهر(3)

به رسميت شناختن اسرائيل

با تلاش‏هاى پيگير آمريكا و انگليس، در تاريخ 8/ 9 / 1326 ه. ش. مجمع عمومى سازمان ملل، طرح پيشنهادى تقسيم سرزمين مقدس فلسطين به دو منطقه يهودى نشين و مسلمان نشين را به تصويب رساند و پنج ماه بعد، دولت اسرائيل تأسيس گرديد. سپس برخى از كشورها دولت غاصب اسرائيل را به رسميت شناختند.

محمدرضا، شاه ايران، كه نوكر بى چون و چراى آمريكا و انگليس بود و بقاى خود را در نوكرى آن‏ها مى‏ديد و از طرفى مى‏ترسيد در داخل ايران با مشكل مواجه شود، ابتدا به بهانه نظارت بر املاك اتباع ايرانى، «عباس صيقل» را به فلسطين اعزام كرد. وسپس در كابينه محمد ساعد در تاريخ 23 / 12 / 1328 ه .ش. اسرائيل را به رسميت شناخت و در بيت‏المقدس كنسولگرى داير كرد. بعدها مشخص شد كه ساعد در قبال اين عمل، مبلغ چهارصد هزار دلار رشوه از اسرائيل دريافت كرده است.

به دنبال انتشار اين خبر، روشنفكران و علماى بيدار در داخل و خارج از كشور شديداً به اين عمل وقيحانه اعتراض كردند. آيت‏الله كاشانى رهبر مذهبى ايران در مقابل اين عمل، موضعگيرى و سخنرانى شديداللحنى ايراد كرد. وى در قسمتى از اين سخنرانى گفت: «ما ايرانيان كار به دولت نداريم. اگر دولت اقدام به شناسايى اسرائيل كند، ايرانيان مسلمان بنا به تكليفى كه دارند قيام خواهند كرد؛ وما بدين منظور، تشكيلاتى را براى مبارزه با يهوديان اسرائيلى به وجود آورده‏ايم.»(1)

در جهان عرب نيز واكنش‏هاى تندى نسبت به عمل انزجارآميز شاه ايران صورت گرفت و علماى مسلمان نسبت به اين موضوع حساسيت نشان دادند.

شيخ محمود شلتوت ضمن ردّ هر گونه ارتباط كشورهاى اسلامى با اسرائيل، اقدام دولت ايران را تقبيح كرد و در اين‏باره تلگرافى به آيت‏الله بروجردى در قم فرستاد. متن تلگراف از اين قرار است:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

درود خدا بر شما و بر همه برادران ما و برادران شما، علماى شفيق ايران و تمام كسانى كه مدافع و حافظ وحدت و ائتلاف مسلمانانند. اما بعد، مسلماً جنابعالى و جميع برادران بزرگوار اين خبر حزن آور را شنيده‏ايد كه شاه ايران، اسرائيل را به رسميت شناخته است؛ اسرائيلى كه به سرزمين فلسطين تجاوز كرده و مردم آن را آواره و حقوقشان را غصب كرده است.

مايه تأسف و تأثر همه مسلمانان جهان است كه پادشاه يك كشور مسلمان، دشمنان مسلمانان را تأييد مى‏كند و با آنان رابطه دوستى برقرار مى‏سازد. ما دوبار براى جناب شاه تلگراف فرستاديم و خاطرنشان كرديم كه اين عمل بهانه‏اى مى‏شود براى كسانى كه خواهان قطع روابطى هستند كه ما براى تقويت آن تلاش كرده‏ايم. مسلماً شما نيز از اين عمل متأثريد و براى محكوم كردن آن به شدّت خواهيد كوشيد. و قطعاً اقدام جنابعالى تأثير نيكويى خواهد داشت زيرا براى همه مردم آشكار شده كه ما و شما دوستانى هستيم در جهاد و تلاش براى بالا بردن پرچم اسلام و تثبيت وحدت ميان مسلمانان. اميد است كه مسلمانان از بركات و سعى سودمند شما بهره‏مند گردند. منتظر دريافت نامه شما.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

برادر شما محمود شلتوت، شيخ‏الازهر (1)

متأسفانه تلگراف شيخ محمود شلتوت وقتى به قم رسيد كه آيت‏الله بروجردى در بستر بيمارى به سر مى‏برد و با همين بيمارى از دنيا رحلت كرد. در پى اين واقعه، شيخ محمود شلتوت دست از وظيفه‏اش برنداشت و نامه‏اى براى آيت‏الله سيد محسن حكيم (متوفاى 1390 ه .ق) نگاشت و از ايشان خواست در اين‏باره اقدامى انجام دهد. متن نامه شلتوت به آيت‏الله سيد محسن حكيم به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر مستطاب استاد علامه سيد محسن حكيم: سلام و رحمت خدا بر شما و بر جميع برادران ما و برادران شما، علماى عزيز عراق و همه كسانى كه به دفاع از حق برخاسته و حافظ وحدت و الفت ميان مسلمانان هستند. اما بعد، حتماً حضرتعالى و جميع برادران بزرگوار خبر اين حادثه حزن‏آو را كه شاه ايران، اسرائيل را به رسميت شناخته، شنيده‏ايد؛ اسرائيلى كه به خاك فلسطين تجاوز كرده و مردم اين سرزمين را آواره و حقوقشان را غصب كرده است.

اين عمل، همه ما را متأثر كرده؛ همچنان كه همه مسلمانان را در مشرق و مغرب متأثر كرده است. زيرا چگونه مى‏شود پادشاهى كه خود و ملتش مسلمان است براى تأييد دشمنان مسلمين اقدام كند و با آنان دست دوستى دهد؟ ما دوبار براى جناب شاه و يك بار براى سيد بزرگوار بروجردى در قم تلگراف فرستاديم و اين امر خطير را خاطر نشان كرديم كه سرانجام چه فتنه‏اى به دنبال خواهد داشت؛ بخصوص كه اين عمل از شاهى صادر شده كه از برادران شيعه امامى ماست و اين بهانه‏اى است براى كسانى كه مى‏خواهند از آب گل آلود ماهى بگيرند و در راه قطع روابطى كه ما در تقويت آن كوشيده‏ايم، تلاش كنند. به‏علاوه، اين عمل منافات صريح با دين دارد و قابل توجيه نيست. بدون شك، شما هم مانند ما از اين عمل متأثريد. شما و ساير برادران ما و شما از علماى مكرم عراق براى محكوم كردن اين عمل با شدت تمام خواهيد كوشيد تا اين كه شاه از آن برگردد؛ همچنان كه حكومت دكتر مصدق در ايران از چنين عملى در سال 1951م. برگشت.

مسلماً اقدام جنابعالى تأثير فراوانى در ميان علماى ايران، و تأثير نيكويى براى همه مسلمانان خواهد داشت؛ زيرا براى همه مردم آشكار شده كه ما و شما دوستانى هستيم در جهاد و تلاش براى بالا بردن پرچم اسلام و تثبيت وحدت ميان مسلمانان.

ما منتظر دريافت نامه‏اى از شما هستيم كه بيانگر تلاش موفقيت‏آميز و عمل صالح شماخواهد بود. خداوند عهده دار حمايت شماست؛ باشد كه مسلمانان از بركات و سعى سودمند شما بهره‏مند گردند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

برادر شما محمود شلتوت، شيخ الازهر (1)

اين دو نامه از طرف شيخ محمود شلتوت بيانگر چند نكته مهم و اساسى است كه عبارتند از:

 

1. اهتمام و كوشش او در راه آزادى سرزمين قدس؛

2. مقابله با كسانى كه به هر نحو و صورتى از رژيم اسرائيل حمايت مى‏كنند؛

3. رابطه صميمى وى با علماى شيعه كه از لحن نامه‏هايش پيداست؛

4. ارتباط مستمر وى با علماى شيعه و مشورت با آنان در امور مهمى كه بر مسلمانان جهان مى‏گذرد.

پس از اين كه آيت‏الله سيد محسن حكيم نامه را دريافت نمود، تلگرافى براى آيت‏الله سيد على بهبهانى به تهران فرستاد و مراتب را به محضر وى رساند. آيت‏الله بهبهانى نيز ناراحتى علما و مراجع را به شاه اعلام كرد.

فصل سوم

شلتوت و وحدت

اسلامى

وحدت از منظر شلتوت

بى شك شيخ محمود شلتوت از معدود عالمانى بود كه به وحدت اسلامى اهتمامى ويژه داشت. وى وحدت اسلامى را اين گونه تعريف مى‏كند:«برادرى دينى بين قلوب مسلمين پيوند برقرار مى‏كند و آنها را همچون خانواده‏اى واحد مى‏سازد. مسلمان از خوشحالى مسلمان، خوشحال و از ناراحتى او ناراحت مى‏شود. هنگامى كه گمراه شد او را هدايت و هنگامى كه اغفال شد او را ارشاد و هنگامى كه ضعيف شد به او رحم مى‏كند؛ و در يك جمله، آن‏گونه كه براى خود مى‏پسندد با او رفتار مى‏كند.»(1)

محور وحدت

يكى از مهمترين امور در شكل‏گيرى وحدت، دست‏يابى به نقطه اشتراكى است كه همه مذاهب بر آن اتفاق داشته باشند. نقطه مشترك ميان تمام مذاهب اسلامى قرآن است. شلتوت در اين باره مى‏گويد: «اسلام مردم را به وحدت فراخوانده و محورى را كه مسلمانان بايد به آن تمسّك جويند و گرداگرد آن جمع آيند، اعتصام به حبل‏اللّه قرار داده است. اين مطلب در بسيارى از آيات قرآن حكيم آمده، و رساترين آن در سوره آل عمران است «واعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لاتفرقوا» خدواند از مطلق تفرقه نهى كرده است. اين شامل تفرقه به سبب تعصّب نيز مى‏شود. حديثى صحيح مى‏گويد: لا عصبية فى الاسلام؛ در دين اسلام تعصّب وجود ندارد.»(1)

شلتوت در جايى ديگر، كتاب خدا و سنّت رسول الله را وجه اشتراك همه مذاهب مى‏داند و مى‏گويد: «نهى از تفرقه، تفرقه مذهبى را نيز در برمى‏گيرد؛ زيرا به رغم آن كه مذاهب فقهى اسلامى بسيار بوده و شيوه‏هاى آن مختلف است، از اصول واحدى كه كتاب‏الله و سنّت پيامبر است، برگرفته شده است. ولى به رغم تعدد مذاهب و اختلاف در بسيارى از احكام و وجود آراى متعدد، همگان در نقطه‏اى مشترك و سخنى واحد، گرد مى‏آيند؛ اين همان ايمان به مصادر اصلى و تقديس كتاب الله و سنت رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است.»(2)

عوامل وحدت

1. ترك تعصّب

خبرنگار از شيخ محمود شلتوت سؤال كرد: عواملى كه وحدت را استوار مى‏سازد، كدامند؟

وى در جواب فرمود:

اولين عامل، ترك تعصّب و حقيقت خواهى با رعايت همكارى و انصاف است. اين امر به تحقق شرطهاى ديگر كمك خواهد كرد؛ از جمله روى‏آورى به فرهنگ واحد اسلامى و بهره‏گيرى از تمام نظريات. در اين راه بايد كتب و نشرياتى چاپ، و تبادل افكار و تضارب آراء انجام شود و دانشگاهها و مراكز علمى با يكديگر آشنا، و تبادل استاد و دانش‏پژوه انجام شود و مشورت و ديدارهايى صورت گيرد و ارتباطات عاطفى مسلمانان تقويت شود ودر فضايى برادرانه، مشكلات مورد بحث قرارگيرد تا آن گونه كه رسول‏اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود، اگر عضوى از امّت مسلمان به درد آمد، ساير عضوها را آرام و قرار نماند.(1)

وى در جايى ديگر در اين‏باره مى‏گويد:

هرگز نبايد كسى تصور كند كه به حقيقت مطلق و ترديد ناپذيرى دست يافته و بر ديگران حتماً لازم‏است كه از او پيروى كنند؛ بلكه خود بايد بگويد آن چه يافته‏ام تنها يك عقيده و محصول كوشش و تحقيقات من است. در اين‏باره به كسى اجازه نمى‏دهم كه بى اساس پيروم گردد؛ بلكه بايد بكاود تا مدرك گفتارم را دريابد. آن گاه اگر دليل استوار آمد، مايه تأييد من است.(1)

2. نقش علماى دين

علما و بزرگان هر دينى مهمترين نقش را در پيشبرد اهداف آن دين ايفا مى‏كنند. اگر علماى اسلام تمام تلاش خود را صرف مسئله وحدت و آگاه كردن مردم به خطرات تفرقه و سؤ استفاده دشمن از تفرقه ميان مسلمانان كنند، وحدت اسلامى به وقوع خواهد پيوست و جهان اسلام يكپارچه در مقابل كفر جهانى خواهد ايستاد.

شيخ محمود شلتوت با اشاره به نقش ممتاز علما درباره وحدت اسلامى، همه آن‏ها را به وحدت فرا مى‏خواند و مى‏گويد: «اينك من بار ديگر به نام خدا و به نام كتاب خدا و به نام وحدت اسلامى و به نام چنگ زدن به ريسمان محكم الهى، علماى شيعه و سنّى را به تقريب و همبستگى دعوت مى‏كنم.

مسلماً گرامى‏ترين آنان نزد خدا كسى است كه زودتر در اين هدف مقدّس سبقت گيرد و رخنه‏هايى را كه در گذشته ميان مسلمين پيدا شده است، ببيند و مجد و شعار ما را كه عبارت از وحدت اسلامى است به ما بازگرداند.»(1)

اختلاف فكرى آرى، تعصب نه

شلتوت بين اختلافات علمى كه در مجامع علمى صورت مى‏گيرد و تعصب خشكى كه در ميان برخى عوام در جريان است، فرق مى‏گذارد و در اين‏باره مى‏گويد: «اختلاف رأى، ضرورتى اجتماعى و امرى طبيعى است كه اجتناب‏ناپذير است امّا با اختلافى كه منجر به تعصّبات مذهبى و جمود فكرى شود، تفاوت دارد. تعصّب، رشته پيوند مسلمانان را قطع مى‏كند و دشمنى و كينه را در دلها مى‏باوراند. ولى اختلاف به سبب حقيقت پژوهى، با احترام به آراء و انديشه‏هاى مخالفان ستودنى و قابل پذيرش است.»(2)

سؤ استفاده دشمن

يكى از توطئه‏هاى استعمار و استكبار جهانى، اختلاف افكنى در ميان جوامع مسلمان است تا در پرتو اين اختلاف، به منافع ننگين خود برسند و منافع ملّت‏هاى مسلمان را تاراج كنند. بدون شك هيچ كس همچون سران استكبار از اختلاف بين مسلمانان لذّت نمى‏برند. علامه شلتوت ضمن هشدار به مسلمانان مى‏گويد: «خداوند متعال از امّت اسلامى خواسته كه وحدت كلمه داشته باشند و از گروه گرايى و تحزّب كه توان و قدرت همديگر را تضعيف و فرسوده مى‏كند، بپرهيزند كه كشورهاى استعمارگر از تفرقه مسلمانان بهترين بهره‏بردارى را به نفع خود كرده‏اند.»(1)

توطئه استعمارگران در راه وحدت

استعمارگر هيچ گاه راضى نمى‏شود امّت اسلام به طور يكپارچه درآيد. زيرا مى‏داند در آن صورت، امّت واحد در مقابل مطامع آن‏ها خواهند ايستاد و به آن‏ها اجازه نخواهند داد تا منافع آن‏ها را تاراج كنند. بنابراين در برابر هر تلاشى كه به وحدت مسلمين باينجامد، مى‏ايستد. در اين‏باره مرحوم ميرزا خليل كمره‏اى خاطره‏اى از شلتوت نقل مى‏كند:

اينجانب و هيئت همراه در سفر به مصر در دو نوبت با شيخ جامع ازهر، محمود شلتوت، ديدار داشتم؛ يك نوبت در جامع ازهر و يك نوبت در منزل شخصى ايشان. در اين ديدار، شيخ الازهر ما را از حقايق امورى مطلع فرمود و رازى را فاش كرد كه پايه مداخله بيگانگان و تأثير نفوذ آنان را در امور ممالك شرق حتى در امور بين مذاهب اسلام، روشن ساخت. اين عالم عظيم مصر فرمود: من از دير زمانى حدود سى سال قبل درصدد ديدن فقه اماميه برآمدم و از عراق و ايران كتابهاى فقهى اماميه را خواستم؛ ولى تا اين اخير كه مصر از زير زنجير استعمار بيرون آمد، كتابها نمى‏رسيد. بعد از فتح كانال، كتب شما آمد و من مطالعه كردم. حجت بر من تمام شد و آن فتوا را دادم؛ بدون اين كه تحت تأثير هيچ مقامى يا سخنى بروم.(1)

نويسندگان ناآگاه

يكى از گروه‏هايى كه نقش كليدى در راه وحدت اسلامى دارند، نويسندگان هستند. محققان و نويسندگان در هر كشورى مى‏توانند يا مردم را به سوى وحدت فراخوانند، يا اين كه خداى نخواسته، دانسته يا ندانسته تخم نفاق و تفرقه بپاشند. شلتوت كه به خوبى به اين موضوع واقف بود و مى‏ديد كه چگونه برخى نويسندگان با مطالب نسنجيده خود در راه وحدت اسلامى مانع درست مى‏كنند، ضمن انتقاد از اين گروه مى‏نويسد: «بسيارى از نويسندگان گروههاى اسلامى، تحت تأثير تعصّب مذموم و نفرت‏انگيز قرار گرفته‏اند و در كتابها و نوشته‏هايشان بين فرزندان امّت واحده اسلامى آتش كينه و دشمنى برافروخته و هر نويسنده‏اى از زاويه تنگ و سبك عقلى و بيهودگى عقيدتى كه شايسته فرد مسلمان نيست، به پشت سر خود نگريسته است. زيان و آسيب اين گونه تفكّر

در نوشته، از سود آن بيشتر است.»(1)

نقش شلتوت در دارالتقريب

جماعت تقريب مذاهب اسلامى در سال 1360ه.ق. با هدف تقريب بين مذاهب اسلامى در قاهره تأسيس گرديد. مؤسسين اين مجموعه عبارتند از: علامه محمدتقى قمى، شيخ محمود شلتوت، شيخ محمد مصطفى مراغى، مصطفى عبدالرزاق، وعبدالمجيد سليم.

اين جماعت بعدها تعطيل گرديد و در ايران مجمعى با همان هدف به نام مجمع تقريب مذاهب اسلامى تأسيس گرديد. اين مجمع تا كنون منشأ خدمات فراوان در زمينه تقريب و همبستگى مذاهب اسلامى بوده است. علامه شلتوت اين تشكيلات را مى‏ستايد و درباره آن مى‏گويد:

اين نهضت تشكيل دارالتقريب كه بر اساس انديشه جمع آورى مذاهب مختلف اسلامى صورت گرفت، طولى نكشيد كه از حقايق استوار و علمى در جهان و تاريخ فكر اسلامى به شمار آمد. و بر آن روح اصلاح‏طلبى، محبت و برادرى ميان مسلمانان سايه افكند. بى‏ترديد اين به منظور تحقق بخشيدن به كلام خداوند بود؛ آن‏جا كه فرمود: تنها افراد با ايمانند كه با هم طرح برادرى مى‏ريزند. حال ميان برادران خود صلح برقرار كنيد و از خدا بترسيد؛ باشد كه مورد رحمت او واقع شويد.(1)

شلتوت جوّ دارالتقريب را جوّ دوستى و بردارى مى‏داند و در اين باره مى‏گويد:

در آن‏جا (دارالتقريب) مصرى، كنار ايرانى، لبنانى، عراقى و پاكستانى مى‏نشيند و در آن‏جا شافعى، حنبلى با شيعى با زيدى در گرد يك ميز آمده، طنين صداهايشان به هم مى‏پيچد. در آن‏جا دانش، اخلاق، تصوّف، فقه و ساير مباحث مطرح است. به علاوه، روح برادرى، مهر، دوستى، و حق‏يابى بر سراسر آن‏جا حكفرماست.(2)

شيخ محمدتقى قمى كه خود از بنيان گذاران دارالتقريب است درباره نقش كم‏نظير شيخ محمود شلتوت مى‏نويسد: «استاد بزرگ، شيخ محمود شلتوت، در آن روز كه در پيدايش مجمع تقريب با ما مشاركت كرد، يكى از علماى بزرگ و استاد دانشگاه الازهر بود. او همواره با همكاران و همفكران خود به سوى تقريب گام برمى‏داشت. در يكى از جلسات، پيشنهاد نمود كه تسنن و تشيع را در جمع شريك بدانيم و به جاى تعبير به فرقه يا طايفه، همه آنها را مذاهب اسلامى بناميم. وآنگاه كه

معاون دانشگاه الازهر گرديد، همچنان به همكارى خود در دارالتقريب ادامه داد.»(1)

محمّدتقى قمى در جاى ديگرى درباره سابقه همكارى شلتوت و دارالتقريب مى‏گويد: «شيخ محمود شلتوت هفده سال عضو التقريب بود. او در پنج سال آخر عمر، رئيس الازهر شد و همواره چه پيش از آن و چه پس از شيوخيت الازهر، تلاش خستگى‏ناپذير براى تقريب شيعه و سنّى داشت.»(2)

شيخ محمود شلتوت تاريخچه جمعيت تقريب را در نوشته‏اى مبسوط بيان مى‏كند. به دليل اهميت مباحثى كه در اين نوشتار آمده است، نظر شما را به متن اين مقاله جلب مى‏كنيم.

مسلمانان بايد افتخار كنند كه عملاً در نزديك ساختن مذاهب خود به‏يكديگر، از ديگران سبقت جسته‏اند . مؤسسه دارالتقريب ابتكار جالبى به عمل آورد و آن انتشار كتابى است كه مراحل تاريخى دعوت تقريب و تأييدات و اعتراضاتى را كه در اين زمينه وارد شده بود، بررسى مى‏كند. ومى كوشد تا اين موضوع يكى از حقايق علمى گشته و در تاريخ انديشه اسلامى به يادگار ماند و به وسيله آن، روحى از اصلاح و محبت و برادرى در ميان پيروان اسلام پديدار شود و گفتار خداوند، جل شأنه، تحقق يابد؛ آنجا كه مى‏فرمايد: «انّما المؤمنون اخوة، فاصلحوا بين أخويكم و اتّقوا اللّه لعلّكم ترحمون»«افراد با ايمان با هم برادرند؛ بنابراين ميان برادران خود اصلاح كنيد و از (قهر و عذاب) خدا بپرهيزيد؛ باشد كه مورد رحمت قرار گيريد.»(1)

كاش گفته‏ها و انديشه‏هاى گوناگونى را كه در دوران مختلف عصر خويش با آن‏ها روبرو شده‏ام و آنچه را كه برادران گرامى در روزگار خود با آن مواجه بوده‏اند، جمع‏آورى مى‏كردم و سرگذشت تقريب را شخصاً مى‏نوشتم. ما به يكديگر مهر مى‏ورزيديم و با يكديگر در جستجوى حقيقت و دست يافتن به گستره علوم مذهبى، به مناظره مى‏پرداختيم؛ علوم و معارفى كه وظيفه هر فرد با ايمان است پيوسته آن را بيابد و يافته‏هاى خود را در معرض استفاده اهلش قرار دهد.

و ايكاش اين سرگذشت به دست من تحرير مى‏يافت تا افكارى را كه لحظه به لحظه در برابر نظرات، پيشنهادات، مباحثات، نامه‏ها و بالاخره هيئتهاى اعزامى، بر مغزم خطور مى‏كرد، بيان كنم.

دعوت تقريب، دعوت به سوى يگانگى و صلح و صفاست و راه آن همان راه استوارى است كه خداوند به پيامبر گرامى‏اش فرمان مى‏دهد: «ادع الى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى أحسن انّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين»«با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به (شيوه‏اى) كه نيكوتراست مجادله نماى. در حقيقت، پروردگار توبه (حال) كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به (حال) راه يافتگان (نيز) داناتر است.»(1)

... آنگاه كه خردها از سر اخلاص و همكارى وارد بحث شوند، آنها ديگر همّى جز يافتن حق ندارند. در چنين شرايطى، كانونهاى هدايت ربّانى با پرتو افشانى، آنها را با حقايق آشنا و راه را براى آنها روشن مى‏سازد.

به عقيده من كلام خدا كه مى‏فرمايد: «و اتّقوا اللّه و يعلّمكم اللّه» «پرهيزگار باشيد تا خدا دانشتان بياموزد.»(2) اين معنى را نيز شامل مى‏شود كه وقتى شخصى به سوى محراب علم روى مى‏آورد، و از خداى خويش درخواست مى‏كند كه از نفحات و نسيم علم و معرفت بهره‏مندش سازد، بايد خود را از هر هوى و هوسى كه به پرهيزگاريش لطمه مى‏زند دور سازد. و در مقام كسب دانش، پرهيزگار كسى است كه تعصب او را فرا نگيرد و تحت سيطره مرامى درنيايد و بى‏اراده به چپ و راست ننگرد.

آرزو داشتم كه داستان تقريب را خود مى‏نوشتم، تا انديشه آزادى واقعى و درست مذهبى را به روش اسلام ترسيم نمايم.

آنچه پيشوايان بزرگ ما در تاريخ فقه اسلامى از آن پيروى مى‏كردند، اين بود كه همواره خودشان از تعصب خشك بركنار بودند و دين و شريعت پروردگار را از جمود و پيچيدگى برتر مى‏دانستند. و هيچ يك از آن‏ها معتقد نبودند كه آنچه را آورده‏اند درست است و هيچ شبهه‏اى در آن راه ندارد و بر مردم واجب است كه از آن متابعت نمايند؛ بلكه گفتارشان اين بود كه اينها محصول كوشش، دانش و تحقيقات من است و در اين‏باره به هيچ يك اجازه نمى‏دهم كه بى‏مطالعه و بدون اينكه بداند از كجا گفته‏ام، از من تقليد نمايد. زيرا دليل اگر محكم باشد، تكيه گاه من و حديث اگر صحيح باشد، طريقه من خواهد بود.

آرزو داشتم ماجراى تقريب را دانشمند ديگرى غير برادرم، پيشواى مصلح، محمدتقى قمى مى‏نوشت تا بتواند از اين دانشمند مجاهد كه از خود و فداكاريهايش در راه اين دعوت سخن نمى‏گويد تعريف كند.

او نخستين كسى بود كه ديگران را به سوى اين دعوت فراخواند؛ و به خاطر آن به اين كشور مهاجرت كرد و بذر تقريب را افشاند. از آغاز با آن و در كنار آن زيست و با نبوغ، اخلاص، دانش سرشار، شخصيت بارز، عزم راسخ، شكيبايى بر حوادث، و پايدارى در برابر گردش روزگار به پرورش آن همت گماشت؛ تا اين كه به يارى پرودگار به چشم خود آن را به صورت درختى ريشه دار و برومند ديد، كه پيوسته به اذن پرودگار ثمر مى‏دهد و در سايه آن، دانشمندان و متفكرين اين كشور و ساير كشورها به سر مى‏برند. موضوع را از سوى ديگرى عنوان مى‏كنيم و مى‏پرسيم چه كسى به اين دعوت و رموز و دقايق آن و از اولين مؤسس آن آگاهى بيشترى دارد؟

اينجانب از روز نخست شخصاً به انديشه تقريب همچون برنامه استوارى ايمان آوردم و از همان آغاز پيدايش آن، در فعاليت‏ها و اقدامات مربوط با تقريب سهيم بودم.از آن جمله، مقالات پى در پى تفسير قرآن كريم بود كه در مجله دارالتقريب به‏نام «رسالة‏الاسلام» طى چهارده سال انتشار مى‏يافت، تا اينكه به صورت كتاب وزينى درآمد.

به عقيده من، اين كتاب «تفسير القرآن الكريم» بهترين افكار و آثار و بزرگترين پاداشى است كه از طرف پروردگار آرزو داشتم. چرا كه بهترين چيزى كه براى شخص با ايمان در نزد پروردگار به حساب مى‏آيد، جهد و كوشش بى‏شائبه‏اى است كه در خدمت كتاب حكيمش صرف نموده است. با اين فعاليتهاى علمى، زمينه‏اى برايم مهيا گشت كه از دريچه‏اى بلند و مشرف به جهان اسلام بنگرم و علل بسيارى را كه مانع اتحاد و برادرى مسلمانان بود، دريابم و با بسيارى از دانشمندان در عالم اسلام آشنا شوم.

هنگام رياست دانشگاه الازهر فرصتى فراهم گشت تا فتوائى مبنى بر جواز پيروى از مذاهب ريشه‏دار و اصيل اسلامى كه شيعه دوازده امامى هم جزء آنهاست، صادر نمايم. و اين همان فتوائى است كه در دارالتقريب به امضاى ما رسيد و با اطلاع ما توزيع گرديد؛ همان فتوايى كه آوازه بلند آن در كشورهاى اسلامى طنين افكند، و ديدگان افراد پاك و باايمان كه هدفى جز حق و تقريب و مصلحت امت نداشتند، روشن گشت؛ هرچند، از طرفى پرسشها و جدالها درباره آن شروع شد. و من كه به درستى فتوى ايمان داشتم، با عزمى راسخ، براى كسانى كه درباره آن توضيح مى‏خواستند، نامه مى‏فرستادم و آن را تأييد مى‏كردم و به اشكالات معترضين جواب مى‏گفتم. همچنين، مقالاتى را كه منتشر مى‏شد در سخنرانيها تأييد مى‏كردم؛ تا اين كه بيارى خدا اين فتوى در ميان مسلمانان در شمار اصول مسلم و به صورت يك حقيقت پا برجا درآمد.

ولى افراد متعصب و كوته فكر كه همچنان در انحطاط فكرى و اختلافات طايفه‏اى و نزاع سياسى به‏سر مى‏برند، درباره آن به القاء شبهه و تصورات بيهوده پرداختند.

دانشگاه الازهر بر اين اساس، اصول تقريب بين مذاهب مختلف را پى‏ريزى كرد. و مقرر داشت كه هر دو فقه سنى و شيعه بر اساس دليل و برهان و بدون هيچ گونه تعصبى تدريس شود. و نيز تصميم بر تأسيس «مجمع تحقيقات اسلامى» گرفت كه در آن نمايندگان تمام مذاهب اسلامى گرد هم آيند.

بدين ترتيب انديشه‏اى كه بدان ايمان آورديم و در راه آن مجاهدت و كوشش به خرج داديم با موفقيت، پايدار و استوار گرديد.

آرزو دارم مى‏توانستم از اجتماعاتى كه در دارالتقريب بر پا مى‏شود تعريف كنم؛ جايى كه در آن مصرى در كنار ايرانى، لبنانى، عراقى، پاكستانى وغيره قرار مى‏گيرد و حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى با امامى و زيدى دور يك ميز مى‏نشيند و با ندايى توأم با دانش، ادب، پاكى، فهم، برادرى، مودت، همكارى و محبت يكديگر را مى‏خوانند.

آرزو دارم مى‏توانستم تصويرى ارائه دهم همچون سيماى صاحب جود و پاكيزه خوى، مرد علم و اخلاق، مرحوم استاد بزرگ شيخ مصطفى عبدالرزاق(1)؛ يا همچون مرحوم استاد بزرگ شيخ عبدالمجيد سليم، مردى با ايمان و عالم به علوم مختلف اسلام و محيط به مذاهب فقهى در اصول و فروع كه همچون كوهى عظيم و شامخ، ثابت و پايدار بود؛ مردى كه در تأسيس پايه‏هاى تقريب، گامهاى بسيار مؤثرى برداشت.

يا چهره‏اى همچون استاد محمدعلى علوبه كه تجربه‏هاى بسيار اندوخت و محافل علمى، تحت تربيتش قرار گرفت. جزاهم الله عن جهادهم و سعيهم خير الجزاء.

آرزو دارم مى‏توانستم از كسان بسيارى سخن بگويم كه براى اين دعوت اسلامى از خودگذشتگى نشان دادند و در راه آن كوشش فراوان مبذول داشتند؛ و از راه تقريب، به تقويت مسلمانان و ابراز ويژگى‏هاى اسلام پرداختند. همچنين پيشوايان متفكر از كشورهاى مختلف اسلامى كه به جمعيت دارالتقريب پيوستند و جهد و كوشش خود را براى نشر برنامه‏هاى اساسى آن به كار بردند و پيش از ما به لقاء پرودگار نائل گشتند؛ كسانى كه با آنها مباحثات علمى و تبادلات نظرى و فكرى داشتيم و با آنها مكاتبه مى‏كرديم. در پيشاپيش آنان مرجع بزرگ، مرحوم حاج آقا حسين بروجردى ـ احسن اللّه فى الجنة مثواه ـ و دو شخصيت بزرگ ديگر، شيخ محمدحسين آل كاشف‏الغطاء و سيد عبدالحسين شرف‏الدين موسوى رحمهمااللّه، قرار

آرى اين بزرگان از آغاز، دعوت تقريب را پذيرفتند و دلها و خردهاى خود را به روى آن گشودند و در راه آن، خالصانه و صادقانه، بهترين كوششها را مبذول داشتند تا اينكه خشنود و شادمان به سوى پرودگار خويش بازگشتند.

مسلماً فضايل آنان در تاريخ به ثبت خواهد رسيد. و مانند اينان بسيارند كه در اين نوشته در صدد نام بردن همه آنها نيستيم. البته برادرانى براى ما باز مانده‏اند كه به انديشه «تقريب» ايمان دارند و پيوسته در راه تقويت آن مى‏كوشند؛ و ايشان پيشوايان اسلام و انديشمندان بزرگ در كشورهاى مختلف اسلامى هستند. خداوند بر طول عمرشان بيفزايد و در راه حق آنان را رهنمون باشد.

«من المؤمنين رجالٌ صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه، فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً» «از افراد با ايمان، مردانى هستند كه نسبت به پيمانى كه با خدا بسته‏اند راستگو و وفادارند. بعضى از آنان پيمان (عمر) خود را به پايان رسانيده و بعضى در انتظار آن به سر مى‏برند و هيچ گونه تغيير رويه‏اى به خود راه نداده‏اند.»

آنچه ذكر شد گوشه‏اى از تأييد و برخورد صادقانه پيرامون انديشه تقريب بود؛ اما در گوشه ديگر، ستيزه‏جويى و مبارزه عليه اين دعوت به چشم مى‏خورد و مى‏خواست كه از آن جلوگيرى نمايد. همچنان كه هر دعوت اصلاحى، از طرف كسانى كه با آن آشنايى ندارند، با عكس‏العملهائى روبه‏رو مى‏شود، دعوت تقريب نيز از اين معارضه و هجوم به اندازه اهميت و عظمت هدفى كه داشت، سهم فراوانى يافت و به اشكال مختلف مورد حمله قرار گرفت. در آغاز، محيط عمومى پر از سرزنشها و تهمتها و سوء ظن فرقه‏ها نسبت به يكديگر گرديد. و تشكيل جماعت تقريب مذاهب مختلف اسلامى (مذاهب چهارگانه تسنن و دو مذهب شيعه امامى و زيدى) پيروزى آشكارى بود كه كينه‏توزان را برانگيخت. و دعوت تقريب از جانب افراد متعصب و متحجر مورد حمله قرار گرفت. سنيها خيال مى‏كردند كه دارالتقريب مى‏خواهد آن‏ها را شيعه كند و شيعه‏ها تصور مى‏كردند كه دارالتقريب مى‏خواهد آن‏ها را سنى كند. اينها و سايرين كه در حقيقت هدف و رسالت تقريب را درنيافته بودند و يا نمى‏خواستند دريابند، گفتند تقريب مى‏خواهد مذاهب را الغاء كند و يا آنها را درهم ادغام نمايد.

عده‏اى كوته‏فكر تنگ‏نظر و كسانى كه غرض سوء داشتند (و متأسفانه هيچ ملتى از اين افراد خالى نيست) و يا منافع خود را در تفرقه و تشتت مى‏ديدند، و يا روحشان مريض و آلوده به هوى و هوس و تمايلات خاص بود، با اين انديشه به پيكار برخاستند. اينان و كسانى كه قلمهاى خود را در خدمت سياستهاى تفرقه‏انگيز بيگانگان قرار مى‏دهند، چنانكه با هر نهضت اصلاحى به مبارزه برمى‏خيزند و از هر اقدام اصلاحى كه باعث وحدت مسلمين مى‏شود جلوگيرى به عمل مى‏آورند، به طور مسقيم يا غير مستقيم با آن به نبرد پرداختند و هر كدام به سهم خود با اين نهضت مبارزه كردند و تا آنجا كه مى‏توانستند محيط را براى سركوب اين دعوت آماده كردند؛ دعوتى كه اصول و برنامه‏هاى اساسى آن بر پايه علم و تحقيق و پژوهش استوار است و خواهان گشودن ميدانى در برابر دليل و واقعيت در همه جوانب مى‏باشد.

كاش مى‏توانستم تمام اين مطالب را در اين كتاب به رشته تحرير در آورم و تفصيل آن را (آنچنان كه با آن آشنايى دارم) و نقش مجله «رسالة الاسلام» را بيان كنم كه چگونه وظيفه و رسالت خود را به خوبى انجام داد و مركز نشر آراء و افكار دانشمندان مذاهب مختلف بود و آنان با

مقالات و بحثهاى خود آن را يارى مى‏كردند؛ به طورى كه همه منتظر انتشار آن بودند و شماره‏هاى آن زينت بخش كتابخانه‏هاى شيعه و سنى بود. و از فرهنگ و معارف آن حتى غربيها همانند شرقيها بهره‏مند مى‏گرديدند.گر چه نتوانستم اين مطالب را بيان دارم ولى شايد با اين مقدمه به گوشه‏هايى از اين داستان تاريخى اشاره كرده باشم.

ما خداى را سپاسگزاريم كه انديشه تقريب نقطه تحولى در تاريخ فكر اصلاحى اسلامى گشته، و تأثير عميق و وسيعى از خود به يادگار گذاشته است. مسلمانان بايد افتخار كنند كه عملاً و فكراً در ايجاد وحدت كلمه و تقريب مذاهب خود به يكديگر، از ديگران سبقت جسته، و در سايه اخلاص و تفكر صحيح اداره كنندگان و ديگر مسلمانان معاصر، در اين راه پيروز شده‏اند.

از خداى بزرگ ادامه موفقيت اين دعوت را مسئلت مى‏داريم؛ باشد كه مجد و شكوه اسلام و مسلمين باز گردد و فرموده خداوند عزّ و جلّ درباره آنان تحقق يابد كه مى‏فرمايد:

«كنتم خير امُّةٍ اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون باللّه»«شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ايد: به‏كار پسنديده فرمان مى‏دهيد، و از كار ناپسند باز مى‏داريد، و به‏خدا ايمان داريد.»(1)

«قل هذه سبيلى ادعوا الى اللّه على بصيرةٍ أنا و من اتّبعنى»«بگو اين راه من است! من و پيروانم با بصيرت به سوى خدا دعوت مى‏كنيم.»(2)

«يا ايّها الّذين آمنوا استجيبوا للّه و للرّسول اذا دعاكم لما يحييكم» «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فراخواندند كه به شما حيات مى‏بخشد، آنان را اجابت كنيد.»(3)

والسلام عليكم و رحمة‏الله.(4)

 

 

ارتباط با آيت‏الله بروجردى

يكى از اقداماتى كه شلتوت در راه وحدت مسلمانان انجام داد، ارتباط مستمر با علماى ديگر مذاهب به خصوص علماى شيعه است. او به علماى شيعه به خصوص حضرت آيت‏الله بروجردى ارادت داشت و بارها او را مورد تكريم و احترام قرار داد. به عنوان نمونه، هنگامى كه با خبر شد محمدتقى قمى قصد دارد به ايران سفر كند، نامه‏اى براى آيت‏الله بروجردى نگاشت و آن‏را همراه آقاى قمى فرستاد. متن نامه از اين قرار است:

بسم الله الرحمن الرحيم

السيد صاحب السماحة الاخ الجليل الامام البروجردى.

سلام و درود خدا بر شما باد. اما بعد، من همواره جوياى صحت و سلامت آن سيد جليل‏القدر و برادر بزرگوار بوده و از خدا مى‏خواهم كه آن جناب پيوسته مصدر بركات براى مسلمانان و وحدت كلمه ميان آنان باشند. خداوند بر طول عمرتان بيفزايد و با نصرت خود شما را گرامى دارد.

سفر برادرم جناب علامه عاليقدر استاد قمى (ايّد الله فى جهاده المشكور) فرصت مغتنمى بود تا براى جنابعالى نامه‏اى بنويسم و از تلاش شما

تقدير نمايم و از خداى قادر متعال بخواهم آرمانهايى كه براى مسلمين داريد برآورد، و شما را براى كوششى كه در راه جمع كلمه مسلمين و الفت ميان دلهاى آنان به كار مى‏بريد، توفيق عنايت فرمايد. و بشارت مى‏دهم كه گامهاى شما در راه تقريب، گامهايى كه مى‏دانم در راه تأييد كامل آن بر مى‏داريد، و از آن پشتيبانى مى‏كنيد و به آن عنايت و اهتمام مى‏ورزيد، مايه رستگارى و سير به سوى خداوند متعال خواهد بود.

بارى جمع برگزيده‏اى از رجال ما در الازهر و برادران ما كه در راه تقريب كمال جهاد را مبذول مى‏دارند با ايمان پاك با ما همكارى و به وظيفه دينى خود به خاطر دين و رسالت انسانى رفيعى كه به عهده دارند، عمل مى‏كنند.

و من اميدوارم كه برادر عزيزم جناب آقاى قمى به زودى به سوى ما باز گردند تا با شنيدن خبر سلامتى شما خوشوقت شويم؛ و نظريات شما را در مورد آرمان مشتركى كه داريم، دريافت كنيم.

بسيارى از امور را براى جناب برادرم توضيح داده‏ام و از ايشان خواهش كرده‏ام كه آنها را مفصلاً به شما ابلاغ دارند.

از خدا مى‏خواهيم كه ما را در راه رضاى خود جمع كند و همواره ارتباط دلهاى ما را براى عمل در راه الهى پايدار بدارد. انه سميع الدعاء لطيف لما يشاء. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

رئيس دانشگاه الازهر محمود شلتوت

24 ذى‏القعده 1379

مطابق با 19 مى 1960.(1)

نماز جماعت به امامت كاشف‏الغطاء

شيخ محمود شلتوت در سفرى كه به قدس شريف براى شركت در كنفرانس اسلامى فلسطين داشت، به همراه ديگر علما، نماز جماعت را به امامت آيت‏الله كاشف‏الغطاء خواند. وى اين صحنه زيبا را كه سنّى و شيعه در صفى واحد ايستاده‏اند، اين گونه توصيف مى‏كند: «چه زيباست سيماى مسلمانان كه نمايندگان آنان در كنفرانس اسلامى فلسطين در مسجدالاقصى جمع شدند و با يكى از بزرگان مجتهدين شيعه امامى استاد با فضيلت شيخ محمدحسين آل كاشف‏الغطاء نماز جماعت خواندند؛ بى آن كه فرقى باشد ميان كسى كه خود را سنّى مى‏نامد و يا كسى كه خود را شيعه مى‏خواند؛ و دسته جمعى صفوف واحدى را پشت سر يك امام تشكيل دادند؛ زيرا همگى پروردگار واحدى را مى‏خوانند و به سوى يك قبله روى دارند.»(1)

فتواى تاريخى

مهمترين اقدام شيخ محمود شلتوت در طول زندگى‏اش، صدور فتوا مبنى بر جواز تعبّد و پيروى از فقه مذاهب معتبرى مثل شيعه است. شلتوت با اين اقدام گام بسيار مهمّى در راه تقريب مذاهب سنّى و شيعه برداشت.

پيشينه فتوا

هنگامى كه «شيخ عبدالمجيد سليم» رياست دانشگاه الازهر را برعهده داشت، تصميم گرفت تا فتوايى مبنى بر جواز پيروى از مذهب اهل‏بيت عليهم‏السلام صادر كند. هنگامى كه خواست اين كار را انجام دهد، از طرف عناصر استكبار و استعمار، كتابى توهين‏آميز نسبت به مقدسات اهل سنّت منتشر و در بين اعضاى دارالتقريب پخش شد.

اين كتاب كه به يكى از علماى شيعه نسبت داده شده بود، بدون تاريخ و بدون ذكر محل و نام چاپخانه در اختيار اعضا قرار گرفت و موجى از ناراحتى و بدبينى نسبت به مذهب شيعه را در پى داشت.

بدون ترديد، دست استعمار در پس اين پرده در جريان بود. عبدالمجيد سليم كه با اين توطئه از پيش طراحى شده رو به رو شد، نتوانست در آن وضعيت بحرانى و دشمنى وكينه‏اى كه نسبت به شيعه پديد آمده بود، اين فتوا را صادر كند. لذا منصرف شد و منتظر فرصتى ديگر بود. ولى دست اجل فرصت را از عبدالمجيد گرفت و سالها بعد شاگردش شيخ محمود شلتوت اين فتوا را صادر كرد.

فتواى شيخ محمود شلتوت داراى سه عنصر اصلى مى‏باشد:

1. هيچ مسلمانى ملزم نيست كه حتماً تابع يكى از مذاهب چهارگانه فقهى اهل سنّت باشد؛ بلكه هر مسلمانى در انتخاب هر يك از مذاهب فقهى آزاد است.

2. انتقال از يك مذهب فقهى به مذهب فقهى ديگر جايز است.

3. هر مسلمانى اگر چه سنّى باشد، مى‏تواند طبق فقه شيعه اماميّه عمل كند.(1)

متن فتوا

سرانجام در روز بابركت 17 / ربيع‏الاول / 1378 ه .ق. همزمان با ميلاد سعيد امام صادق عليه‏السلام رئيس فقه جعفرى و سالروز ميلاد حضرت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با حضور نمايندگان مذهب شيعه امامى، زيدى، شافعى، حنبلى، مالكى و حنفى، شيخ محمود شلتوت فتوايى مبنى بر جواز پيروى از مكتب تشيع صادر نمود. از معظم له سؤال شده بود: «عده‏اى از مردم معتقدند كه هر فرد مسلمان براى آن كه عبادات و معاملاتش صحيح انجام گيرد، بايد تابع احكام يكى از مكتبهاى معروف چهارگانه باشد؛ و در ميان اين مكتبهاى چهارگانه، نامى از مكتب شيعه امامى و شيعه زيدى برده نشده است. آيا جنابعالى با اين نظر كاملاً موافقيد كه مثلاً پيروى از مكتب اماميه اثنى عشرى مغايرتى با دين ندارد؟»

آن جناب پاسخ دادند:

آئين اسلام هيچ يك از پيروان خود را ملزم به پيروى از مكتب معينى ننموده؛ بلكه هر مسلمانى مى‏تواند از هر مكتبى كه به طور صحيح نقل شده، و احكام آن در كتب مخصوص به خود مدون گشته، پيروى نمايد. و كسى كه مقلد يكى از اين مكتبهاى چهارگانه باشد، مى‏تواند به مكتب ديگرى (هر مكتبى كه باشد) منتقل شود.

مكتب جعفرى معروف به مذهب امامى اثنى عشرى، مكتبى است كه شرعاً پيروى از آن مانند پيروى از مكتبهاى اهل سنت جايز مى‏باشد. بنابراين سزاوار است كه مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب ناحق و ناروايى كه نسبت به مكتب معينى دارند، دورى گزينند؛ زيرا دين خدا و شريعت او تابع مكتبى نبوده و در احتكار و انحصار مكتب معينى نخواهد بود. بلكه همه صاحبان مذهبان مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باريتعالى است. و كسانى كه اهل نظر و اجتهاد نيستند، مى‏توانند از هر مكتبى كه مورد نظرشان است تقليد كنند و از احكام فقه آن پيروى نمايند؛ و در اين مورد فرقى ميان عبادات و معاملات نيست.

شيخ محمود شلتوت

* * *

جناب آقاى علامه جليل استاد محمدتقى قمى دبير كل جماعت تقريب بين مذاهب اسلامى.

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته. اما بعد، با نهايت مسرت يك نسخه از فتواى امضاء شده خود را كه در مورد جواز پيروى از مذهب شيعه اماميه صادر نموده‏ام، به پيوست حضورتان تقديم مى‏دارم. اميدوارم آن را در آرشيو دارالتقريب بين مذاهب اسلامى كه اينجانب افتخار شركت در تأسيس آن را دارم، نگاه داريد. خداوند ما را در پيشرفت رسالت اين مؤسسه توفيق عنايت فرمايد.

السلام عليكم و رحمة الله .

شيخ جامع الازهر

محمود شلتوت (1)

صدور اين فتوا توجّه همگان را در جهان اسلام به خود جلب كرد. اكثر متفكرين كه اين واقعه را انقلابى مهم در روابط بين شيعه و سنّى مى‏ديدند از اين فتوا حمايت كردند. ولى برخى از كوته فكران و تفرقه پراكنان او را به خاطر اين اقدام به باد انتقاد گرفته و بر او خرده گرفتند كه چرا مذهب شيعه را به رسميت شناخته است.

شخصى ضمن انتقاد از شلتوت در حالى كه به او معترض بود، گفت «شما مذهبى را كه بدعت بوده به رسميّت شناخته‏اى؟!» شيخ محمود شلتوت با آرامش جواب داد «من اين كار را براى خدا كردم.» بعد از بيان اين جمله، علامه محمدتقى قمى را نام برد و درباره او گفت «آنقدر به او ايمان دارم كه در آخرت حاضرم هر جا كه او را بردند با او بروم؛ حال، هر كس مى‏خواهد بپسندد يا نپسندد.»(1)

انگيزه‏هاى صدور فتوا

يكى از دلايل مهمّ صدور اين فتوا، مطالعه كتب فقهى علماى شيعه و تدبّر و تحقيق در ادلّه آن‏ها به وسيله شيخ محمود شلتوت بود. شيخ محمّدجواد مغنيه در اين باره مى‏گويد:

در سفر مصر، روزى به ديدار استاد شلتوت، رئيس جامع الازهر رفتم و ديدم علماى زيادى در محضر او هستند. به وى گفتم: چه عاملى باعث شده كه فتواى تاريخى خود را بر جواز تعبّد به مذهب جعفرى صادر فرموده‏ايد؟ در پاسخ گفت: فتواى من عوامل سياسى و غير آن نداشت. عامل مهم آن بعضى از كتاب‏هاى فقهى شيعه بود. زيرا زمانى كه من برخى از مسائل اخلاقى و نظرى را به گونه مقارن مورد بررسى قرار دادم و ادلّه همه عالمان مذاهب را در آن مسائل از نظر گذارندم، ديدم ادلّه عالمان شيعه از ادلّه ديگران قوى‏تر و متين‏تر است. اين سبب صدور فتوايم گرديد. وى سپس اضافه كرد: كتابهاى شيعه را مورد مطالعه قرار دهيد.(1)

اهداى فتوا به آستان قدس رضوى

شيخ محمدتقى قمى در مجلس ويژه‏اى كه با حضور شخصيت‏هاى سياسى و فرهنگى شهر مقدس مشهد در اين شهر به پاس بزرگداشت شيخ محمود شلتوت، از طرف آيت‏الله سيد محمدهادى ميلانى برگزار شد، پيرامون تقريب مذاهب اسلامى سخنرانى ايراد كرد. سپس با حضور علما و بزرگان مشهد از جمله حضرت آيت‏الله ميلانى، آيت‏الله ميرزا احمد كفايى و آيت‏الله واعظ زاده خراسانى، فتواى تاريخى وى مبنى بر جواز پيروى از مذهب شيعه را به آستان قدس تقديم نمود. اين فتوى كه به خط شيخ محمود شلتوت است، به عنوان يك سند مهم تاريخى در كتابخانه آستانه نگهدارى مى‏شود.(1)

فعاليتهاى وحدت‏آفرين

    1. تأسيس كرسى فقه مقارن

        الف - تعريف فقه مقارن

آيت‏الله ابراهيم جنّاتى فقه تطبيقى «مقارن» را اين گونه تعريف مى‏كند:

فقه تطبيقى دو تعريف دارد:

1. گردآورى آراء و نظرات و فتاواى عالمان مذاهب اسلامى در مسائل فرعى در كنار هم؛ بدون موازنه بين آنها از حيث دليل و مدرك و اينكه كدام يك از آنها بر ديگرى از حيث دليل برترى دارد. امروزه به فقه تطبيقى به اين معنا «فقه مقارن» مى‏گويند.

2. جمع بين فتوا و آراى عالمان مذاهب در كنار هم با ادله آنها و با اجراى موازنه و بررسى آن ادله براى به دست آوردن قول برتر و قوى‏تر. امروزه به فقه تطبيقى به اين معنا، فقه مقايسه‏اى مى‏گويند.(1)

    ب- تأسيس فقه مقارن

يكى از اقدامات مهمّ شيخ محمود شلتوت تأسيس فقه مقارن در دانشگاه الازهر بود. او به هيچ وجه تعصّب مذهبى نداشت و حرف حق را از هر مذهبى كه بود قبول مى‏كرد. وى درباره تأسيس كرسى فقه مقارن مى‏گويد: «و اين هم دانشگاه الازهر كه بر اساس تقريب بين مذاهب اسلامى تسليم گشت و مقرر داشت كه فقه شيعه و سنى هر دو بر اساس دليل و برهان بدون هيچ گونه تعصبى تدريس شود.»(2)

وى در مقايسه بين ادلّه علماى مذاهب مختلف، يك اصل را قبول داشت و آن اين كه هر دليلى را كه قوى‏تر باشد بپذيرد؛ خواه از مذهب خودش باشد، خواه از مذهب ديگرى:«فقهاى مسلمان بايد به دور از تعصّب‏ها و هواهاى نفسانى هر رأى و انديشه‏اى را كه در تحكيم مبانى اسلام مؤثرتر است و رفاه خانواده و اجتماع را بهتر تأمين مى‏كند، از يكديگر بپذيرند.»(1)

    ج- آيين نامه فقه مقارن

شيخ محمود شلتوت درباره آيين نامه تدريس فقه مقارن كه خود تدوين كرده مى‏نويسد، تدريس فقه مقارن ميان مذاهب اسلامى بر اساس آيين نامه زير است:

1. تحقيقات و مطالعات مذاهب فقهى بدون فرق ميان مذهب سنّى و شيعه است و به طور خاص به ديدگاه فقهى، احكام و دلائل هر يك از مذاهب چهارگانه اهل سنّت و دو مذهب اماميه دوازده امامى و زيدى مى‏پردازد.

2. پيراستن حكمى كه دليل، راهنماى آن است از جهت‏گيرى به سوى مذهب استاد يا شاگرد خاص، باشد كه ثمره مقارنه محقق شود و رأى حسن و راجح ميان آراء گوناگون آشكار گشته و تعصّبات مذموم فرقه‏اى باطل گردد.

3. در اصول فقه به طور خاص به بيان مواضعى اصولى كه مورد اختلاف مذاهب ششگانه اسلامى سابق‏الذكر است همراه با بيان اسباب اختلاف پرداخته مى‏شود.

4. علم مصطلح الحديث و رجال حديث شامل تحقيق و بررسى اصطلاحات حديثى اهل سنّت و مصطلحات مذهب امامى و زيدى، همچنين مشتمل بر تحقيق و بررسى رجال مشهور و اصحاب مسانيد و مسانيد آن‏ها در فقه هر دو مذهب خواهد بود؛ افزون بر توسعه‏اى كه به تفصيل در مطالعات عالى دانشكده الشريعه داده شده است.(1)

    د- ثمرات تأسيس فقه مقارن

از ثمرات مهم تأسيس رشته فقه مقارن، مقايسه برخى احكام اسلامى و برترى يافتن نظر شيعه بود كه بعدها به صورت قانون رسمى مصر درآمد. شيخ محمود شلتوت به چند مورد اشاره مى‏كند: «فراموش نمى‏كنم كه تطبيق و مقارنه ميان مذاهب را در دانشكده شريعت، درس مى‏دادم و آراى مذاهب را در يك مسأله عرض مى‏كردم. از جمله نظر مذهب شيعه را مى‏گفتم و در بسيارى از اوقات رأى مذهب شيعه را برمى‏گزيدم زيرا پيرو دليل بودم. نيز از ياد نمى‏برم در بسيارى از مسائل، طبق نظر شيعه فتوا مى‏دادم؛ از جمله در مورد قانون‏هايى كه مربوط به احوالات فردى و شخصى بود و همچنين برخى از مسائلى كه برمى‏شمرم:

حكم سه طلاقه

سه طلاق كه يك بار انجام مى‏شود، در مذاهب سنّى، سه طلاق به حساب مى‏آيد امّا در مذهب شيعه يك طلاق رجعى بيش نيست. قانون، عمل به آن را پذيرفته است و فتواى مذهب اهل سنّت ارزشى از نظر قضاوت شرعى ندارد.

 

هم اكنون حكم سه طلاقه در دادگاه‏هاى مصر بنابر مذهب شيعه رسيدگى مى‏شود.

طلاقى كه با عدد همراه است، چه لفظاً و چه اشارةً، يك طلاق بيشتر محسوب نمى‏شود.(1)

طلاق معلّق

رأى قوانين فردى و شخصى ـ در تدوين اخير آن ـ كه طلاق معلّق، گاه به وقوع پيوسته و گاه نمى‏پيوندد، بسته به قصد (طلاق يا تهديد) است؛ امّا مذهب شيعه معتقد است تعليق مطلقاً ـ چه با قصد تهديد و چه با قصد طلاق ـ موجب طلاق نمى‏شود. من اين نظر را ترجيح داده و در بسيارى از اوقات به آن فتوا داده‏ام؛ همچنين در نوشته‏هايم راجع به طلاق و در پاسخ به پژوهشگران در مورد وقوع طلاق نوشته‏ام.(2)

مسئله رضاع

شلتوت در اين موضوع هم پس از بررسى آراء و نظرات مذاهب اسلامى، قول شيعه را برگزيد. وى در اين‏باره مى‏نويسد:

در مسئله رضاع(3) كه آيا كودك با يك نوبت شير خوردن از زنى حكم فرزند او را پيدا مى‏كند يا تعداد بيشترى لازم است تا شير دهنده حكم مادر را پيدا كند؟ من شخصاً دليل شيعه را قوى‏تر دانسته و بر طبق رأى شيعه در اين قسمت فتوا مى‏دهم.(1)

2. نوشتن مقدمه‏اى بر تفسير مجمع‏البيان

يكى از فعاليت‏هاى شيخ محمود شلتوت در راه وحدت اسلامى و معرفى شيعه به برادران اهل سنّت، نوشتن مقدمه‏اى علمى بر كتاب وزين تفسير مجمع البيان اثر مفسّر بزرگ شيعه، علامه طبرسى است كه «عبدالمجيد سليم» رئيس قبلى دانشگاه الازهر چاپ آن را به عنوان بهترين تفسير به دارالتقريب پيشنهاد كرد و در دارالتقريب با مقدمه شلتوت و پاورقى‏هاى علماى الازهر به چاپ رسيد.(2) شلتوت اين كتاب را ستوده و درباره آن مى‏نويسد: «اين كتاب نخستين و كاملترين كتاب جامع تفسيرى است كه توانسته است در برگيرنده ويژگيهايى چون: فراوانى مباحث، ژرفاى مطالب، نظم يگانه، تحفّظ بر خواص تفسير قرآن وغيره باشد.»

از نظر شلتوت ويژگى مهمّ تفسير علامه طبرسى، دورى از تعصّب مذهبى است. وى در اين‏باره مى‏گويد: «نويسنده مجمع‏البيان در كتاب خويش انديشه علمى را بر احساسات مذهبى حاكم كرده است. وى اگر چه اهتمامى به انعكاس نظرات شيعه در موارد اختلافى دارد، به گونه‏اى كه در بدو امر نمودى از احساسات مذهبى دارد، امّا هيچگاه در اين زمينه افراط نكرده، آن را بر مخالفين خود و مذهبش تحميل نمى‏كند.»(1)

شلتوت علامه طبرسى را به عنوان عالمى آزادانديش و به دور از تعصّب مى‏دانست و به او علاقه نشان مى‏داد. وى طبرسى را اين گونه مى‏ستايد: «طبرسى مردى است كه پس از اوّلين پيروزى علمى خود، دو پيروزى ديگر به دست آورده است: 1. پيروزى بر تعصّب مذهبى 2. پيروزى بر حجاب هم‏عصرى. (زيرا وى معاصر صاحب كشّاف بوده است) و اين دو جهاد و پيروزى را بايد بزرگ شمرد. زيرا جهاد با نفس همان جهاد اكبر است؛ اگر انسان‏ها مى‏دانستند.»(2)

3. كتاب الله و عترتى

يكى از موضوعات اختلافى بين علماى اهل سنّت و علماى شيعه كه از دير باز در ميان آن‏ها وجود داشته است، حديث ثقلين است. با اين بيان كه اكثر علماى اهل سنّت اعتقاد دارند پيامبر فرموده است: من دو امانت گرانبها را كه عبارتند از كتاب خدا و سنّت خودرا در ميان شما به امانت مى‏گذارم؛ ولى علماى شيعه معتقدند كه پيامبر فرموده است: من دو امانت گرانبها را كه عبارتند از كتاب خدا و عترت خودرا در ميان شما به امانت مى‏گذارم. البته اين روايت نيز در كتب اهل سنّت نقل شده است.

علامه شلتوت با نظر و رأيى كه داد، بين اين دو قول را جمع كرد و گامى ديگر در راه تقريب بين اين دو مذهب برداشت. وى در اين باره معتقد است: «طرق حديث ثقلين متعدد است و در بعضى از آن‏ها آمده «كتاب خدا و عترتم». بدون شك سنّت همان چيزى است كه پيامبر و عترت طاهرينش بر آن بوده‏اند.»(1)

 

فصل چهارم

انديشه‏ها

 

 

نااميدى، آفت امّتها

يكى از مهمترين حربه‏هاى استعمارگران، در جوامع اسلامى ايجاد فضاى نااميدى نسبت به آينده است. اگر آنها بتوانند با اين حربه موفق شوند، ضربه‏اى جبران‏ناپذير بر پيكره جوامع اسلامى وارد خواهد آمد زيرا اميد به آينده، انسان را به جلو سوق مى‏دهد. انسان نااميد دست به هيچ كارى نمى‏زند و برايش زنده بودن يا نبودن فرقى نمى‏كند.

متفكر بزرگ مصر ضمن هشدار به مسلمانان، در اين‏باره مى‏نويسد:

بدترين نوع گفتار زشت كه لطمه بزرگى بر پيكر اجتماع وارد مى‏آورد، جملات يأس‏آورى‏است كه بسيارى از پدران در برابر فرزندان خود يا معلمان و مربيان نزد شاگردان، و مردان سياسى و زمامداران در حضور عامه مردم مى‏زنند و ضعف ملّت خويش را به زبان مى‏آورند. گويا از اين راه موجود، بازگشت به تعاليم اسلامى و عمل به آنهاست وى در اين‏باره مى‏نويسد: «به زودى مسلمانان در نواحى پراكنده عالم متحيّر و پريشان مى‏مانند. آن گاه به تكاپوى درك رابطه دين با زندگى اجتماعى خود مى‏افتند تا سرانجام تعاليم آن را كمكى در زندگى خود قرار دهند و به وسيله آن، راه سعادت پويند.»(1)

آينده دين اسلام

خبرنگار روزنامه اطلاعات از شيخ محمود شلتوت پرسيد: با پيشرفت شگفت‏انگيز علم در جهان، وضع آينده دين اسلام چگونه خواهد بود؟ شيخ محمود شلتوت با تأملّى در خور توجه، در جواب گفت:«هر چه علم پيش رود و درخشندگى آن بيشتر شود، اسلام پيوسته پايدارتر و قويتر خواهد شد. اسلام همان دينى است كه مردم را به فكر كردن و سير و تأمل در زمين و كيهان و به شناخت خواص و ويژگى‏هاى مخلوقات و استفاده از آنچه خداوند در تسخير بشر درآورده، برانگيخته است؛ زيرا خداوند متعال مى‏دانست كه اين تكاپو و پژوهش در اعماق زمين و قعر دريا و اوج كيهان، يگانه وسيله شناختن خدا و ايمان به عظمت و قدرت اوست.(2)

شلتوت و فقه

شلتوت كه به عنوان فقيهى مبرّز شناخته مى‏شود، درباره شرايط فقيه مى‏نويسد: «كسى كه به فقه اشتغال دارد، سزاوار نيست كه تنها به يك مذهب بسنده كند؛ بلكه بايد در هر مسئله‏اى به آنچه نزديكتر به دلالت كتاب و سنّت استوار است، معتقد باشد. و اين با مطالعه آراء پيشينيان و پسينيان و اجتناب از تعصّب آسان است؛ حتى براى كسانى كه به علوم مقدّماتى اجتهاد آشنا باشد.»(1)

اجتهاد از منظر شلتوت

شلتوت از معدود علماى اهل سنّت است كه معتقد به فتح باب اجتهاد بود. او در اين زمينه مى‏گويد: «مى‏خواهيم پيشوايان بارزى در لغت و فروع آن و پيشوايانى در فقه و اصول فقه، تربيت كنيم كه اساس آن نظر عميق و اجتهاد عملى باشد تا داراى شخصيت فقهى و شخصيت لغوى عربى گردند؛ نه فارغ‏التحصيلانى كه ملزم به بازمانده‏هاى آراء و مذاهب گذشته باشند. واجب است كه اجتهاد كنيم و ايمان داشته باشيم كه نياز امروز در فقه و عقايد دين غير از نياز ديروز است.»(2)

عوامل بدعت

يكى از خطراتى كه دين اسلام را تهديد مى‏كند، بدعت در دين است. علامه شلتوت يكى از عوامل بدعت‏گذارى در دين را سكوت مسلمانان مى‏داند و در اين‏باره مى‏گويد: «يكى از عواملى كه بدعت گذارى در دين را رواج مى‏دهد، سكوت نمودن و عدم انكار آن است كه بيشر از باب مسامحه يا تجاهل در برابر رفتار عوام اختيار مى‏شود. غافل از آن كه اين روش ناپسند، حقايق برجسته اصيل دين را به نابودى كشيده و عقل‏ها را به گمراهى مى‏كشاند.»(1)

برترى فقه شيعه

شلتوت هنگامى كه به مطالعه كتب فقهى شيعه پرداخت متوجّه شد كه برخى از احكام فقه شيعه از لحاظ ادلّه بر فقه اهل سنّت برترى دارد. وى ضمن قبول اين مطلب، در اين‏باره مى‏گويد:

من و جمعى از برادران كه در دارالتقريب و دانشگاه الازهر در زمينه قانون احوال شخصيّه و حقوق خانواده مشغول تحقيق بوديم، برايمان معلوم شد كه بعضى آراى شيعه بر بعضى آراى عالمان اهل سنّت ترجيح دارد. بدين جهت بوده است كه ما در برخى از قوانين به خصوص قوانينى كه مربوط به خانواده بوده است از قبيل ازدواج، طلاق، ارث و مانند اينها، مطابق فتواى آنها فتوا مى‏دهيم... ما هدفى از بررسى فقه اجتهادى مذاهب اسلامى نداريم جز اينكه احكام واقعى

اسلام و آن را كه به واقع نزديكتر است، كسب كنيم. مسلماً فقه جعفرى براى تحقق اين هدف در طليعه قرار دارد.(1)

از منظر شيخ محمود، فقه شيعه در برخى موضوعات، برترى خاصى بر فقه اهل سنت دارد. وى در اين‏باره مى‏نويسد: «هر پژوهشگر حقيقت خواه و منصف در بسيارى از اوقات قوت دليل مذهب شيعه را مى‏يابد كه با اهداف شريعت در سازماندهى خانواده و اجتماع همخوان مى‏باشد.»(2)

انتقاد از وهابيت يكى از عقايد وهابيّت كه مورد انتقاد برخى علماى اهل سنّت نيز قرار گرفته است، مشرك دانستن كسى است كه 

ضريح مقدّس پيامبر اكرم و ائمه معصومين را مى‏بوسد و دور آن طواف مى‏كند. شيخ محمود شلتوت در مقابل اين عقيده موضعگيرى كرده و در اين باره گفته است: «خير و صلاح ما و آنان ايجاب مى‏كند به جاى اين كه مردم را مشرك بخوانيم و به ضريح اولياء كه بعضى مربوط به شخصيتهاى عظيم الشأن اسلام هستند، بت اطلاق كنيم، كوشش خود را به كار بنديم تا افراد عوام و جاهل را تعليم دهيم، و از تكفير مردم و اسائه ادب به ارواح طاهره بپرهيزيم.»(3)

تجليل از ملّت ايران

شيخ محمود شلتوت به كشور ايران و مردم آن علاقه وافرى داشت؛ به طورى كه در نامه‏ها و مصاحبه‏هايى كه از او مى‏شد، علاقه خود را به كشور ايران بيان مى‏كرد.

خبرنگار روزنامه اطلاعات در ابتداى مصاحبه‏اى طولانى كه با شيخ محمود داشت به او گفت: «بسيارى از علماء و فضلاى ايران كه با افكار شما به وسيله مجلّه «رسالة‏الاسلام» آشنايى كامل دارند، موفقيت شما را مى‏ستايند.»

شيخ محمود شلتوت در جواب فرمود:

من نيز به علماء بزرگ ايران كه برادران دينى من هستند و ساير افراد ملت ايران درود مى‏فرستم. لازم است بگويم كه ملت ايران در تاريخ درخشان اسلام و در خدمت علمى و فرهنگى، قدمى استوار و سابقه‏اى درخشان دارند. چه بسيارى از مؤلفين اسلامى در فقه و عقايد و حتى در علوم ادبى زبان عرب، ايرانى بوده‏اند. ابوحنيفه از بزرگترين پيشوايان مذاهب اهل سنت، ايرانى بود. همچنين عبدالقاهر جرجانى كه مؤسس علم بلاغت است و سيبويه، پيشواى نحو، و فخرالدين رازى و زمخشرى كه از بزرگان علوم تفسير و ادب به شمار مى‏آيند، ايرانى بوده‏اند و اكنون عالم تسنن به آنها افتخار مى‏كند.(1)

از ديد بزرگان

شخصيت بزرگ شيخ محمود شلتوت در جهان اسلام شناخته شده است و بسيارى از متفكرين و دانشمندان اسلامى او را مورد ستايش قرار داده‏اند. در ذيل به سخن برخى از اين افراد اشاره مى‏كنيم:

1. دكتر نصر فريد واصل، مفتى اعظم كشور مصر

اگر زندگى مردان بزرگ و رجال نامى را به مقدار پيكار و مبارزه آن‏ها جهت رسيدن به ايده‏هاى والا و رسيدن به مدينه فاضله بسنجيم، علامه شيخ شلتوت يكى از رجالى است كه در اين راه، مسافت طولانى را پيمود و از اين جهت به اسلام و مسلمانان منافع فراوانى رساند. او در بسيارى از شاخه‏ها و زمينه‏هاى علمى به آموزش و تتبّع وسيع برخاست؛ مخصوصاً در زمينه فقه، به تحقيقات گسترده‏اى دست يازيد تا اين كه از بزرگترين فقهاى عصر خويش گرديد.(1)

2. عباس محمود عقّاد

كسى كه امام فقيد، شلتوت را مى‏شناسد مى‏داند كه وى علاوه براينكه براى رسالت «تقريب مذاهب اسلامى» آراسته به توشه‏اى بود، از علم توانمند و شجاعت صادقانه و قلب پاك و سجاياى كريمه كه دشمنان را با هم الفت مى‏دهد نيز برخوردار بود؛ همچنان كه اصحاب و انصار را با هم مى‏پيوست.(1)

3. دكتر محمّد فحّام شيخ الازهر(2)

من از جلمه كسانى هستم كه به شيخ محمود شلتوت به ديده تحسين مى‏نگرم. او در اخلاق، علم، ادبيات، تفسير قرآن و اصول فقه، تحقيق كرده بود و اطلاعات فراوانى داشت. وى به جواز پيروى از مذهب شيعه فتوا داده و من هيچ ترديدى ندارم كه او با فتواى آشكار خود، بر اساس اعتقاد من فتوا داده است.(3)

4. شيخ محمد غزالى

من معتقدم كه فتواى استاد بزرگ، شيخ محمود شلتوت، گام وسيعى در اين ميدان است و مايه اميدوارى زمامداران و علماى

 

با اخلاص مى‏باشد و آنچه را كه مستشرقين انتظار دارند، تكذيب مى‏كند؛ مستشرقينى كه انتظار مى‏كشند كينه و نفاق، اين امت را قبل از رسيدن به اتحاد و همبستگى، از ميان بردارد.

و اين فتوى به نظر من نخستين گام در اين راه است. نخستين گام براى يكپارچگى و جمع كردن مسلمانان تحت عنوان اسلام كه خداوند آن را كامل گردانيده و آن را به عنوان بهترين دين براى ما برگزيده است.(1)

5. علامه محمّدتقى قمى

استاد بزرگ، شيخ محمود شلتوت در آن روز كه در تكوين و پيدايش جمعيت تقريب با ما مشاركت كرد، يكى از علماى بزرگ و استاد دانشگاه الازهر بود. او همواره با همكاران و همفكران خود به سوى تقريب گام بر مى‏داشت. در يكى از جلسات، پيشنهاد نمود كه تسنن و تشيع را در جمع شريك بدانيم، و به جاى تعبير به فرقه يا طائفه، همه آنها را مذاهبى اسلامى بناميم. آن گاه كه معاون دانشگاه الازهر گرديد، همچنان به همكارى خود در دارالتقريب ادامه داد... چون به رياست دانشگاه الازهر رسيد، فتوائى تاريخى در مورد مذاهب اسلامى و جواز پيروى از مذهب امامى صادر نمود.(2)

آثار

شيخ محمود شلتوت در طول حيات با بركت خود، توانست بيش از بيست كتاب و مقاله علمى در مجامع مختلف، ارائه كند و به اين ترتيب ميراثى ماندگار از خود به يادگار گذارد تا تشنگان معرفت از آن استفاده كنند. برخى از كتابهاى او عبارتند از:

1. تفسير القرآن الكريم، مجمع التقريب بين المذاهب الاسلامية، تهران، 1379 ه .ش.

اين كتاب در واقع، سلسله مقالاتى بود كه در مجله «رسالة الاسلام» طى چهارده سال به چاپ رسيد. بعدها همه آنها جمع‏آورى و به صورت كتاب منتشر شد. روش اين تفسير بر خلاف تفسير محمّد عبده كه گرايش علمى ـ عقلى دارد، گرايش سنّتى ـ نقلى دارد.(1) دكتر محمد البهى در مقدمه‏اى كه بر تفسير علامه شلتوت نگاشته، مى‏نويسد: «اين تفسيرى كه آن را امروز به مسلمانان تقديم مى‏داريم، تفسيرى است براى همه مسلمين؛ نه براى مذهب معين از مذاهب فقهى و نه براى رنگى از رنگهاى عقيده كلامى و نه براى توجيه خاص از

توجيهات اهل ظاهر يا اهل باطن.»

و درباره روش استاد در تفسير قرآن مى‏نويسد: «روش او قرار دادن هر سوره به صورت يك واحد به‏هم پيوسته است كه مرامها و اهداف و عبرتها و اصول انسانيت آن را توضيح مى‏دهد. وى در تفسيرش از خارج از قرآن نظريه يا اصطلاحى كه از مصدرى ديگر گرفته شده وارد قرآن نمى‏كند. در نتيجه، كلمات قرآن خود يكديگر را تفسير مى‏كنند و قرآن را آزاد مى‏گذارند تا بر آنچه مى‏خواهد دلالت كند؛ نه اينكه آنچه را كه ما مى‏خواهيم بر آن تحميل كنيم.»(1)

به طور خلاصه، مهمترين ويژگى‏هاى تفسير شلتوت عبارتند از:

الف. در اوّل هر سوره، موضوع اصلى بحث‏ها را مطرح و تشريح مى‏كند.

ب. از هر گونه اسرائليات، جعليات و روايت‏هاى ضيعف خالى است.

ج. دربردارنده آراى مذاهب و فرق گوناگون است.

د. به نظريات علمى روز بر اساس قرآن مى‏پردازد.

ه. از هر گونه تعصّب فرقه‏اى و مذهبى دور است.

و. از ادبيات عربى در سطح عالى برخوردار مى‏باشد.

اينها ويژگى‏هاى منحصر به فرد تفسير شلتوت است.

خودوى در اين‏باره مى‏گويد: «ما در مشى تفسيرى خود غير از روشى كه مردم تا كنون بدان عادت كرده‏اند و خو گرفته‏اند، راه رفته‏ايم.»(1)

هنگامى كه تفسير قرآن نوشته شتلوت به پايان رسيد و وارد بازار شد، مورد توجه و تحسين متفكرين و دانشمندان اسلامى قرار گرفت. آيت‏الله شيخ مرتضى آل ياسين(2) يكى از علماى بزرگ نجف اشرف، طىّ نامه‏اى اين تفسير را مورد تقدير قرار داد. در اين نامه آمده است:

اگر بتوانم چيزى را از شما پنهان كنم، نمى‏توانم اعجاب و تحسينم را از بحثهاى تفسيرى كه نتيجه زحمات علامه شلتوت است، كتمان كنم. من فرصت را غنيمت شمرده، بخشى از اوقاتم را به مطالعه و مراجعه اين تفسير اختصاص داده‏ام و

 

آرزومندم كه استاد بافضيلت توفيق يابد اين بحثهاى با ارزش را با اين اسلوب نوين ادامه دهد.

اگر مجله «رسالة الاسلام» هيچ مطلبى جز اين تفسير ممتاز نداشت، براى افتخار آن كافى و مايه عزّت و سربلندى آن بود. و كاملاً بجاست كه در صدر مقالات اين مجله قرار گرفته است.(1)

2. مقارنة المذاهب فى الفقه

شلتوت در اين كتاب درباره فقه مقارن بحث كرده و ديدگاه فقهى همه مذاهب اسلامى راجع به مسئله‏اى فقهى را آورده است. وى سپس رأى و نظر مذهبى را پذيرفته كه متناسب با زمان و مكان و همراه با دلائل و براهين بوده است.(2)

3. من توجيهات الاسلام، مطبوعات الادارة العامة للثقافة الاسلامية، 1959 م.

مؤلف در اين كتاب به تصحيح و توضيح برخى مفاهيم دينى، وبيان موضعگيرى‏هاى اسلام درباره پاره‏اى از مشكلات اخلاقى جامعه مى‏پردازد. بخشهايى از اين كتاب با عناوين «مردم و دين»، «اخلاق»، «در كشتزار اجتماع»، «اسلام و يادبودها» توسط سيد خليل خليليان به فارسى ترجمه شده و توسط انتشارات شركت سهامى انتشار در تهران در سال 1344 ه .ش. به چاپ رسيده است.

4. الفتاوى، چاپ هجدهم، دارالشروق، قاهره، 1421 ه .ق.

اين كتاب، مجموعه‏اى از سؤالات فقهى است كه در طول حيات شيخ محمود شلتوت از او پرسيده شده و او به آن‏ها جواب داده است. موضوعاتى كه در اين كتاب آمده، از مهمترين سؤالات و مشكلاتى است كه در حيات اجتماعى مسلمانان وجود دارد. مؤلف سعى كرده جواب را با استدلال به قرآن، حديث صحيح و سنّت نبوى همراه كند. اين اثر يكى از مهمترين آثار شيخ محمود است و در كشورهاى مختلف اسلامى بسيار مورد توجه برادران اهل سنّت مى‏باشد.

5. من هدى القرآن، دارالكتاب العربى لطباعة و النشر، قاهره، 360 صفحه.

اين كتاب در پنج فصل به نام‏هاى «الى القرآن الكريم»، «منهج القرآن فى بناء المجتمع»، «القرآن و المرأة»، «الاسلام و العلاقات الدولية»، و«فى السلم و الحرب» تنظيم شده است.

6. الاسلام عقيدة و الشريعة، دارالقلم، قاهره.

اين كتاب يكى از مهمترين كتابهاى شلتوت و داراى سه فصل به نامهاى «عقيده»، «شريعت» و «مصادر شريعت» مى‏باشد.

شلتوت در فصل اوّل اين كتاب به بررسى موضوعاتى از قبيل: بيان و تبيين اساسى اسلام (توحيد، نبوّت، معاد، قضا و قدر) و در فصل دوم به تشريح عبادات، احكام اجتماعى

رحلت

شيخ محمود شلتوت، اين شخصيّت بزرگ اسلام، در 27 رجب 1383 هجرى قمرى به ديار باقى شتافت و جامعه اسلامى را داغدار كرد. پس از فوت اين عالم جليل‏القدر كه قدم‏هاى بسيار بزرگى در راه تقريب بين مذاهب اسلامى برداشت، شخصيت‏هاى بزرگى از جمله آيت‏الله شيخ آقا بزرگ طهرانى، صاحب كتاب وزين «الذريعه» به نمايندگى از علماى نجف اشرف، پيام تسليتى به رجال «تقريب» ارسال داشتند. در اين پيام آمده است:

... وفات دوست جليل و يار قديم شما در جهاد اصلاح، علامه با فضيلت، مرحوم مغفور شيخ محمود شلتوت، شيخ الازهر شريف را به شما تسليت عرض مى‏كنم... او با شما خالصانه كار كرد و سهم بسزايى در پايه گذارى و فعاليت جبران‏ناپذير «دارالتقريب بين المذاهب اسلامى» دارد. او از مصلحان با اخلاص بود. همه علماى نجف اشرف كه به فضيلت و جهاد اين شخصيت بزرگ آشنا بودند، از فقدان آن مرحوم متأثر شدند. از سوى همه علماء نجف به شما و علماى الازهر

نكوداشت

به مناسبت تكريم شخصيّت و آثار و افكار شيخ محمود شلتوت و آيت‏الله بروجردى، كنگره بزرگداشتى از طرف مجمع تقريب مذاهب اسلامى و مركز حوزه علميه قم در تاريخ 19/ 10 / 79 به مدت دو روز در تهران و قم برگزار شد كه تجديد عهدى بين علماى فريقين بود.

در اين كنگره، هيئتى علمى از كشور مصر به سرپرستى شيخ محمود عبدالغنى عاشور، قائم مقام شيخ الازهر، شركت داشتند. از جمله شخصيتهاى بزرگ مصرى كه در اين كنگره حضور داشت و مقاله‏اى علمى راجع به زندگى شيخ محمود شلتوت ارائه كرد، استاد دكتر نصر فريد محمّد واصل، مفتى اعظم مصر، بود.(1)

در ابتداى اين كنگره، پيام مقام معظّم رهبرى به مناسبت برگزارى اين كنگره ايراد گرديد. به دليل اهميّت مباحث مطروحه در اين بيانيه و براى آشنايى با ديدگاه مقام معظم رهبرى درباره شيخ محمود شلتوت، متن كامل اين بيانيه را در ذيل مى‏آوريم:

خداى بزرگ را سپاسگزارم كه به شما دست

اندركاران محترم اين اجلاس، توفيق تجليل از دو بزرگمردى را عنايت كرد كه سهم آنان در آرزوى تقريب مذاهب اسلامى، بسى بزرگ و فراموش نشدنى است.

اين دو شخصيت برجسته و ممتاز يكى فقيه دوران و مرجع اعلاى همه شيعيان جهان در زمان خود، و ديگرى فقيه و مفتى بزرگ اهل سنّت و رئيس شجاع و نوانديش ازهر شريف، علامه شيخ محمود شلتوت، مى‏باشند. تجليل از اين دو شخصيت بلند آوازه دنياى اسلام، تنها تجليل از دو انسان بزرگ نيست؛ بلكه هدف اصلى اين بزرگداشت، تجليل از خدمت با عظمتى است كه اين دو به امّت اسلامى كرده‏اند.

امروزه دنياى اسلام كه از جهت ذخائر مادى و انسانى و فكرى و تاريخى، يكى از بزرگترين مجموعه‏هاى جهان است، بيش از هميشه نيازمند وحدت و تقريب است. اگر متمركز و هم‏جهت ساختن تلاشها و توان‏ها و به جريان انداختن آن در سمت و سوى نجات امّت اسلامى، هدف و آرزوى هر مسلمان خيرخواه و دلسوز است، بايد دانست كه اين هدف جز در سايه نزديك كردن دل‏ها، فكرها و ايمان‏ها دست يافتنى نيست.اين دو مرد بزرگ نزديك به نيم قرن پيش، اين حقيقت را دريافتند و براى آن تلاش كردند. و اگر مردان علم و سياست، اين تلاش را به جدّ دنبال مى‏كردند، شايد دنياى اسلام امروز شاهد نتايج غم‏انگيز اختلاف مسلمانان نمى‏شد. و شايد مصيبت فلسطين و ديگر اوضاع رقّت‏بار دنياى اسلام، اين چنين هولناك و دلخراش گريبان جهان اسلام را نمى‏گرفت.

در آن روز، همّت و عزم مرجع اعلاى شيعه و شجاعت و حرّيت مفتى بزرگ مصر، گامى بلند و در خور نياز زمان بود. امروز نيز بزرگان و انديشوران، عالمان دين و روشنفكران، مفتيان و سياستمداران هر يك وظايف بزرگ اين راه را بر دوش دارند.

مجمع التقريب مذاهب اسلامى در تهران، مى‏بايد مانند دارالتقريب مذاهب اسلامى در قاهره، به كارى بزرگ و ماندگار همّت گمارد. امواج تخريب روابط مذاهب و ملّت‏ها، از كانون‏هاى فتنه در درون دنياى اسلام و بيرون آن، تشتّت روز افزون ملّت‏ها و مذاهب اسلامى را نشانه گرفته است. مجاهدت مخلصانه در برابر اين امواج فتنه، وظيفه همگان به خصوص آگاهان و هوشمندان است. با تمسّك به قرآن و سنّت قطعى نبوى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مانند حديث ثقلين و تبعيّت از اهل بيت عليهم‏السلام راه روشنى در برابر ما قرار مى‏گيرد.

از خداوند متعال توفيق پيمودن اين راه را براى خود و شما و همه علما و امّت اسلامى مسئلت مى‏كنم.

در پايان لازم مى‏دانم از زحمات دست اندركاران اين اجلاس تشكر كنم و براى روح مرحوم علامه شيخ محمدتقى قمى، مؤسس دارالتقريب، طلب رحمت و مغفرت نمايم.

والسلام عليكم و رحمة الله

سيد على خامنه‏اى

18 / دى ماه / 1379؛ 11 / شوّال / 1421.(1)

منابع

19. اخلاق، محمود شلتوت، مترجم سيد خليل خليليان، شركت سهامى انتشار، تهران، 1344.

20. اسلام و يادبودها، محمود شلتوت، مترجم سيد خليل خليليان، شركت سهامى انتشار، تهران [بى تا].

21. الازهر فى ألف عام، دكتر محمد عبدالمنعم خفاجى، مكتبة الكليات الحديثه، بيروت 1408هـ. ق.

22. الاسلام عقيدة و شريعة، دارالقلم، قاهره [بى تا].

23. الاعلام الشرقية، زكى محمّد مجاهد، دارالغرب الاسلامى، چاپ دوّم، بيروت، 1994 م.

24. المنجد فى الاعلام، چاپ 27، لبنان 1982 م.

25. برآورد استراتژيك مصر، انتشارات مؤسسه فرهنگى مطالعات و تحقيقات بين‏المللى ايران، تهران، 1381.

26. بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، سيد حميد روحانى (زيارتى)، مركز اسناد انقلاب اسلامى، تهران.

27. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى، بهاء الدين خرمشاهى، انتشارات دوستان، چاپ اوّل، 1377 .

28. در كشتزار اجتماع، محمود شلتوت، مترجم سيد خليل خليليان، شركت سهامى انتشار، تهران 1344.

29. روابط خارجى ايران 1320 - 1357، عليرضا ازغندى، نشر توس، 1376.

30. روزنامه اطلاعات سيد محمود دعائى (زير نظر)، 13/4/74، ويژه‏نامه.

31. روزنامه جمهورى اسلامى، مسيح مهاجرى، (زير نظر)19/10/1379، ويژه نامه.

32. روزنامه كيهان، حسين شريعتمدارى، (زير نظر)، 16/5/72.

33. شيخ محمود شلتوت طلايه دار تقريب، كريم بى‏آزار

شيرازى، مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، 1379.

34. طلايه داران تقريب، محمد عبده رايت اصلاح، مهدى احمدى، مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، تهران 1383.

35. ماهنامه اخبار تقريب، مجمع تقريب مذاهب اسلامى.

36. ماهنامه مكتب اسلام، آيت‏الله مكارم شيرازى (زيرنظر)، اسفند 1338.

37. مجموعه مقالات، صالحى نجف‏آبادى، نشر دانش اسلامى، 1364.

38. مردم و دين، شيخ محمود شلتوت، مترجم سيد خليل خليليان، انتشارات الهام، تهران.

39. مع علماء النجف الاشرف، سيد محمّد غروى، دارالثقلين، چاپ اوّل، بيروت 1420 ه .ق.

40. نهج‏البلاغه، ترجمه محمد دشتى، انتشارات صفحه نگار، قم 1379.

41. همبستگى مذاهب اسلامى، ترجمه و نگارش كريم بى‏آزار شيرازى، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، تهران 1377.